text: {'id': 'sn1', 'paragraphs': [{'paragraph_id': 'sp11', 'text': 'در این بخش علاوه بر خطبه ها قسمت های مهمی از منتخبات سخنان آن حضرت که به منزله خطبه است و به مناسبت حوادث مختلف و پیشامدهای گوناگون ایراد شده ذکر می شود'}, {'paragraph_id': 'sp12', 'text': 'ستایش مخصوص خداوندی است که ستایشگران هرگز به مدح و ثنای او نمی رسند و حسابگران (زبردست) هرگز نمی توانند نعمت هایش را شماره کنند و تلاشگران هرگز قادر به ادای حقّ او نیستند. همان خدایی که افکار بلند و ژرف اندیش، کنه ذاتش را درک نکنند و غوّاصان هوشمند (دریای علوم و دانش ها) دسترسی به کمال هستی اش پیدا ننمایند. همان کسی که برای صفاتش حدّی نیست و توصیفی برای بیان اوصافش وجود ندارد و برای ذات پاک او، نه وقت معیّنی است و نه سرآمد مشخّصی. مخلوقات را با قدرتش آفرید و بادها را با رحمتش به حرکت درآورد و گسترش داد و لرزش و اضطراب زمین را به وسیله کوه ها آرام ساخت'}, {'paragraph_id': 'sp13', 'text': 'سرآغاز دین، معرفت و شناخت اوست و کمال معرفتش تصدیق ذات پاک اوست و کمال تصدیق او همان توحید اوست و کمال توحیدش، اخلاص برای اوست و کمال اخلاص برای او، نفی صفات ممکنات از اوست؛ چرا که هر صفتی (از این صفات) گواهی می دهد که غیر از موصوف است و هر موصوفی (از ممکنات) شهادت می دهد که غیر از صفت است. پس هرکس خداوند سبحان را (با صفاتی همچون صفات مخلوقات) توصیف کند او را با امور دیگری قرین ساخته و آن کس که او را با چیز دیگری قرین کند دوگانگی در ذات او قائل شده و کسی که دوگانگی برای او قائل شود اجزایی برای او پنداشته و هر کس برای او اجزایی قائل شود به راستی او را نشناخته است و کسی که او را نشناسد به او اشاره می کند و هر کس به او اشاره کند او را محدود شمرده و هرکس او را محدود بداند او را به شمارش درآورده است (و در وادی شرک سرگردان شده است)!'}, {'paragraph_id': 'sp14', 'text': 'و هرکس بگوید: خدا در چیست او را در ضمن چیزی پنداشته و هرکس بپرسد: بر روی چه قرار دارد جایی را از او خالی دانسته است. همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است. وجودی است که سابقه عدم برای او نیست. با همه چیز همراه است، امّا نه این که قرین آن باشد و با همه چیز مغایر است، امّا نه این که از آن بیگانه و جدا باشد. او انجام دهنده (هرکاری) است، امّا نه به آن معنا که حرکات و ابزاری داشته باشد. بیناست حتّی در آن زمانی که موجود قابل رویتی از خلقش وجود نداشته است. یگانه و تنهاست زیرا کسی نیست که او با آن کس انس گیرد و از فقدانش ناراحت و متوحّش شود'}, {'paragraph_id': 'sp15', 'text': 'آفرینش را بدون نیاز به اندیشه و فکر و استفاده از تجربه، و بی آن که حرکتی ایجاد کند و درباره تصمیمی بیندیشد ایجاد کرد و آغاز نمود. خلقت هر موجودی را به وقت خاصّش موکول کرد موجودات گوناگون را با یکدیگر التیام داد و به هرکدام طبیعتی مخصوص و غریزه ای ویژه بخشید و صفات ویژه آن ها را همراهشان ساخت و پیش از آن که آن ها را بیافریند از همه آن ها آگاه بود و به حدود و پایان آن ها احاطه داشت و از جمیع لوازم و تمام جوانب آن ها باخبر بود'}, {'paragraph_id': 'sp16', 'text': 'سپس خداوند سبحان طبقات جوّ را از هم گشود و اطراف آن را باز کرد و فضاهای خالی ایجاد نمود!'}, {'paragraph_id': 'sp17', 'text': 'سپس خداوند در آن (فضای عظیم) آبی جاری ساخت که امواج متلاطم و متراکم داشت و این درحالی بود که امواج از این دریای خروشان برمی خواست و بریکدیگر سوار می شد، و آن را بر پشت تندبادی شدید و طوفانی کوبنده و شکننده سوار کرد سپس باد را به بازگرداندن آن امواج فرمان داد و بر نگهداری اش مسلّط ساخت و تا حدّی که لازم بود، آن دو را با هم مقرون کرد، فضای خالی در زیر آن گشوده شده بود و آب در بالای آن در حرکت سریع قرار داشت'}, {'paragraph_id': 'sp18', 'text': 'سپس خداوند پاک و منزّه، طوفانی برانگیخت که (دارای ویژگی \u200cهایی بود که آن را از باد و طوفان \u200cهای معمولی کره زمین جدا می \u200cکرد) بادی نازا بود و همراه و ملازم آب بود و از آن جدا نمی\u200c شد و از نقطه \u200cای دور، سرچشمه می\u200c گرفت. پس به آن فرمان داد که آب\u200c های متراکم را برهم زند و امواج دریاها را به هر سو بفرستد! در نتیجه، همچون مشک سقّایی، آن\u200c ها را به \u200cهم زد و با همان شدّت که در فضا می \u200cوزید، به آن امواج حمله \u200cور شد. آغازش را بر آخرش فرو می \u200cریخت و قسمت \u200cهای ساکن آن را به امواج متحرّک پیوند می \u200cداد. تا آب \u200cها روی هم انباشته شد و همچون قلّه کوه بالا آمد و امواج، کف \u200cهایی را بیرون فرستاد و در هوای باز و جوّی وسیع، پراکنده ساخت و از آن، هفت آسمان را پدید آورد. آسمان پایین را همچون موج مهار شده\u200cای قرار داد و آسمان برترین را همچون\nسقفی محفوظ و بلند. بی آن که ستونی برای نگاهداری آن باشد و نه میخ هایی که آن را محکم کند. سپس آسمان پایین را به وسیله کواکب و نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و چراغی روشنی بخش و ماهی نورافشان در آن به جریان انداخت، در مداری متحرّک و سقفی گردان و صفحه ای جنبنده'}, {'paragraph_id': 'sp19', 'text': 'سپس آسمان های بلند را از هم گشود و آن ها را مملوّ از فرشتگان مختلف ساخت. گروهی از آنان همیشه در سجودند و رکوع ندارند و گروهی در رکوع اند و قیام نمی کنند و گروهی در صفوفی که هرگز از هم جدا نمی شود قرار دارند و همواره تسبیح می گویند و خسته نمی شوند. هیچ گاه چشمان آن ها را خواب فرانمی گیرد و عقلشان گرفتار سهو و خطا نمی شود، بدن آن ها به سستی نمی گراید و غفلت نسیان، بر آنان عارض نمی شود. گروهی از آنان امنای وحی او و زبان او برای پیامبران اند و پیوسته برای رساندن حکم و فرمانش در رفت و آمدند و جمعی دیگر حافظان بندگان اویند و دربانان بهشت هایش. بعضی از آن ها پاهایشان در طبقات پایین زمین ثابت و گردن هایشان از آسمان بالا گذشته است و ارکان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته و شانه های آن ها برای حفظ پایه های عرش خدا آماده است و در برابر عرش او چشم های خود را پایین افکنده، در زیر آن بال های خود را به خود پیچیده اند. میان آن ها و کسانی که در مراتب پایین تر قرار دارند، حجاب های عزّت و پرده های قدرت فاصله افکنده است. (آن ها چنان در معرفت الهی پیش رفته اند که) هرگز پروردگار خود را در وهم و ذهن خود تصویر نمی کنند و صفات مخلوقات را برای او قائل نمی شوند. هرگز او را در مکانی محدود نمی سازند و با نظایر و امثال به او اشاره نمی کنند'}, {'paragraph_id': 'sp110', 'text': 'سپس خداوند سبحان، مقداری خاک از قسمت های سخت و نرم زمین و بخش های شیرین و شوره زار گردآورد و آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد و آن را با رطوبت آمیخت تا به صورت موجودی چسبناک درآمد و از آن صورتی آفرید که دارای خمیدگی ها و پیوندها و اعضا و مفاصل بود. سپس آن را سفت و جامد کرد تا خود را نگه دارد و صاف و محکم و خشک ساخت و این حال تا وقت معیّن و سرانجام معلومی ادامه یافت. سپس از روح خود در آن دمید و به صورت انسانی درآورد دارای نیروهای عقلانی که او را در جهات مختلف به حرکت وامی دارد و فکری که به وسیله آن (در موجودات مختلف) تصرّف می کند و اعضایی که آن ها را به خدمت می گیرد و ابزاری که برای انجام مقاصدش آن ها\nرا زیر و رو می کند و شناختی که به وسیله آن حق را از باطل جدا می سازد و طعم های مختلف و بوهای گوناگون و رنگ ها و اجناس مختلف را از یکدیگر بازمی شناسد، این در حالی است که او را معجونی از رنگ های مختلف و ترکیبی از اشیای همسان و نیروهای متضاد و اخلاط مختلف از حرارت و برودت و رطوبت و خشکی قرار داد'}, {'paragraph_id': 'sp111', 'text': 'خداوند سبحان از فرشتگان خواست تا ودیعه ای را که نزد آن ها بود ادا کنند و به پیمانی که با او درباره سجود برای آدم و خضوع برای بزرگداشت او بسته بودند عمل نمایند و فرمود: برای آدم سجده کنید همه سجده کردند جز ابلیس که خشم و غضب و کبر و نخوت او را فراگرفت و شقاوت و بدبختی بر وی غلبه کرد، به آفرینش خود افتخار نمود و خلقت آدم را از گل خشکیده، سبک شمرد. خداوند خواسته او را پذیرفت چرا که مستحق غضب الهی بود و می خواست امتحان را بر بندگان تمام کند و وعده ای را که به او داده بود، تحقّق بخشد. فرمود: تو از مهلت داده شدگانی (نه تا روز قیامت بلکه) تا روز و وقت معیّنی'}, {'paragraph_id': 'sp112', 'text': 'سپس خداوند سبحان، آدم را در خانه ای سکنی بخشید که زندگی اش را در آن پرنعمت و گوارا کرده بود و جایگاه او را امن و امان ساخته بود و او را از ابلیس و عداوت و دشمنی اش بر حذر داشت، ولی (سرانجام) دشمنش او را فریب داد، چرا که به او حسادت می ورزید و از این که او در سرای پایدار و همنشین با نیکان است سخت ناراحت بود. آدم یقین خود را به شک و تردید او فروخت و تصمیم راسخ را با گفته سست او مبادله کرد، و به دلیل همین موضوع، شادی خود را به ترس و وحشت مبدّل ساخت و فریب شیطانی برای او پشیمانی به بار آورد، سپس خداوند سبحان دامن توبه را برای او گسترد و کلمات رحمتش را به او القا نمود و وعده بازگشت به بهشتش را به او داد و او را به سرای آزمایش (دنیا) و جایگاه توالد و تناسل فرو فرستاد'}, {'paragraph_id': 'sp113', 'text': 'خداوند سبحان، از فرزندان آدم پیامبرانی برگزید و از آن ها پیمان گرفت که وحی الهی را به خوبی حفظ کنند و امانت رسالت را به مردم ابلاغ نمایند، این در زمانی بود که اکثر مردم پیمانی را که خداوند از آن ها گرفته بود دگرگون ساختند و همتا و شریکانی، برای او قرار دادند و شیاطین، آن ها را از معرفت خداوند بازداشتند و از عبادت او جدا کردند، به همین دلیل خداوند، پیامبرانش را در میان آن ها مبعوث کرد و رسولان خود را پی در پی به سوی آنان فرستاد تا پیمان فطرت\nرا از آن ها مطالبه کنند و نعمت های فراموش شده الهی را به آنان یادآوری نمایند و با ابلاغ دستورات او حجّت را بر آن ها تمام کنند و گنج های پنهانی عقل ها را برای آن ها آشکار سازند و قدرت خدا را به آن ها نشان دهند، ازجمله: سقف برافراشته آسمان که بر فراز آن هاست و گاهواره زمین که در زیر پای آن ها نهاده شده و وسایل زندگی که حیات به آن ها می بخشد و سرآمدهای عمر که آنان را فانی می سازد و مشکلات و رنج هایی که آنان را پیر می کند و حوادثی که پی در پی بر آنان وارد می شود. و خداوند سبحان هیچ گاه جامعه بشری را از پیامبر مرسل، یا کتاب آسمانی، یا دلیلی قاطع و یا راهی روشن، خالی نگذاشته است، پیامبرانی که کمی نفراتشان و فزونی دشمنان و تکذیب کنندگانشان، آن ها را از انجام وظایف، باز نمی داشت، پیامبرانی که بعضی به ظهور پیامبر آینده بشارت می دادند و بعضی از طریق پیامبر پیشین شناخته شده بودند و به این ترتیب قرن ها گذشت و روزگاران سپری شد، پدران رفتند و فرزندان، جانشین آنان شدند'}, {'paragraph_id': 'sp114', 'text': '(این وضع همچنان ادامه داشت) تا این که خداوند سبحان محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) را برای وفای به عهد خویش و کامل کردن نبوّتش مبعوث کرد. این در حالی بود که از همه پیامبران، پیمان درباره او گرفته شده بود (که به او ایمان بیاورند و بشارت ظهورش را به پیروان خویش بدهند) و در حالی که نشانه هایش مشهود و میلادش پربرکت بود. و در آن روز مردم زمین، دارای مذاهب پراکنده و افکار ضدّ و نقیض و راه ها و عقاید پراکنده بودند: گروهی خدا را به مخلوقاتش تشبیه می کردند و گروهی نام او را بر بت ها می نهادند و بعضی به غیر او اشاره و دعوت می نمودند، امّا خداوند آن ها را به وسیله آن حضرت از گمراهی رهایی بخشید و به واسطه وجود پر برکتش، آنان را از جهالت نجات داد. سپس خداوند سبحان، لقای خویش را برای محمّد (صلی الله علیه و آله) انتخاب کرد و آنچه را نزد خود داشت برای او پسندید و او را با رحلت و انتقال از دار دنیا به سرای آخرت گرامی داشت و از گرفتاری در چنگال مشکلات نجات بخشید. آری، در نهایت احترام، او را قبض روح کرد، درود خدا بر او و آلش باد! او هم، آنچه را انبیای پیشین برای امّت خود به یادگار گذاشته بودند، در میان شما به جای نهاد چرا که آن ها هرگز امّت خود را بی سرپرست و بی آن که راهی روشن در پیش پایشان بنهند و پرچمی برافراشته نزد آنان بگذارند، رها نمی کردند'}, {'paragraph_id': 'sp115', 'text': 'او (پیامبر اسلام) کتاب پروردگار شما را در میانتان به یادگار گذاشت در حالی که حلال و حرام خدا و واجبات و مستحبّاتش را بیان کرد و همچنین ناسخ و منسوخ آن و مباح و ممنوع آن را روشن نمود، خاص و عام آن را توضیح داد و پندها و مثل\u200cهایش را روشن ساخت و مطلق و مقیّد آن را بیان کرد و محکم و متشابه آن را معیّن فرمود و مجمل آن را تفسیر و غوامض و پیچیدگی \u200cهایش را (با سخنان مبارکش) تبیین کرد؛ این در حالی بود که معرفت و فراگیری بخشی (مهم) از آن (بر همه واجب بود و) پیمانش از همه گرفته شده بود و بخش دیگری، ناآگاهی از آن برای بندگان، مجاز بود (مانند حروف مقطّعه قرآن که به \u200cصورت اسرارآمیزی ذکر شده است) و در حالی بود که قسمتی از آن در این کتاب الهی (برای مدّت محدودی) واجب شده و نسخ آن در سنّت پیامبر معلوم\nگشته بود و نیز احکامی بود که در سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) عمل به آن واجب بود ولی در کتاب خدا ترک آن اجازه داده شده بود و احکامی که در بعضی از اوقات، واجب ولی در زمان بعد زایل شده بود. این ها همه در حالی است که انواع محرمات آن از هم جدا شده، از گناهان کبیره ای که خداوند وعده آتش خود را بر آن داده تا گناهان کوچکی که غفران و آمرزش خویش را برای آن مهیّا ساخته است و نیز احکامی که انجام کم آن مقبول و مراتب بیشترش مجاز بود و مردم از جهت آن در وسعت بودند (آری خداوند چنین کتابی را با این جامعیّت و وسعت و دقّت بر پیامبرش نازل کرد و او بعد از رحلتش آن را در میان امّت به یادگار گذاشت)'}, {'paragraph_id': 'sp116', 'text': '(خداوند) حجّ بیت الله (خانه گرامی و محترمش) را بر شما واجب کرده است، همان خانه ای که آن را قبله مردم قرار داده که همچون تشنه کامانی که به آبگاه می روند به سوی آن می آیند و همچون کبوتران به آن پناه می جویند. خداوند، حج را علامت فروتنی در برابر عظمتش و نشانه ای از اعتراف به عزّتش قرار داده و از میان خلق خود، شنوندگانی را برگزیده که دعوت او را اجابت کرده و سخنانش را تصدیق نموده اند و در جایگاه پیامبران الهی وقوف کرده و به فرشتگانی که بر گرد عرش الهی می گردند، شبیه می شوند. سودهای فراوانی در این تجارت خانه عبادت الهی به دست آورده و به سوی میعادگاه آمرزش و مغفرتش می شتابند. خداوند متعال این خانه را پرچم (یا علامتی) برای\nاسلام قرار داده و حرم امنی برای پناه جویان. ادای حقّ آن را واجب شمرده و حجّ آن را لازم کرده، و بر همه شما زیارت خانه اش را به طور دسته جمعی مقرّر داشته و فرموده است: «برای خدا بر مردم (واجب) است که آهنگ خانه (او) کنند آن ها که توانایی رفتن به سوی آن را دارند و هر کس کفر ورزد (و حجّ را ترک کند به خود زیان رسانده است) خداوند از همه جهانیان بی نیاز است»'}]} error:Error code: 502 - {'error': {'message': 'Bad gateway', 'type': 'gateway_error', 'code': 'bad_gateway'}} ------------------------------- text: {'id': 'sn1', 'paragraphs': [{'paragraph_id': 'sp11', 'text': 'در این بخش علاوه بر خطبه ها قسمت های مهمی از منتخبات سخنان آن حضرت که به منزله خطبه است و به مناسبت حوادث مختلف و پیشامدهای گوناگون ایراد شده ذکر می شود'}, {'paragraph_id': 'sp12', 'text': 'ستایش مخصوص خداوندی است که ستایشگران هرگز به مدح و ثنای او نمی رسند و حسابگران (زبردست) هرگز نمی توانند نعمت هایش را شماره کنند و تلاشگران هرگز قادر به ادای حقّ او نیستند. همان خدایی که افکار بلند و ژرف اندیش، کنه ذاتش را درک نکنند و غوّاصان هوشمند (دریای علوم و دانش ها) دسترسی به کمال هستی اش پیدا ننمایند. همان کسی که برای صفاتش حدّی نیست و توصیفی برای بیان اوصافش وجود ندارد و برای ذات پاک او، نه وقت معیّنی است و نه سرآمد مشخّصی. مخلوقات را با قدرتش آفرید و بادها را با رحمتش به حرکت درآورد و گسترش داد و لرزش و اضطراب زمین را به وسیله کوه ها آرام ساخت'}, {'paragraph_id': 'sp13', 'text': 'سرآغاز دین، معرفت و شناخت اوست و کمال معرفتش تصدیق ذات پاک اوست و کمال تصدیق او همان توحید اوست و کمال توحیدش، اخلاص برای اوست و کمال اخلاص برای او، نفی صفات ممکنات از اوست؛ چرا که هر صفتی (از این صفات) گواهی می دهد که غیر از موصوف است و هر موصوفی (از ممکنات) شهادت می دهد که غیر از صفت است. پس هرکس خداوند سبحان را (با صفاتی همچون صفات مخلوقات) توصیف کند او را با امور دیگری قرین ساخته و آن کس که او را با چیز دیگری قرین کند دوگانگی در ذات او قائل شده و کسی که دوگانگی برای او قائل شود اجزایی برای او پنداشته و هر کس برای او اجزایی قائل شود به راستی او را نشناخته است و کسی که او را نشناسد به او اشاره می کند و هر کس به او اشاره کند او را محدود شمرده و هرکس او را محدود بداند او را به شمارش درآورده است (و در وادی شرک سرگردان شده است)!'}, {'paragraph_id': 'sp14', 'text': 'و هرکس بگوید: خدا در چیست او را در ضمن چیزی پنداشته و هرکس بپرسد: بر روی چه قرار دارد جایی را از او خالی دانسته است. همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است. وجودی است که سابقه عدم برای او نیست. با همه چیز همراه است، امّا نه این که قرین آن باشد و با همه چیز مغایر است، امّا نه این که از آن بیگانه و جدا باشد. او انجام دهنده (هرکاری) است، امّا نه به آن معنا که حرکات و ابزاری داشته باشد. بیناست حتّی در آن زمانی که موجود قابل رویتی از خلقش وجود نداشته است. یگانه و تنهاست زیرا کسی نیست که او با آن کس انس گیرد و از فقدانش ناراحت و متوحّش شود'}, {'paragraph_id': 'sp15', 'text': 'آفرینش را بدون نیاز به اندیشه و فکر و استفاده از تجربه، و بی آن که حرکتی ایجاد کند و درباره تصمیمی بیندیشد ایجاد کرد و آغاز نمود. خلقت هر موجودی را به وقت خاصّش موکول کرد موجودات گوناگون را با یکدیگر التیام داد و به هرکدام طبیعتی مخصوص و غریزه ای ویژه بخشید و صفات ویژه آن ها را همراهشان ساخت و پیش از آن که آن ها را بیافریند از همه آن ها آگاه بود و به حدود و پایان آن ها احاطه داشت و از جمیع لوازم و تمام جوانب آن ها باخبر بود'}, {'paragraph_id': 'sp16', 'text': 'سپس خداوند سبحان طبقات جوّ را از هم گشود و اطراف آن را باز کرد و فضاهای خالی ایجاد نمود!'}, {'paragraph_id': 'sp17', 'text': 'سپس خداوند در آن (فضای عظیم) آبی جاری ساخت که امواج متلاطم و متراکم داشت و این درحالی بود که امواج از این دریای خروشان برمی خواست و بریکدیگر سوار می شد، و آن را بر پشت تندبادی شدید و طوفانی کوبنده و شکننده سوار کرد سپس باد را به بازگرداندن آن امواج فرمان داد و بر نگهداری اش مسلّط ساخت و تا حدّی که لازم بود، آن دو را با هم مقرون کرد، فضای خالی در زیر آن گشوده شده بود و آب در بالای آن در حرکت سریع قرار داشت'}, {'paragraph_id': 'sp18', 'text': 'سپس خداوند پاک و منزّه، طوفانی برانگیخت که (دارای ویژگی \u200cهایی بود که آن را از باد و طوفان \u200cهای معمولی کره زمین جدا می \u200cکرد) بادی نازا بود و همراه و ملازم آب بود و از آن جدا نمی\u200c شد و از نقطه \u200cای دور، سرچشمه می\u200c گرفت. پس به آن فرمان داد که آب\u200c های متراکم را برهم زند و امواج دریاها را به هر سو بفرستد! در نتیجه، همچون مشک سقّایی، آن\u200c ها را به \u200cهم زد و با همان شدّت که در فضا می \u200cوزید، به آن امواج حمله \u200cور شد. آغازش را بر آخرش فرو می \u200cریخت و قسمت \u200cهای ساکن آن را به امواج متحرّک پیوند می \u200cداد. تا آب \u200cها روی هم انباشته شد و همچون قلّه کوه بالا آمد و امواج، کف \u200cهایی را بیرون فرستاد و در هوای باز و جوّی وسیع، پراکنده ساخت و از آن، هفت آسمان را پدید آورد. آسمان پایین را همچون موج مهار شده\u200cای قرار داد و آسمان برترین را همچون\nسقفی محفوظ و بلند. بی آن که ستونی برای نگاهداری آن باشد و نه میخ هایی که آن را محکم کند. سپس آسمان پایین را به وسیله کواکب و نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و چراغی روشنی بخش و ماهی نورافشان در آن به جریان انداخت، در مداری متحرّک و سقفی گردان و صفحه ای جنبنده'}, {'paragraph_id': 'sp19', 'text': 'سپس آسمان های بلند را از هم گشود و آن ها را مملوّ از فرشتگان مختلف ساخت. گروهی از آنان همیشه در سجودند و رکوع ندارند و گروهی در رکوع اند و قیام نمی کنند و گروهی در صفوفی که هرگز از هم جدا نمی شود قرار دارند و همواره تسبیح می گویند و خسته نمی شوند. هیچ گاه چشمان آن ها را خواب فرانمی گیرد و عقلشان گرفتار سهو و خطا نمی شود، بدن آن ها به سستی نمی گراید و غفلت نسیان، بر آنان عارض نمی شود. گروهی از آنان امنای وحی او و زبان او برای پیامبران اند و پیوسته برای رساندن حکم و فرمانش در رفت و آمدند و جمعی دیگر حافظان بندگان اویند و دربانان بهشت هایش. بعضی از آن ها پاهایشان در طبقات پایین زمین ثابت و گردن هایشان از آسمان بالا گذشته است و ارکان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته و شانه های آن ها برای حفظ پایه های عرش خدا آماده است و در برابر عرش او چشم های خود را پایین افکنده، در زیر آن بال های خود را به خود پیچیده اند. میان آن ها و کسانی که در مراتب پایین تر قرار دارند، حجاب های عزّت و پرده های قدرت فاصله افکنده است. (آن ها چنان در معرفت الهی پیش رفته اند که) هرگز پروردگار خود را در وهم و ذهن خود تصویر نمی کنند و صفات مخلوقات را برای او قائل نمی شوند. هرگز او را در مکانی محدود نمی سازند و با نظایر و امثال به او اشاره نمی کنند'}, {'paragraph_id': 'sp110', 'text': 'سپس خداوند سبحان، مقداری خاک از قسمت های سخت و نرم زمین و بخش های شیرین و شوره زار گردآورد و آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد و آن را با رطوبت آمیخت تا به صورت موجودی چسبناک درآمد و از آن صورتی آفرید که دارای خمیدگی ها و پیوندها و اعضا و مفاصل بود. سپس آن را سفت و جامد کرد تا خود را نگه دارد و صاف و محکم و خشک ساخت و این حال تا وقت معیّن و سرانجام معلومی ادامه یافت. سپس از روح خود در آن دمید و به صورت انسانی درآورد دارای نیروهای عقلانی که او را در جهات مختلف به حرکت وامی دارد و فکری که به وسیله آن (در موجودات مختلف) تصرّف می کند و اعضایی که آن ها را به خدمت می گیرد و ابزاری که برای انجام مقاصدش آن ها\nرا زیر و رو می کند و شناختی که به وسیله آن حق را از باطل جدا می سازد و طعم های مختلف و بوهای گوناگون و رنگ ها و اجناس مختلف را از یکدیگر بازمی شناسد، این در حالی است که او را معجونی از رنگ های مختلف و ترکیبی از اشیای همسان و نیروهای متضاد و اخلاط مختلف از حرارت و برودت و رطوبت و خشکی قرار داد'}, {'paragraph_id': 'sp111', 'text': 'خداوند سبحان از فرشتگان خواست تا ودیعه ای را که نزد آن ها بود ادا کنند و به پیمانی که با او درباره سجود برای آدم و خضوع برای بزرگداشت او بسته بودند عمل نمایند و فرمود: برای آدم سجده کنید همه سجده کردند جز ابلیس که خشم و غضب و کبر و نخوت او را فراگرفت و شقاوت و بدبختی بر وی غلبه کرد، به آفرینش خود افتخار نمود و خلقت آدم را از گل خشکیده، سبک شمرد. خداوند خواسته او را پذیرفت چرا که مستحق غضب الهی بود و می خواست امتحان را بر بندگان تمام کند و وعده ای را که به او داده بود، تحقّق بخشد. فرمود: تو از مهلت داده شدگانی (نه تا روز قیامت بلکه) تا روز و وقت معیّنی'}, {'paragraph_id': 'sp112', 'text': 'سپس خداوند سبحان، آدم را در خانه ای سکنی بخشید که زندگی اش را در آن پرنعمت و گوارا کرده بود و جایگاه او را امن و امان ساخته بود و او را از ابلیس و عداوت و دشمنی اش بر حذر داشت، ولی (سرانجام) دشمنش او را فریب داد، چرا که به او حسادت می ورزید و از این که او در سرای پایدار و همنشین با نیکان است سخت ناراحت بود. آدم یقین خود را به شک و تردید او فروخت و تصمیم راسخ را با گفته سست او مبادله کرد، و به دلیل همین موضوع، شادی خود را به ترس و وحشت مبدّل ساخت و فریب شیطانی برای او پشیمانی به بار آورد، سپس خداوند سبحان دامن توبه را برای او گسترد و کلمات رحمتش را به او القا نمود و وعده بازگشت به بهشتش را به او داد و او را به سرای آزمایش (دنیا) و جایگاه توالد و تناسل فرو فرستاد'}, {'paragraph_id': 'sp113', 'text': 'خداوند سبحان، از فرزندان آدم پیامبرانی برگزید و از آن ها پیمان گرفت که وحی الهی را به خوبی حفظ کنند و امانت رسالت را به مردم ابلاغ نمایند، این در زمانی بود که اکثر مردم پیمانی را که خداوند از آن ها گرفته بود دگرگون ساختند و همتا و شریکانی، برای او قرار دادند و شیاطین، آن ها را از معرفت خداوند بازداشتند و از عبادت او جدا کردند، به همین دلیل خداوند، پیامبرانش را در میان آن ها مبعوث کرد و رسولان خود را پی در پی به سوی آنان فرستاد تا پیمان فطرت\nرا از آن ها مطالبه کنند و نعمت های فراموش شده الهی را به آنان یادآوری نمایند و با ابلاغ دستورات او حجّت را بر آن ها تمام کنند و گنج های پنهانی عقل ها را برای آن ها آشکار سازند و قدرت خدا را به آن ها نشان دهند، ازجمله: سقف برافراشته آسمان که بر فراز آن هاست و گاهواره زمین که در زیر پای آن ها نهاده شده و وسایل زندگی که حیات به آن ها می بخشد و سرآمدهای عمر که آنان را فانی می سازد و مشکلات و رنج هایی که آنان را پیر می کند و حوادثی که پی در پی بر آنان وارد می شود. و خداوند سبحان هیچ گاه جامعه بشری را از پیامبر مرسل، یا کتاب آسمانی، یا دلیلی قاطع و یا راهی روشن، خالی نگذاشته است، پیامبرانی که کمی نفراتشان و فزونی دشمنان و تکذیب کنندگانشان، آن ها را از انجام وظایف، باز نمی داشت، پیامبرانی که بعضی به ظهور پیامبر آینده بشارت می دادند و بعضی از طریق پیامبر پیشین شناخته شده بودند و به این ترتیب قرن ها گذشت و روزگاران سپری شد، پدران رفتند و فرزندان، جانشین آنان شدند'}, {'paragraph_id': 'sp114', 'text': '(این وضع همچنان ادامه داشت) تا این که خداوند سبحان محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) را برای وفای به عهد خویش و کامل کردن نبوّتش مبعوث کرد. این در حالی بود که از همه پیامبران، پیمان درباره او گرفته شده بود (که به او ایمان بیاورند و بشارت ظهورش را به پیروان خویش بدهند) و در حالی که نشانه هایش مشهود و میلادش پربرکت بود. و در آن روز مردم زمین، دارای مذاهب پراکنده و افکار ضدّ و نقیض و راه ها و عقاید پراکنده بودند: گروهی خدا را به مخلوقاتش تشبیه می کردند و گروهی نام او را بر بت ها می نهادند و بعضی به غیر او اشاره و دعوت می نمودند، امّا خداوند آن ها را به وسیله آن حضرت از گمراهی رهایی بخشید و به واسطه وجود پر برکتش، آنان را از جهالت نجات داد. سپس خداوند سبحان، لقای خویش را برای محمّد (صلی الله علیه و آله) انتخاب کرد و آنچه را نزد خود داشت برای او پسندید و او را با رحلت و انتقال از دار دنیا به سرای آخرت گرامی داشت و از گرفتاری در چنگال مشکلات نجات بخشید. آری، در نهایت احترام، او را قبض روح کرد، درود خدا بر او و آلش باد! او هم، آنچه را انبیای پیشین برای امّت خود به یادگار گذاشته بودند، در میان شما به جای نهاد چرا که آن ها هرگز امّت خود را بی سرپرست و بی آن که راهی روشن در پیش پایشان بنهند و پرچمی برافراشته نزد آنان بگذارند، رها نمی کردند'}, {'paragraph_id': 'sp115', 'text': 'او (پیامبر اسلام) کتاب پروردگار شما را در میانتان به یادگار گذاشت در حالی که حلال و حرام خدا و واجبات و مستحبّاتش را بیان کرد و همچنین ناسخ و منسوخ آن و مباح و ممنوع آن را روشن نمود، خاص و عام آن را توضیح داد و پندها و مثل\u200cهایش را روشن ساخت و مطلق و مقیّد آن را بیان کرد و محکم و متشابه آن را معیّن فرمود و مجمل آن را تفسیر و غوامض و پیچیدگی \u200cهایش را (با سخنان مبارکش) تبیین کرد؛ این در حالی بود که معرفت و فراگیری بخشی (مهم) از آن (بر همه واجب بود و) پیمانش از همه گرفته شده بود و بخش دیگری، ناآگاهی از آن برای بندگان، مجاز بود (مانند حروف مقطّعه قرآن که به \u200cصورت اسرارآمیزی ذکر شده است) و در حالی بود که قسمتی از آن در این کتاب الهی (برای مدّت محدودی) واجب شده و نسخ آن در سنّت پیامبر معلوم\nگشته بود و نیز احکامی بود که در سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) عمل به آن واجب بود ولی در کتاب خدا ترک آن اجازه داده شده بود و احکامی که در بعضی از اوقات، واجب ولی در زمان بعد زایل شده بود. این ها همه در حالی است که انواع محرمات آن از هم جدا شده، از گناهان کبیره ای که خداوند وعده آتش خود را بر آن داده تا گناهان کوچکی که غفران و آمرزش خویش را برای آن مهیّا ساخته است و نیز احکامی که انجام کم آن مقبول و مراتب بیشترش مجاز بود و مردم از جهت آن در وسعت بودند (آری خداوند چنین کتابی را با این جامعیّت و وسعت و دقّت بر پیامبرش نازل کرد و او بعد از رحلتش آن را در میان امّت به یادگار گذاشت)'}, {'paragraph_id': 'sp116', 'text': '(خداوند) حجّ بیت الله (خانه گرامی و محترمش) را بر شما واجب کرده است، همان خانه ای که آن را قبله مردم قرار داده که همچون تشنه کامانی که به آبگاه می روند به سوی آن می آیند و همچون کبوتران به آن پناه می جویند. خداوند، حج را علامت فروتنی در برابر عظمتش و نشانه ای از اعتراف به عزّتش قرار داده و از میان خلق خود، شنوندگانی را برگزیده که دعوت او را اجابت کرده و سخنانش را تصدیق نموده اند و در جایگاه پیامبران الهی وقوف کرده و به فرشتگانی که بر گرد عرش الهی می گردند، شبیه می شوند. سودهای فراوانی در این تجارت خانه عبادت الهی به دست آورده و به سوی میعادگاه آمرزش و مغفرتش می شتابند. خداوند متعال این خانه را پرچم (یا علامتی) برای\nاسلام قرار داده و حرم امنی برای پناه جویان. ادای حقّ آن را واجب شمرده و حجّ آن را لازم کرده، و بر همه شما زیارت خانه اش را به طور دسته جمعی مقرّر داشته و فرموده است: «برای خدا بر مردم (واجب) است که آهنگ خانه (او) کنند آن ها که توانایی رفتن به سوی آن را دارند و هر کس کفر ورزد (و حجّ را ترک کند به خود زیان رسانده است) خداوند از همه جهانیان بی نیاز است»'}]} error:Error code: 502 - {'error': {'message': 'Bad gateway', 'type': 'gateway_error', 'code': 'bad_gateway'}} -------------------------------