eval
This commit is contained in:
parent
700571aa6a
commit
95dbc23c0e
|
|
@ -0,0 +1,329 @@
|
|||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: در فتنه ها باید چگونه باشیم؟
|
||||
answer:حکمت 473
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش؛ نه پشت او قوی شده که سوارش شوند نه پستانی دارد که بدوشند.
|
||||
|
||||
خطبه 156
|
||||
آن کس که در آن هنگام (در فتنه ها) بتواند خود را وقف خدای متعال سازد باید چنین کند و اگر مرا اطاعت کنید، من (در میان انبوه فتنه ها) به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد؛ هر چند راهی است پرمشقّت و دارای تلخی های فراوان.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: عاقبت مذاکره و سازش با دشمن چیه؟
|
||||
answer:از میان متنهای ارائه شده، هیچ بخشی به طور مستقیم به عاقبت مذاکره و سازش با دشمن اشاره نمیکند. متنهای موجود بیشتر به مسائل نظامی، فرماندهی، فضایل ائمه، و رنجش از سستی یاران در جهاد میپردازند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: عاقبت سازش با دشمن چیه؟
|
||||
answer:از متنهای ارائه شده، هیچ بخشی به طور مستقیم به عاقبت سازش با دشمن اشاره ندارد. متون موجود بیشتر به موضوعات نظامی، فرماندهی، و اوضاع سیاسی زمان امام علی (ع) میپردازند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: عاقبت مذاکره و سازش با دشمن چیه؟
|
||||
answer:خطبه 68 - پس از شهادت محمد بن ابي بکر:
|
||||
از سخنان امام (علیه السلام) است
|
||||
که آن را پس از این که فرمان حکومت مصر را به محمّد بن ابی بکر داد و او در صحنه مبارزه با دشمن مغلوب و کشته شد، ایراد فرمود
|
||||
من می خواستم هاشم بن عتبه (مرقال) را زمامدار مصر کنم و اگر او را والی آن منطقه کرده بودم، عرصه را بر آن ها (لشکر معاویه) خالی نمی گذاشت و به آن ها فرصت نمی داد (ولی فشار گروهی از افراد مانع شد) با این حال، من محمّد بن ابی بکر را نکوهش نمی کنم، زیرا او مورد علاقه من بود و در دامان من پرورش یافت.
|
||||
|
||||
حکمت 473 -:
|
||||
به حضرت عرض کردند: چه خوب بود محاسن خود را رنگ و خضاب می کردید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خضاب ورنگ بستن زینت است ولی ما عزاداریم. (منظور امام (علیه السلام) رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود).
|
||||
|
||||
حکمت 334 - ستمگر 1:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: اگر انسان، سرآمد زندگی و عاقبت کار خود را می دید، آرزوها و غرورش را دشمن می شمرد.
|
||||
|
||||
خطبه 161 - در بيان صفات پيامبر و خاندان او:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) است
|
||||
که از فضایل پیامبر و خاندانش (علیهم السلام) و پیروان آیینش سخن می گوید و در ضمن، مردم را به تقوا دعوت می فرماید.
|
||||
|
||||
خطبه 39 - نکوهش ياران و دعوت به جهاد:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) استآن را هنگامی ایراد فرمود که از حمله «نعمان بن شبیر» (از یاران معاویه) به «عین التمر» (یکی از مناطق شمالی عراق) آگاه شد. امام (علیه السلام) در این خطبه، عذر خویش را (از عدم مقابله سریع با دشمن) بیان و مردم را برای یاری و همکاری بسیج می کند.
|
||||
|
||||
خطبه 207 - بازداشتن امام حسن از رفتن به ميدان:
|
||||
از سخنان امام (علیه السلام) است
|
||||
که در بعضی از روزهای جنگ صفین هنگامی که مشاهده کرد فرزندش امام حسن (علیه السلام) برای جنگ شتاب دارد، بیان فرمود
|
||||
این جوان (امام حسن (علیه السلام)) را از طرف من بگیرید و نگاه دارید (تا به میدان جنگ پا نگذارد) مبادا (مرگ او) مرا درهم بکوبد، زیرا من هرگز حاضر نیستم این دو یعنی امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) را از دست بدهم تا نسل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مرگ آن ها قطع نشود.
|
||||
|
||||
خطبه 25 - رنجش از ياران سست راي:
|
||||
برای حکومت من، جز کوفه که آن را جمع می کنم و یا می گشایم، باقی نمانده است. ای کوفه! اگر تنها تو (سرمایه من در برابر دشمن) باشی، آن هم با این همه طوفان که داری، چهره ات زشت باد (و ای کاش تو هم نبودی)!سپس امام (علیه السلام) به گفته شاعر، تمثّل جست که می گوید:به جان پدر نیکوکارت ای عمرو! سوگند! که من فقط سهم اندکی از آن پیمانه دارم. (این کلام، اشاره به این دارد که بر اثر نافرمانی و عصیان مردم کوفه و عراق، توان من برای حکومت و مبارزه با دشمن، کاهش یافته است).
|
||||
|
||||
خطبه 25 - رنجش از ياران سست راي:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) استمرحوم سیّد رضی در آغاز این خطبه می گوید: اخبار متواتری از گوشه و کنار به امام (علیه السلام) رسید که اصحاب معاویه، بر پاره ای از بلاد، استیلا یافته اند. عبیدالله بن عباس و سعید بن نمران، فرمانداران امام (علیه السلام) در یمن، پس از غلبه بسْربن ابی ارْطاره بر آنجا، نزد امام (علیه السلام) بازگشتند. امام (علیه السلام) برای توبیخ و سرزنش اصحابش به دلیل مسامحه در جهاد و تخلّف از دستوراتش، بر منبر ایستاد و این سخن را ایراد فرمود.
|
||||
|
||||
نامه 11 - سفارشي به سپاهي که به سوي دشمن فرستاد:
|
||||
از وصایا و سفارش های امام (علیه السلام) است
|
||||
به سپاهی که آن ها را به سوی دشمن فرستاد
|
||||
هنگامی که به دشمن رسیدید یا دشمن به سراغ شما آمد، لشکرگاه خود را در جلوی تپه ها یا دامنه کوهها یا کنار نهرها قرار دهید تا سبب حفاظت و ایمنی شما گردد و بهتر بتوانید از پیش رو به دفاع بپردازید و باید همواره پیکار شما با دشمن از یک سو یا دوسو باشد (نه بیشتر زیرا تعدّد جهات باعث تجزیه لشکر و تشتت قوا و آسیب پذیری آن می شود) مراقبان و دیدبان هایی بر قلّه کوه ها وروی تپّه ها و بلندی ها قرار دهید، مبادا دشمن از جایی که محل خطر یا مورد اطمینان شماست ناگهان به شما حمله کند. و بدانید که مقدّمه لشکر چشم های لشکرند، و چشم های مقدّمه، پیشگامان و نیروی اطلاعاتی لشکرند. از پراکندگی و تفرقه به شدّت بپرهیزید؛ بنابراین هنگامی که توقف کردید وپیاده شدید، همه با هم پیاده شوید و هرگاه کوچ کردید همه با هم کوچ کنید و هنگامی که پرده های تاریکی شب شما را پوشاند، نیزه داران را با نیزه به صورت دایره ای در اطراف لشکر قرار دهید (و لشکر در وسط آن استراحت کند) ولی خوابتان باید بسیار سبک و کوتاه باشد همچون شخصی که آب را جرعه جرعه می نوشد و یا مضمضه می کند.
|
||||
|
||||
خطبه 91 - خطبه اشباح:
|
||||
از خطبه های درخشان امام (علیه السلام) است که به خطبه «اشباح» معروف است
|
||||
مسعده بن صدقه از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: امیرمومنان (علیه السلام) این خطبه را بر منبر کوفه به این دلیل ایراد کرد که شخصی از امام (علیه السلام) خواست، خدا را آن چنان برایش توصیف کند که گویا او را با چشم می بیند، تا بر معرفتش افزوده گردد! امام (علیه السلام) از این سخن خشمگین شد و اعلام کرد همه حاضر شوند؛ مسجد پر از جمعیّت شد، امام (علیه السلام) بر منبر قرار گرفت، در حالی که غضبناک بود و رنگ چهره اش متغیّر؛ پس از ستایش خداوند و درود بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) چنین فرمود:.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: مرزبانان باید چه ویژگی داشته باشند؟
|
||||
answer:نامه 50 - به فرماندهان لشکرها پرهيز از غرورزدگي در نعمت ها:
|
||||
(این نامه) از بنده خدا علی بن ابی طالب امیرمومنان، به پاسداران مرزها(ی کشور اسلام نگاشته شده است). اما بعد (از حمد وثنای الهی)، حقی که بر والی و زمامدار ثابت است این است که فضل وبرتری هایی که به او رسیده و قدرتی که به او داده شده، سبب تغییر حال او درباره رعیّت نگردد، بلکه باید نعمت هایی که خدا به او ارزانی داشته سبب نزدیکی بیشتر به بندگان خدا و مهربانی به برادرانش گردد.
|
||||
|
||||
در این نامه به ویژگی های مرزبانان یا پاسداران مرزها اشاره شده است. نکته مهم این است که این پاسداران باید "نعمت هایی که خدا به او ارزانی داشته سبب نزدیکی بیشتر به بندگان خدا و مهربانی به برادرانش گردد" و نباید فضل و برتری ها باعث تغییر حال آن ها نسبت به رعیت شود.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: خانه چه ویژگی هایی باید داشته باشد
|
||||
answer:حکمت 240 - ترغيب به کار نيک:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: سنگ غصبی در بنای خانه گروگان ویرانی آن است.
|
||||
|
||||
این حکمت به طور غیرمستقیم به ویژگیهای یک خانه اشاره دارد. بر اساس این سخن، خانهای که در بنای آن از سنگ غصبی استفاده شده باشد، گروگان ویرانی آن است. این بدان معناست که خانهای که با مال حرام یا غصبی ساخته شود، پایدار نخواهد بود و عاقبت ویرانی در انتظار آن است. بنابراین، یک خانه خوب و پایدار باید با مال حلال و مشروع بنا شود.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: منزل چه ویژگی هایی باید داشته باشد
|
||||
answer:حکمت 240 - ترغيب به کار نيک:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: سنگ غصبی در بنای خانه گروگان ویرانی آن است.
|
||||
|
||||
این حکمت به طور غیرمستقیم به ویژگیهای یک منزل اشاره دارد. بر اساس این سخن، منزلی که در بنای آن از سنگ غصبی استفاده شده باشد، گروگان ویرانی آن است. این بدان معناست که منزلی که با مال حرام یا غصبی ساخته شود، پایدار نخواهد بود و عاقبت ویرانی در انتظار آن است. بنابراین، یک منزل خوب و پایدار باید با مال حلال و مشروع بنا شود.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: منزل چه ویژگی هایی باید داشته باشد
|
||||
answer:نامه 62 - به مردم مصر(در سال 38 هجري) که آن را همراه مالک اشتر رحمة ال:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است که همراه مالک اشتر برای اهل مصر فرستاد در آن زمان که استانداری آن جا را به او واگذار کرد.
|
||||
|
||||
خطبه 1 - آغاز آفرينش آسمان و زمين آدم:
|
||||
سپس خداوند پاک و منزّه، طوفانی برانگیخت که (دارای ویژگی هایی بود که آن را از باد و طوفان های معمولی کره زمین جدا می کرد) بادی نازا بود و همراه و ملازم آب بود و از آن جدا نمی شد و از نقطه ای دور، سرچشمه می گرفت. پس به آن فرمان داد که آب های متراکم را برهم زند و امواج دریاها را به هر سو بفرستد! در نتیجه، همچون مشک سقّایی، آن ها را به هم زد و با همان شدّت که در فضا می وزید، به آن امواج حمله ور شد. آغازش را بر آخرش فرو می ریخت و قسمت های ساکن آن را به امواج متحرّک پیوند می داد. تا آب ها روی هم انباشته شد و همچون قلّه کوه بالا آمد و امواج، کف هایی را بیرون فرستاد و در هوای باز و جوّی وسیع، پراکنده ساخت و از آن، هفت آسمان را پدید آورد. آسمان پایین را همچون موج مهار شدهای قرار داد و آسمان برترین را همچون
|
||||
سقفی محفوظ و بلند. بی آن که ستونی برای نگاهداری آن باشد و نه میخ هایی که آن را محکم کند. سپس آسمان پایین را به وسیله کواکب و نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و چراغی روشنی بخش و ماهی نورافشان در آن به جریان انداخت، در مداری متحرّک و سقفی گردان و صفحه ای جنبنده.
|
||||
|
||||
نامه 28 - در پاسخ معاويه که از بهترين نامه هاست:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است که در پاسخ معاویه نگاشته است
|
||||
قال الشّریف: وهو منْ محاسن الْکتب. شریف رضی می گوید: این نامه از نامه های بسیار جالب است.
|
||||
|
||||
حکمت 280 - زيان نافرماني:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: کسی که دوری سفر (آخرت) را به خاطر داشته باشد خود را مهیا می سازد.
|
||||
|
||||
حکمت 473 -:
|
||||
به حضرت عرض کردند: چه خوب بود محاسن خود را رنگ و خضاب می کردید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خضاب ورنگ بستن زینت است ولی ما عزاداریم. (منظور امام (علیه السلام) رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود).
|
||||
|
||||
خطبه 179 - در پاسخ ذعلب يماني:
|
||||
از سخنان امام (علیه السلام) است
|
||||
«ذعلب یمانی» از امام (علیه السلام) پرسید: ای امیرمومنان! آیا پروردگارت را دیده ای امام (علیه السلام) فرمود: آیا کسی را عبادت کنم که نمی بینم ذعلب پرسید: چگونه او را دیده ای امام (علیه السلام) خطبه ذیل را ایراد فرمود
|
||||
چشم ها هرگز او را آشکارا نمی بینند؛ ولی قلب ها با حقایق ایمان، او را درک می کنند؛ او به همه چیز نزدیک است؛ اما نه آن گونه که به آن ها چسبیده باشد، و از همه چیز دور است؛ اما نه آن گونه که از آن ها بیگانه گردد. او سخن می گوید؛ بی آن که نیاز به تفکّر داشته باشد، و اراده می کند؛ بی آن که محتاج تصمیم گرفتن باشد. او خالق و سازنده است؛ اما نه با (دست و) اعضای پیکر، او لطیف است؛ اما نه به این معنا که پنهان باشد، و بزرگ و قدرتمند است؛ ولی نه به این معنا که جفاکار باشد. بیناست، نه با عضو بینایی یعنی چشم، و مهربان است نه به معنای نازک دل بودن. صورت ها دربرابر عظمتش خاضع و قلب ها از هیبتش لرزان اند.
|
||||
|
||||
حکمت 307 - در آداب نوشتن:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: انسان داغدار، خواب و آسایش دارد؛ اما کسی که مالش را ربوده اند خواب ندارد. سیّد رضی (رحمه الله) در تفسیر این کلام شریف می گوید: مفهومش این است که انسان ممکن است بر قتل فرزندان خود صبر کند؛ اما درباره اموال ربوده شده اش صبر نخواهد داشت. (قال الرّضیّ: ومعْنی ذلک انّه یصْبر علی قتْل الاْوْلاد، و لایصْبر علی سلب الامْوال).
|
||||
|
||||
خطبه 1 - آغاز آفرينش آسمان و زمين آدم:
|
||||
وجودی است که سابقه عدم برای او نیست. با همه چیز همراه است، امّا نه این که قرین آن باشد و با همه چیز مغایر است، امّا نه این که از آن بیگانه و جدا باشد. او انجام دهنده (هرکاری) است، امّا نه به آن معنا که حرکات و ابزاری داشته باشد. بیناست حتّی در آن زمانی که موجود قابل رویتی از خلقش وجود نداشته است. یگانه و تنهاست زیرا کسی نیست که او با آن کس انس گیرد و از فقدانش ناراحت و متوحّش شود. و هرکس بگوید: خدا در چیست او را در ضمن چیزی پنداشته و هرکس بپرسد: بر روی چه قرار دارد جایی را از او خالی دانسته است. همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است.
|
||||
|
||||
حکمت 232 - زيان مال غصبي و دارايي:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: کسی که با دست کوتاه ببخشد با دست بلند به او بخشیده می شود. مرحوم سید رضی می گوید: «معنای این کلام این است که آنچه انسان از اموال خود در راه خیر و نیکی انفاق می کند هر چند کم باشد خداوند جزا و پاداش بسیاری به او می دهد و منظور از دو دست (دست کوتاه و بلند) در این جا دو نعمت است که امام (علیه السلام) میان نعمت پروردگار و نعمت انسان، با کوتاهی و بلندی فرق گذاشته است؛ نعمت و بخشش از سوی بنده را کوتاه و آنچه را که از ناحیه خداوند است بلند شمرده و این بدان علت است که نعمت خدا همواره چندین برابر نعمت مخلوق است، زیرا نعمت های الهی اصل و اساس تمام نعمت هاست؛ تمام نعمت ها به او بازمی گردد و از سوی او سرچشمه گرفته می شود (حتی نعمتی که انسان آن را به دیگری می بخشد آن هم از سوی خداست و با توفیق الهی بذل و بخشش می شود)». ؛ (قال الرّضیّ: و معنی ذلک انّ ما ینْفقه الْمرْئ منْ ماله فی سبیل الْخیْر و الْبرّ و انْ کان یسیرا فانّ الله تعالی یجْعل الْجزائ علیْه عظیما کثیرآ و الْیدان هاهنا عباره عن النّعْمتیْن ففرّق (علیه السلام) بیْن نعْمه الْعبْد و نعْمه الرّبّ تعالی ذکْره بالْقصیره و الطّویله فجعل تلْک قصیره و هذه طویله لانّ نعم الله ابدا تضْعف علی نعم الْمخْلوق اضْعافآ کثیره اذْ کانتْ نعم الله اصْل النّعم کلّها فکلّ نعْمه الیْها ترْجع و منْها تنْزع).
|
||||
|
||||
خطبه 84 - درباره عمروعاص:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) است
|
||||
که درباره «عمرو بن عاص» بیان فرموده است
|
||||
از «ابن نابغه» (پسر آن زن بدنام اشاره به عمرو عاص است ) در شگفتم! او برای مردم شام چنین وانمود می کند که من بسیار اهل مزاح، و مردی شوخ طبعم، که مردم را با شوخی و هزل، پیوسته سرگرم می کنم. او سخنی باطل و کلامی گناه، گفته است و بدترین سخنان، گفتار دروغ است او پیوسته دروغ می گوید. وعده می دهد و تخلّف می کند. اگر چیزی از او درخواست شود، بخل می ورزد واگر خودش از دیگری تقاضایی داشته باشد، اصرار می کند. در پیمانش خیانت می نماید. (حتّی) پیوند خویشاوندی را قطع می کند. هنگام نبرد، لشکریان را امر ونهی می کند (و سر و صدای زیاد راه می اندازد که مردم شجاعش پندارند) ولی این تا زمانی است که دست ها به قبضه شمشیر نرفته است و هنگامی که چنین شود، او برای رهایی جانش، بالاترین تدبیرش این است که جامه اش را کنار زند و عورت خود را نمایان سازد تا شخص کریم به عورتش نگاه نکند (و از کشتن او چشم بپوشد). آگاه باشید! به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از سرگرم شدن به بازی و شوخی بازمی دارد؛ ولی فراموشی آخرت او را از سخن حق بازداشته است. او حاضر نشد با معاویه بیعت کند، مگر این که عطیّه و پاداشی از او بگیرد (و حکومت مصر را برای او تضمین کند) و در مقابل از دست دادن دینش، رشوه اندکی دریافت دارد.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: خانه چه ویژگی هایی باید داشته باشد
|
||||
answer:خطبه 89 - در حال مردم پيش از بعثت و پس از آن:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) است که درباره چگونگی ظهور پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و انجام رسالت های او توسط امام (علیه السلام) بعد از آن حضرت، سخن می گوید.
|
||||
|
||||
خطبه 1 - آغاز آفرينش آسمان و زمين آدم:
|
||||
سپس خداوند پاک و منزّه، طوفانی برانگیخت که (دارای ویژگی هایی بود که آن را از باد و طوفان های معمولی کره زمین جدا می کرد) بادی نازا بود و همراه و ملازم آب بود و از آن جدا نمی شد و از نقطه ای دور، سرچشمه می گرفت. پس به آن فرمان داد که آب های متراکم را برهم زند و امواج دریاها را به هر سو بفرستد! در نتیجه، همچون مشک سقّایی، آن ها را به هم زد و با همان شدّت که در فضا می وزید، به آن امواج حمله ور شد. آغازش را بر آخرش فرو می ریخت و قسمت های ساکن آن را به امواج متحرّک پیوند می داد. تا آب ها روی هم انباشته شد و همچون قلّه کوه بالا آمد و امواج، کف هایی را بیرون فرستاد و در هوای باز و جوّی وسیع، پراکنده ساخت و از آن، هفت آسمان را پدید آورد. آسمان پایین را همچون موج مهار شدهای قرار داد و آسمان برترین را همچون
|
||||
سقفی محفوظ و بلند. بی آن که ستونی برای نگاهداری آن باشد و نه میخ هایی که آن را محکم کند. سپس آسمان پایین را به وسیله کواکب و نور ستارگان درخشنده زینت بخشید و چراغی روشنی بخش و ماهی نورافشان در آن به جریان انداخت، در مداری متحرّک و سقفی گردان و صفحه ای جنبنده.
|
||||
|
||||
حکمت 57 - گفتار بي انديشه:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: قناعت مالی است که هرگز تمام نمی شود. سیّد رضی می گوید: این کلام از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز نقل شده است؛ (قال الرّضی: و قدْ روی هذا الْکلام عن النّبیّ (صلی الله علیه و آله)).
|
||||
|
||||
حکمت 280 - زيان نافرماني:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: کسی که دوری سفر (آخرت) را به خاطر داشته باشد خود را مهیا می سازد.
|
||||
|
||||
حکمت 473 -:
|
||||
به حضرت عرض کردند: چه خوب بود محاسن خود را رنگ و خضاب می کردید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خضاب ورنگ بستن زینت است ولی ما عزاداریم. (منظور امام (علیه السلام) رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود).
|
||||
|
||||
خطبه 179 - در پاسخ ذعلب يماني:
|
||||
از سخنان امام (علیه السلام) است
|
||||
«ذعلب یمانی» از امام (علیه السلام) پرسید: ای امیرمومنان! آیا پروردگارت را دیده ای امام (علیه السلام) فرمود: آیا کسی را عبادت کنم که نمی بینم ذعلب پرسید: چگونه او را دیده ای امام (علیه السلام) خطبه ذیل را ایراد فرمود
|
||||
چشم ها هرگز او را آشکارا نمی بینند؛ ولی قلب ها با حقایق ایمان، او را درک می کنند؛ او به همه چیز نزدیک است؛ اما نه آن گونه که به آن ها چسبیده باشد، و از همه چیز دور است؛ اما نه آن گونه که از آن ها بیگانه گردد. او سخن می گوید؛ بی آن که نیاز به تفکّر داشته باشد، و اراده می کند؛ بی آن که محتاج تصمیم گرفتن باشد. او خالق و سازنده است؛ اما نه با (دست و) اعضای پیکر، او لطیف است؛ اما نه به این معنا که پنهان باشد، و بزرگ و قدرتمند است؛ ولی نه به این معنا که جفاکار باشد. بیناست، نه با عضو بینایی یعنی چشم، و مهربان است نه به معنای نازک دل بودن. صورت ها دربرابر عظمتش خاضع و قلب ها از هیبتش لرزان اند.
|
||||
|
||||
خطبه 240 - سخني با عبدالله بن عباس:
|
||||
از سخنان امام (علیه السلام) است
|
||||
به ابن عباس هنگامی که او از ناحیه عثمان که در محاصره بود نامه ای برای امام آورد که در آن پیشنهاد شده بود امام از مدینه خارج شود و به ملک خود در ینبع برود تا مردم شعار خلافت به نام او ندهند و این بار دوم بود که عثمان از آن حضرت چنین درخواستی می کرد؛ امام در پاسخ، این سخن را ایراد فرمود
|
||||
ای ابن عباس، عثمان (با این پیام های ضدونقیض و دور از منطق) مقصودی جز این ندارد که مرا همچون شتر آب کش قرار دهد؛ گاهی بگوید بیا و گاهی بگوید بازگرد، یک بار عثمان کسی را نزد من فرستاد که از مدینه خارج شوم، باز شخصی را نزد من فرستاد که برگردم و هم اکنون فرستاده است که بیرون روم. به خدا سوگند! من آن قدر از عثمان دفاع کردم که ترسیدم گنهکار باشم!.
|
||||
|
||||
خطبه 1 - آغاز آفرينش آسمان و زمين آدم:
|
||||
وجودی است که سابقه عدم برای او نیست. با همه چیز همراه است، امّا نه این که قرین آن باشد و با همه چیز مغایر است، امّا نه این که از آن بیگانه و جدا باشد. او انجام دهنده (هرکاری) است، امّا نه به آن معنا که حرکات و ابزاری داشته باشد. بیناست حتّی در آن زمانی که موجود قابل رویتی از خلقش وجود نداشته است. یگانه و تنهاست زیرا کسی نیست که او با آن کس انس گیرد و از فقدانش ناراحت و متوحّش شود. و هرکس بگوید: خدا در چیست او را در ضمن چیزی پنداشته و هرکس بپرسد: بر روی چه قرار دارد جایی را از او خالی دانسته است. همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است.
|
||||
|
||||
حکمت 240 - ترغيب به کار نيک:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: سنگ غصبی در بنای خانه گروگان ویرانی آن است. مرحوم سید رضی می گوید: «این سخن از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز نقل شده است و جای تعجب نیست که هر دو کلام مانند هم باشند، زیرا هر دو از یک محل سرچشمه گرفته و ریزش هر دو از یک دلو بوده است»؛ (قال الرّضیّ: و یروی هذا الْکلام عن النّبیّ (صلی الله علیه و آله) و لا عجب انْ یشْتبه الْکلامان لانّ مسْتقاهما منْ قلیب و مفْرغهما منْ ذنوب).
|
||||
|
||||
خطبه 84 - درباره عمروعاص:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) است
|
||||
که درباره «عمرو بن عاص» بیان فرموده است
|
||||
از «ابن نابغه» (پسر آن زن بدنام اشاره به عمرو عاص است ) در شگفتم! او برای مردم شام چنین وانمود می کند که من بسیار اهل مزاح، و مردی شوخ طبعم، که مردم را با شوخی و هزل، پیوسته سرگرم می کنم. او سخنی باطل و کلامی گناه، گفته است و بدترین سخنان، گفتار دروغ است او پیوسته دروغ می گوید. وعده می دهد و تخلّف می کند. اگر چیزی از او درخواست شود، بخل می ورزد واگر خودش از دیگری تقاضایی داشته باشد، اصرار می کند. در پیمانش خیانت می نماید. (حتّی) پیوند خویشاوندی را قطع می کند. هنگام نبرد، لشکریان را امر ونهی می کند (و سر و صدای زیاد راه می اندازد که مردم شجاعش پندارند) ولی این تا زمانی است که دست ها به قبضه شمشیر نرفته است و هنگامی که چنین شود، او برای رهایی جانش، بالاترین تدبیرش این است که جامه اش را کنار زند و عورت خود را نمایان سازد تا شخص کریم به عورتش نگاه نکند (و از کشتن او چشم بپوشد). آگاه باشید! به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از سرگرم شدن به بازی و شوخی بازمی دارد؛ ولی فراموشی آخرت او را از سخن حق بازداشته است. او حاضر نشد با معاویه بیعت کند، مگر این که عطیّه و پاداشی از او بگیرد (و حکومت مصر را برای او تضمین کند) و در مقابل از دست دادن دینش، رشوه اندکی دریافت دارد.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: اعمال ماه رمضان
|
||||
answer:خطبه 110 - اندرز به ياران 1:
|
||||
برترین وسیله ای که متوسّلان به خدا، به آن توسّل می جویند عبارت است از: ایمان به خدا وپیامبر او و جهاد در راه خدا که قلّه رفیع اسلام است و کلمه اخلاص (وشهادت به یگانگی خدا) که هماهنگ با فطرت انسانی است، و برپا داشتن نماز که حقیقت دین و آیین است، و ادای زکات که فریضه ای واجب است، وروزه ماه رمضان که سپری دربرابر عذاب الهی است، و حج و عمره خانه خدا که نابود کننده فقر و شست وشو دهنده گناه است و صله رحم که سبب فزونی مال وطول عمر، و صدقه پنهانی که کفّاره گناهان است و صدقه آشکار که از مرگ های بد پیشگیری می کند و خدمت به خلق که از لغزش ها و شکست های خفّت بار جلوگیری می کند.
|
||||
|
||||
در این بخش از نهج البلاغه، اعمال ماه رمضان به عنوان "روزه ماه رمضان که سپری دربرابر عذاب الهی است" ذکر شده است. این بیان نشان میدهد که روزه ماه رمضان یکی از اعمال مهم و برجسته در نزد خداوند محسوب میشود و به عنوان سپری در برابر عذاب الهی عمل میکند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: فضیلت ماه رمضان
|
||||
answer:خطبه 110 - اندرز به ياران 1:
|
||||
برترین وسیله ای که متوسّلان به خدا، به آن توسّل می جویند عبارت است از: ایمان به خدا وپیامبر او و جهاد در راه خدا که قلّه رفیع اسلام است و کلمه اخلاص (وشهادت به یگانگی خدا) که هماهنگ با فطرت انسانی است، و برپا داشتن نماز که حقیقت دین و آیین است، و ادای زکات که فریضه ای واجب است، وروزه ماه رمضان که سپری دربرابر عذاب الهی است، و حج و عمره خانه خدا که نابود کننده فقر و شست وشو دهنده گناه است و صله رحم که سبب فزونی مال وطول عمر، و صدقه پنهانی که کفّاره گناهان است و صدقه آشکار که از مرگ های بد پیشگیری می کند و خدمت به خلق که از لغزش ها و شکست های خفّت بار جلوگیری می کند.
|
||||
|
||||
در این خطبه، به اعمال ماه رمضان اشاره شده و فضیلت آن در این است که "روزه ماه رمضان که سپری دربرابر عذاب الهی است". این بیانگر اهمیت و جایگاه والای این ماه و روزه آن در تقرب به خداوند و نجات از عذاب است.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: موسیقی چه نقشی در سعادت انسان دارد؟
|
||||
answer:از متنهای ارائه شده، هیچ بخشی به نقش موسیقی در سعادت انسان اشاره نمیکند. متون موجود بیشتر به موضوعاتی مانند عقاید دینی، اعمال عبادی، احوال آخرت، و برخی موعظهها و اندرزهای اخلاقی میپردازند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: موسیقی خوب است یا بد
|
||||
answer:از متنهای ارائه شده، هیچ بخشی به طور مستقیم به خوب یا بد بودن موسیقی اشاره نمیکند. متنها بیشتر به موضوعاتی مانند فضایل پیامبر و اهل بیت، احوال آخرت، موعظه و اندرز، و مواضع سیاسی امام علی (ع) میپردازند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: بهترین مردم کیست
|
||||
answer:خطبه 127 - در خطاب به خوارج:
|
||||
شما (خوارج) شرورترین مردم و کسانی هستید که شیطان آن ها را هدف تیرهای خود قرار داده، و به سرگردانی کشانده است (و افکار شیطانی و اعمال ضد انسانی شما، بهترین گواه بر این معناست). و به زودی دو گروه درباره من هلاک (و گمراه) می شوند: دوست افراطی که محبّتش او را به غیر حق می کشاند و دشمن افراطی که از سر دشمنی قدم در غیر طریق حق می نهد. بهترین مردم درباره من، گروه میانه رو هستند، از آن ها جدا نشوید و همیشه همراه جمعیّت های بزرگ (اکثریت طرفدار حق) باشید، که دست خدا با جمعیّت است. از جدایی بپرهیزید (جدایی از توده های عظیم و مومن) زیرا افراد تنها وجدا، نصیب شیطان اند، همان گونه که گوسفند تک رو، طعمه گرگ است. آگاه باشید! هرکس به این شعار (شعار تفرقه انگیز خوارج: لا حکم الّا للّه) مردم را دعوت کند او را به قتل برسانید هر چند زیر عمامه من باشد (و به من پناهنده شود).
|
||||
|
||||
در این بخش، امام علی (ع) خوارج را "شرورترین مردم" معرفی کرده و بیان میدارند که بهترین مردم، گروه میانه رو هستند که از آنها جدا نمیشوند و همیشه همراه با جمعیتهای بزرگ (اکثریت طرفدار حق) هستند، زیرا "دست خدا با جمعیت است". این نشان میدهد که مردمی که در مسیر حق و اعتدال گام برمیدارند و از افراط و تفریط دوری میکنند، بهترین مردم هستند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: موسیقی خوب است یا بد
|
||||
answer:بر اساس پاسخهای جزئی ارائه شده، هیچ بخشی از متن نهج البلاغه به تعریف موسیقی، انواع آن، دیدگاههای موافق یا مخالف درباره خوب یا بد بودن آن، عوامل فرهنگی، اجتماعی، مذهبی یا روانی مؤثر بر قضاوت درباره موسیقی، یا تأثیرات مثبت و منفی آن بر فرد و جامعه اشاره نمیکند. متنهای موجود بیشتر بر موضوعاتی مانند خلقت، آخرت، پند و اندرز، شخصیت افراد، عقاید دینی، اعمال عبادی، احوال آخرت، و مواعظ و اندرزهای اخلاقی تمرکز دارند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: انسان سعادتمند کیست؟
|
||||
answer:**انسان سعادتمند کیست؟**
|
||||
|
||||
بر اساس متون ارائه شده از نهج البلاغه، انسان سعادتمند کسی است که:
|
||||
|
||||
* **صاحب ایمان است:** ایمان به عنوان روشنترین راه و نورانیترین چراغ معرفی شده است که انسان را به اعمال صالح هدایت میکند و باعث آشکار شدن ایمان میشود. (خطبه 156)
|
||||
* **اعمال صالح انجام میدهد:** اعمال صالح، ثمره ایمان هستند و به سبب آنها، ایمان آشکار میگردد. (خطبه 156)
|
||||
* **علم و دانش دارد:** با ایمان، کاخ علم و دانش آباد میشود و این علم، هراس از مرگ و مسئولیتهای بعد از آن را در پی دارد. (خطبه 156)
|
||||
* **به آخرت توجه دارد و دنیا را وسیلهای برای آخرت میداند:** با پایان یافتن دنیا، میتوان با تلاش در جهت آخرت، به سعادت آن دست یافت. (خطبه 156)
|
||||
* **از گمراهی پرهیز کرده و به قیامت توجه دارد:** این امر باعث نزدیکی بهشت و آشکار شدن دوزخ برای گمراهان میگردد. (خطبه 156)
|
||||
* **دنیاطلب نیست و مرگ را به عنوان پایان خواستههای دنیوی میشناسد:** کسی که دنیا را میطلبد، مرگ او را از رسیدن به تمام خواستههایش بازمیدارد. (حکمت 431)
|
||||
* **طالب آخرت است:** در این صورت، دنیا به او روی میآورد تا روزیاش را به طور کامل از آن برگیرد. (حکمت 431)
|
||||
* **از ناپایداری دنیا و مرگ غافل نیست:** انسان همواره هدف تیرهای مرگ است و دنیا ناپایدار است. (حکمت 191)
|
||||
* **به دنبال لذتهای زودگذر دنیا نیست:** رسیدن به نعمتی در دنیا با از دست دادن نعمتی دیگر همراه است. (حکمت 191)
|
||||
* **به سلامتی و ثروت اتکا نمیکند:** این امور فانی و ناپایدار هستند. (حکمت 426)
|
||||
* **آگاه از حقایق و آینده است:** اگر انسان از آنچه پنهان است آگاه باشد، میتواند در مسیر سعادت گام بردارد. (خطبه 116)
|
||||
* **تذکرها را فراموش نکرده و از آنچه بر حذر داشته شده، ایمن نیست:** پذیرش هشدارها و پرهیز از آنها، مانع گمراهی عقل و پراکندگی امور میشود. (خطبه 116)
|
||||
* **در طریق هدایت گام نهاده و در راه روشن پیش میرود:** این انتخاب مسیر صحیح، عامل رسیدن به سعادت جاویدان است. (خطبه 116)
|
||||
* **با بصیرت و فهم خود در مبارزه با دشمنان و دعوت به سوی راه پروردگار حرکت میکند:** اختیار و انتخاب آگاهانه در مسیر حق، برای سعادت ضروری است. (نامه 34)
|
||||
* **تقوا را رعایت میکند:** دعوت به تقوا در ضمن بیان فضایل، نشاندهنده اهمیت آن در سعادت است. (خطبه 161)
|
||||
* **دین را با میل و رغبت پذیرفته و از پیروان رستگاران است:** کسانی که با انگیزه دنیوی یا ترس وارد دین شدند، از سعادت دور ماندند. (نامه 17)
|
||||
* **توبه واقعی میکند:** توبه شامل پشیمانی، تصمیم بر ترک گناه، ادای حقوق ضایع شده، قضای واجبات فوت شده، و تحمل مشقت طاعت است. (حکمت 417)
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: شرایط توبه چیست؟
|
||||
answer:شرایط توبه واقعی، که در حکمت 417 نهج البلاغه (ترغيب دستگيري مستمندان) بیان شده، شامل شش مرحله یا رکن اساسی است:
|
||||
|
||||
1. **پشیمانی از اعمال گذشته:** اولین قدم، احساس ندامت و پشیمانی قلبی از گناهان و اشتباهاتی است که فرد مرتکب شده است.
|
||||
2. **تصمیم بر ترک همیشگی آن ها در آینده:** پس از پشیمانی، لازم است فرد ارادهای جدی و قاطع برای عدم بازگشت به گناهان و ترک دائمی آنها داشته باشد.
|
||||
3. **بازگرداندن حقوق ضایع شده:** باید حقوقی را که از مردم ضایع کرده است، به آنها بازگرداند تا در هنگام ملاقات با پروردگار، کسی بر گردن او حقی نداشته باشد.
|
||||
4. **ادای واجبات فوت شده:** حقوقی که از انجام واجباتی که از او فوت شده است، باید ادا و قضای آنها به جا آورده شود.
|
||||
5. **پاکسازی بدن از آثار حرام:** گوشتهایی که بر اثر حرام بر اندام روییده، باید با اندوه و رنج ناشی از گناه آب شود، تا حدی که پوست به استخوان بچسبد و گوشت تازه بروید (کنایه از سختی و زحمت در این مرحله).
|
||||
6. **چشیدن سختی طاعت به اندازه شیرینی گناه:** لازم است لذت و شیرینی گناه را با تحمل زحمت و مرارت عبادت جایگزین کند، به همان اندازه که از گناه لذت برده است.
|
||||
|
||||
تنها پس از طی این مراحل است که گفتن "استغفر الله" (از خدا طلب آمرزش میکنم) معنای واقعی پیدا میکند.
|
||||
|
||||
علاوه بر این شش رکن، از سایر متنها نیز میتوان نکات دیگری را در مورد شرایط پذیرش توبه استنباط کرد:
|
||||
|
||||
* **عذرخواهی و جلب رضایت الهی:** در سرای دنیا که مهلت کافی و فراغت خاطر وجود دارد، میتوان از خطاها عذرخواهی کرده و رضایت خداوند را جلب نمود (خطبه 94).
|
||||
* **سلامت بدن و آزادی بیان:** زمانی که بدن سالم است و زبان آزاد، امکان توبه و پذیرش اعمال وجود دارد (خطبه 94).
|
||||
* **وجود مهلت و فرصت:** تا قبل از فرارسیدن مرگ، فرصت توبه وجود دارد. اگر مرگ پیش از توبه فرا رسد، راه توبه بسته میشود و فرد به هلاکت میافتد (نامه 31).
|
||||
* **پذیرش اعمال:** در سرای دنیا، توبه پذیرفته و اعمال مقبول میگردد (خطبه 94).
|
||||
* **استقبال از توبه و طلب مغفرت:** خداوند بندگان را با سختیها و کمبودها مبتلا میسازد تا توبه کنند، گنهکاران دست از گناه بکشند و عاصیان از معصیت بازایستند. خداوند استغفار از گناه را سبب فزونی رزق و مایه رحمت قرار داده است. رحمت خدا بر کسی است که به استقبال توبه بشتابد، از خطای خویش پوزش بطلبد و با اعمال صالح بر مرگ پیشی گیرد (خطبه 143).
|
||||
|
||||
در مجموع، پذیرش توبه نیازمند نیت صادقانه، پشیمانی واقعی، تلاش برای جبران گذشته، و آمادگی برای آینده با اعمال صالح و تقوا است.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: عدالت بر امنیت تقدم دارد یا امنیت بر عدالت مقدم است؟
|
||||
answer:حکمت 417 - ترغيب دستگيري مستمندان:
|
||||
امام (علیه السلام) به شخصی که در حضور او (از روی غفلت و بی خبری) استغفرالله گفت، فرمود: مادرت به عزایت بنشیند آیا می دانی استغفار چیست استغفار مقام بلندمرتبه گان است و واژه ای است که بر شش معنا اطلاق می شود (مراحل شش گانه ای دارد): نخست پشیمانی از اعمال گذشته، دوم تصمیم بر ترک همیشگی آن ها در آینده. سوم این است که حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آن ها بازگردانی تا به هنگام ملاقات پروردگار (به هنگام مرگ یا محشور شدن در قیامت) مدیون کسی نباشی
|
||||
و چهارم این که هر واجبی که از تو فوت شده است حق آن را ادا کنی (و قضای آن را به جای آوری) پنجم، گوشت هایی را که براثر حرام بر اندامت روییده با اندوه بر گناه آب کنی تا چیزی از آن باقی نماند و پوست به استخوانت بچسبد و گوشت تازه در میان آن ها بروید و ششم آن که به همان اندازه که لذت و شیرینی گناه را به خود چشانده ای زحمت و مرارت طاعت را نیز به آن بچشانی. پس از انجام این مراحل می گویی: استغفر الله.
|
||||
|
||||
از متن ارائه شده، مراحل و ارکان توبه حقیقی به شرح زیر است:
|
||||
|
||||
1. **پشیمانی از اعمال گذشته:** احساس ندامت و اندوه قلبی نسبت به گناهان و اشتباهات انجام شده.
|
||||
2. **تصمیم بر ترک همیشگی آن ها در آینده:** اراده جدی و عزم راسخ بر عدم بازگشت به گناهان در آینده.
|
||||
3. **بازگرداندن حقوق ضایع شده:** جبران حقوقی که از دیگران ضایع کرده است، تا در پیشگاه خداوند مدیون نباشد.
|
||||
4. **ادای واجبات فوت شده:** انجام واجباتی که در گذشته ترک شده است، مانند قضای نماز یا روزه.
|
||||
5. **پاکسازی بدن از آثار گناه:** با اندوه و زحمت، آثار گناه را از بدن پاک کردن، تا جایی که پوست به استخوان بچسبد و گوشت تازه روید.
|
||||
6. **چشیدن سختی طاعت به اندازه لذت گناه:** تحمل مشقت و سختی عبادت و اطاعت به همان میزان که از لذت گناه بهره برده است.
|
||||
|
||||
این شش مرحله، ارکان توبه حقیقی را تشکیل میدهند و تنها پس از انجام آنها، گفتن "استغفر الله" معنای واقعی پیدا میکند.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
username: nasle_sevvom
|
||||
firstname: جوکار
|
||||
query: عدالت بر امنیت تقدم دارد یا امنیت بر عدالت مقدم است؟
|
||||
answer:خطبه 15 - در رابطه با برگرداندن املاک بيت المال:
|
||||
از سخنان امام (علیه السلام) است
|
||||
درباره آنچه عثمان از بیت المال به افراد خاصّی بخشیده بود و امام (علیه السلام) آن ها را به بیت المال بازگرداند
|
||||
به خدا سوگند (اموال غارت شده بیت المال را به آن بازمی گردانم حتّی) اگر آن را بیابم که مهر زنان شده یا کنیزانی با آن خریده باشند؛ همه را قاطعانه به بیت المال برمی گردانم (و اجازه نمی دهم بی عدالتی سابق در جهان اسلام ادامه یابد!) زیرا در عدالت (برای همه قشرهای جامعه) گشایش است و آن کس که عدالت برای او تنگ (و ناگوار) باشد، ظلم و ستم برای او تنگ تر (و ناگوارتر) است!.
|
||||
|
||||
حکمت 31 - علت از معلول:
|
||||
فقال علیه السّلام
|
||||
از امام (علیه السلام) درباره ایمان سوال شد. فرمود: ایمان بر چهار پایه استوار است: «صبر»، «یقین»، «عدالت» و «جهاد». صبر، بر چهار شعبه استوار است: اشتیاق، ترس، زهد و انتظار. آن کس که مشتاق بهشت باشد، شهوات و تمایلات سرکش را به فراموشی می سپارد و آن کس که از آتش جهنم بیمناک باشد از گناهان دوری می گزیند و کسی که زاهد و بی اعتنا به دنیا باشد مصیبت ها را ناچیز می شمرد و آن کس که انتظار مرگ را می کشد برای انجام اعمال نیک سرعت می گیرد. یقین نیز بر چهار شاخه استوار است: بینش هوشمندانه و عمیق، پی بردن به دقایق حکمت، پند گرفتن از عبرت ها، و اقتدا به روش پیشینیان (صالح). کسی که بینایی هوشمندانه داشته باشد حکمت و دقایق امور برای او روشن می شود و کسی که دقایق امور برای او روشن شود عبرت فرامی گیرد و کسی که درس عبرت گیرد چنان است که گویا همیشه با گذشتگان بوده است. عدالت نیز چهار شعبه دارد: فهم دقیق، علم و دانش عمیق، قضاوت صحیح و روشن، و حلم و بردباری راسخ. کسی که درست بیندیشد به اعماق دانش آگاهی پیدا می کند و کسی که به عمق علم و دانش برسد از سرچشمه احکام سیراب بازمی گردد و آن کس که حلم و بردباری پیشه کند گرفتار تفریط و کوتاهی در امور خود نمی شود و در میان مردم با آبرومندی زندگی خواهد کرد. جهاد نیز چهار شاخه دارد: امر به معروف، نهی از منکر، صدق و راستی در معرکه های نبرد، و دشمنی با فاسقان. آن کس که امر به معروف کند پشت مومنان را محکم ساخته و آن کس که نهی از منکر کند بینی کافران (و منافقان) را به خاک مالیده و کسی که صادقانه در میدان های نبرد با دشمن (و هر گونه مقابله با آن ها) بایستد وظیفه خود را (در امر جهاد) انجام داده و کسی که فاسقان را دشمن دارد و برای خدا خشم گیرد خداوند به خاطر او خشم و غضب می کند (و او را در برابر دشمنان حفظ می نماید) و روز قیامت وی را خشنود می سازد. امام (علیه السلام) فرمود: کفر بر چهار پایه قرار دارد: تعمق (رفتن به دنبال اوهام به گمان کنجکاوی درباره اسرار)، ستیزه جویی و جدال، انحراف از حق (به سبب هوا و هوس ها و تعصب ها)، و شقاق (دشمنی با حق و لجاجت در برابر آن). آن کس که تعمق و کنجکاوی ناصواب پیشه کند هرگز به حق باز نمی گردد. آن کس که بر اثر جهل، بسیار به نزاع و ستیز برخیزد، نابینایی او درباره حق پایدار خواهد ماند و کسی که از راه حق منحرف شود (و به دنبال هوس ها برود) خوبی در نظرش بدی و بدی نزدش خوبی جلوه می کند و گرفتار مستی گمراهی می شود
|
||||
و آن کس که به عناد و لجاجت پردازد طرق رسیدن (به حق) برای او ناهموار می گردد و کارها بر او سخت و پیچیده می شود و در تنگنایی که خارج شدن از آن مشکل است گرفتار خواهد شد. شک نیز بر چهار پایه استوار است: مرائ (گفت و گوی بی حاصل)، ترس (از کشف حقیقت)، تردید (در تصمیم گیری)، و تسلیم (خودباختگی). آن کس که مرائ و گفت و گوی بی حاصل را عادت خود قرار دهد ظلمت و تاریکی شب شک او را به روشنایی روز یقین نمی رساند و آن کس که از حقایق پیش روی خود وحشت کند (و از تصمیم گیری صحیح بپرهیزد) به قهقرا بازمی گردد و آن کس که در تردید و دودلی باشد (و در تصمیم گیری وسواس به خرج دهد) زیر سم شیاطین له می شود و کسی که در برابر عوامل هلاکت خویش در دنیا و آخرت تسلیم گردد (و به مبارزه بر ضد اسباب شک و شبهه برنخیزد) در هر دو جهان هلاک خواهد شد. مرحوم سیّد رضی پس از پایان این حدیث می گوید: بعد از این کلام، سخنان دیگری بوده که ما از بیم اطاله سخن و خارج شدن از هدف اصلی در این باب، از آن ها صرف نظر کردیم.
|
||||
|
||||
در این متنها به طور مستقیم به اولویت عدالت بر امنیت یا بالعکس پرداخته نشده است. با این حال، از طریق مفاهیم مرتبط میتوان به دیدگاه امام علی (ع) پی برد:
|
||||
|
||||
* **تأکید بر عدالت:** خطبه 15 به وضوح بر بازگرداندن اموال بیت المال و برقراری عدالت تأکید دارد. امام (ع) بیان میدارند که "در عدالت (برای همه قشرهای جامعه) گشایش است و آن کس که عدالت برای او تنگ (و ناگوار) باشد، ظلم و ستم برای او تنگ تر (و ناگوارتر) است!". این نشان میدهد که عدالت، حتی اگر در ابتدا ناگوار به نظر برسد، در نهایت گشایش و رفاه را به همراه دارد.
|
||||
* **عدالت به عنوان پایه ایمان:** در حکمت 31، عدالت یکی از چهار پایه استوار ایمان شمرده شده است. ایمان خود از ارکان اساسی سعادت است.
|
||||
* **برقراری امنیت از طریق عدالت:** با توجه به اینکه امام (ع) در صدد برگرداندن اموال بیت المال و اجرای عدالت بودند، این عمل ایشان در نهایت به نفع امنیت اجتماعی و آرامش جامعه بوده است. زیرا ظلم و بیعدالتی، خود عامل ناامنی و فساد است.
|
||||
* **امنیت در سایه تقوا:** در نامه 24، اشاره به هدف جلب خشنودی خداوند و امنیت سرای دیگر شده که با حفظ اموال و انجام وظایف دینی حاصل میشود. این نشاندهنده آن است که امنیت حقیقی از مسیر دین و تقوا به دست میآید که خود ریشه در عدالت دارد.
|
||||
|
||||
با توجه به این موارد، میتوان استنباط کرد که **عدالت به عنوان یک اصل بنیادین، در اولویت قرار دارد و برقراری آن، زمینه ساز امنیت پایدار است.** ظلم و بیعدالتی، حتی اگر ظاهراً امنیت را فراهم کند، در نهایت ناامنی و فساد را در جامعه گسترش میدهد. عدالت، به معنای واقعی، موجب گشایش و برقراری نظم واقعی میشود که امنیت را نیز در بر میگیرد.
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
+ + + + + + + + + + + + + + + + + + + +
|
||||
|
||||
File diff suppressed because it is too large
Load Diff
|
|
@ -77,8 +77,15 @@ class BaleBot:
|
|||
message = update_item['message']
|
||||
fromm = message['from']
|
||||
chat = message['chat']
|
||||
username, first_name, last_name = '','',''
|
||||
if 'username' in fromm:
|
||||
username = fromm['username']
|
||||
if 'first_name' in fromm:
|
||||
first_name = fromm['first_name']
|
||||
if 'last_name' in fromm:
|
||||
last_name = fromm['last_name']
|
||||
try:
|
||||
dm.insert_request(update_item['update_id'],fromm['username'],message['text'], answer, message['message_id'],fromm['id'],fromm['is_bot'],message['date'],chat['id'],chat['type'],fromm['first_name'],fromm['last_name'], is_active)
|
||||
dm.insert_request(update_item['update_id'],username,message['text'], answer, message['message_id'],fromm['id'],fromm['is_bot'],message['date'],chat['id'],chat['type'],first_name,last_name, is_active)
|
||||
except:
|
||||
return update_item['update_id']
|
||||
|
||||
|
|
@ -138,8 +145,8 @@ class BaleBot:
|
|||
text = message.get("text", "").strip()
|
||||
|
||||
fromm = message['from']
|
||||
first_name = fromm['first_name']
|
||||
username = fromm['username']
|
||||
# first_name = fromm['first_name']
|
||||
# username = fromm['username']
|
||||
|
||||
logging.info(f"Received message from {chat_id}: {text}")
|
||||
|
||||
|
|
|
|||
|
|
@ -51,3 +51,81 @@ query: برای پرسش "اعتراضات اقتصادی" از میان بیا
|
|||
"
|
||||
error:Connection error.
|
||||
-------------------------------
|
||||
|
||||
|
||||
query: برای پرسش "در چه شرایطی ممکن است امنیت بر عدالت تقدم یابد؟" از میان متن های زیر که از نهجالبلاغه استخراج شده است، پاسخ مناسب را استخراج کن. متن خروجی بدون مارک داون و استایل باشد. برای هر کدام از بخشها که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن بخش را نیز در پاسخ اضافه کن. متنهای مرتبط از کتاب نهجالبلاغه "حکمت 459 - عمر ابن خطاب:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: مقدرات بر تقدیر و تدبیر (ما) غلبه می کند تا آن جا که (گاه) آفت انسان در تدبیر اوست. مرحوم سید رضی می گوید: «همین مضمون پیش از این (در حکمت 16) با عبارت دیگری و با تفاوت (مختصری) گذشت»؛ (قال الرضی: و قد مضی هذا المعنی فیما تقدم بروایه تخالف هذه الالفاظ).
|
||||
|
||||
نامه 62 - به مردم مصر(در سال 38 هجري) که آن را همراه مالک اشتر رحمة ال:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است که همراه مالک اشتر برای اهل مصر فرستاد در آن زمان که استانداری آن جا را به او واگذار کرد.
|
||||
|
||||
حکمت 268 - خوش ظاهري و بدي باطل:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار، چرا که ممکن است روزی دشمنت شود و با دشمنت نیز در حد اعتدال دشمنی کن، زیرا ممکن است روزی دوست تو شود.
|
||||
|
||||
خطبه 161 - در بيان صفات پيامبر و خاندان او:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) است
|
||||
که از فضایل پیامبر و خاندانش (علیهم السلام) و پیروان آیینش سخن می گوید و در ضمن، مردم را به تقوا دعوت می فرماید.
|
||||
|
||||
خطبه 109 - توانايي خداوند:
|
||||
(آری) سختی ها و سکرات مرگ، و حسرت از دست دادن (همه چیز) بر
|
||||
آن ها هجوم آورده، به همین دلیل اعضای پیکرشان سست می شود و دربرابر آن، رنگ خود را می بازند؛ سپس مرگ به تدریج در آن ها نفوذ می کند و بین آن ها وزبانشان جدایی می افکند. محتضر در حالی که میان خانواده خود قرار دارد، با چشم خود به آن ها نگاه می کند و با گوش خود سخنانشان را می شنود، عقلش سالم و فکرش برجاست. (در این هنگام، از خواب غفلت بیدار می شود) فکر می کند که عمرش را برای چه چیزهایی بر باد داده و روزگارش را در چه راهی سپری کرده است. به یاد ثروت هایی می افتد که گردآوری کرده؛ در جمع آوری آن چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و مشکوک (هرچه به دستش آمده) در اختیار گرفته است، گناه جمع آوری آن، بر دامانش نشسته، وهنگام جدایی از آن رسیده است! (آری!) این اموال برای بازماندگان او به جای می ماند و از آن بهره می گیرند و متنعّم می شوند! لذّت و آسایش آن برای دیگران است و سنگینی گناهانش بر دوش او! و او گروگان این اموال است. این در حالی است که به دلیل اموری که به هنگام مرگ برای او روشن شده، دست خود را از پشیمانی می گزد (و انگشت ندامت به دندان می گیرد!) درباره آنچه در تمام عمر به آن علاقه داشت، بی اعتنا می شود وآرزو می کند که ای کاش این اموال به دست آن کسی می رسید که در گذشته به ثروت او غبطه می خورد و بر آن حسد می ورزید (تا وبال جانش نگردد). سپس مرگ همچنان در وجود او پیشروی می کند، تا آن جا که گوشش همچون زبانش از کار می افتد؛ به طوری که در میان خانواده اش نه زبان برای سخن گفتن دارد و نه گوش برای شنیدن. پیوسته به صورت آن ها نگاه می کند، حرکات زبانشان را می بیند، ولی صدای آنان را نمی شنود. سپس مرگ، بیشتر به او درمی آویزد (و چنگالش را در او بیشتر فرو می برد) چشمش نیز همانند گوشش از کار می افتد و روح او از بدنش برای همیشه خارج
|
||||
می شود. در این هنگام، به صورت مرداری در میان خانواده اش قرار می گیرد، که از نشستن نزد او وحشت می کنند و از او فاصله می گیرند. (فریاد سوگواران برمی خیزد،) ولی نه می تواند سوگوارانش را یاری دهد و نه به کسی که او را صدا می زند، پاسخ گوید. سرانجام او را به سوی گودالی در درون زمین حمل می کنند؛ او را به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند!.
|
||||
|
||||
حکمت 473 -:
|
||||
به حضرت عرض کردند: چه خوب بود محاسن خود را رنگ و خضاب می کردید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خضاب ورنگ بستن زینت است ولی ما عزاداریم. (منظور امام (علیه السلام) رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود).
|
||||
|
||||
حکمت 263 - بيت المال:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: همنشین سلطان مانند کسی است که بر شیر سوار است، دیگران به مقام او غبطه می خورند ولی او خود بهتر می داند در چه وضع خطرناکی قرار گرفته است.
|
||||
|
||||
نامه 28 - در پاسخ معاويه که از بهترين نامه هاست:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است که در پاسخ معاویه نگاشته است
|
||||
قال الشّریف: وهو منْ محاسن الْکتب. شریف رضی می گوید: این نامه از نامه های بسیار جالب است.
|
||||
|
||||
خطبه 156 - خطاب به مردم بصره و اخبار از حادثه هاي آينده:
|
||||
(پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله)) فرمود: ای علی! مردم بعد از من با ثروتشان آزمایش می شوند. دین دار بودن را منّتی بر خدا قرار می دهند و (با این که مرتکب گناهان بزرگی می شوند) انتظار رحمت خدا را دارند و خود را از خشمش در امان می بینند. حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس های غفلت زا حلال می شمارند. شراب را به نام «نبیذ»، و رشوه را به نام «هدیه» و ربا را به اسم «تجارت» حلال می پندارند. عرض کردم: ای رسول خدا! در چنین شرایطی این افراد را که دارای چنین صفاتی هستند در چه مرتبه ای قرار دهم آیا کار آن ها به منزله ارتداد و بازگشت از دین است یا به منزله فتنه و انحراف از احکام خدا فرمود: به منزله فتنه بدان (و با آنان همچون مسلمانان خطاکار رفتار کن).
|
||||
|
||||
نامه 42 - به عمر بن ابي سلمه مخزومي،کارگزار امام در بحرين:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است
|
||||
به عمر بن ابی سلمه مخزومی، فرماندار آن حضرت بر بحرین که او را برکنار کرد و نعمان بن عجلان زرقی را به جای او منصوب فرمود
|
||||
اما بعد (از حمد وثنای الهی)، من نعمان بن عجلان زرقی را به فرمانداری بحرین منصوب کردم و تو را از آن جا برگرفتم بی آن که تو را مذمت کنم و یا ملامتی بر تو باشد، چراکه تو زمامداری و ماموریت خود را به نیکویی انجام دادی و حق امانت را ادا کردی، بنابراین به سوی ما بیا بی آن که مورد سوئظن یا ملامت باشی و نه متهم و نه گناهکار. من تصمیم گرفتم به سوی ستمگران اهل شام (برای مبارزه با معاویه وهوادارانش) حرکت کنم و دوست دارم تو با من باشی، زیرا تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستون دین از آن ها استعانت می جویم. ان شائ الله."
|
||||
error:Error code: 429 - {'error': {'message': 'Rate limit reached for requests. Check your quota and upgrade your account to higher levels at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-b49b-7970-9614-b90be74961df in your email if you believe this is an error.', 'type': 'rate_limit_exceeded', 'param': None, 'code': 'rate_limit_exceeded', 'solution': 'Pace your requests or upgrade to higher levels. Read the Rate limit guide at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-b49b-7970-9614-b90be74961df in your email if you believe this is an error.', 'request_id': '019c7584-b49b-7970-9614-b90be74961df'}}
|
||||
-------------------------------
|
||||
|
||||
|
||||
query: برای پرسش "در چه شرایطی ممکن است عدالت بر امنیت تقدم یابد؟" از میان متن های زیر که از نهجالبلاغه استخراج شده است، پاسخ مناسب را استخراج کن. متن خروجی بدون مارک داون و استایل باشد. برای هر کدام از بخشها که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن بخش را نیز در پاسخ اضافه کن. متنهای مرتبط از کتاب نهجالبلاغه "حکمت 459 - عمر ابن خطاب:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: مقدرات بر تقدیر و تدبیر (ما) غلبه می کند تا آن جا که (گاه) آفت انسان در تدبیر اوست. مرحوم سید رضی می گوید: «همین مضمون پیش از این (در حکمت 16) با عبارت دیگری و با تفاوت (مختصری) گذشت»؛ (قال الرضی: و قد مضی هذا المعنی فیما تقدم بروایه تخالف هذه الالفاظ).
|
||||
|
||||
نامه 62 - به مردم مصر(در سال 38 هجري) که آن را همراه مالک اشتر رحمة ال:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است که همراه مالک اشتر برای اهل مصر فرستاد در آن زمان که استانداری آن جا را به او واگذار کرد.
|
||||
|
||||
حکمت 268 - خوش ظاهري و بدي باطل:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار، چرا که ممکن است روزی دشمنت شود و با دشمنت نیز در حد اعتدال دشمنی کن، زیرا ممکن است روزی دوست تو شود.
|
||||
|
||||
خطبه 161 - در بيان صفات پيامبر و خاندان او:
|
||||
از خطبه های امام (علیه السلام) است
|
||||
که از فضایل پیامبر و خاندانش (علیهم السلام) و پیروان آیینش سخن می گوید و در ضمن، مردم را به تقوا دعوت می فرماید.
|
||||
|
||||
خطبه 109 - توانايي خداوند:
|
||||
(آری) سختی ها و سکرات مرگ، و حسرت از دست دادن (همه چیز) بر
|
||||
آن ها هجوم آورده، به همین دلیل اعضای پیکرشان سست می شود و دربرابر آن، رنگ خود را می بازند؛ سپس مرگ به تدریج در آن ها نفوذ می کند و بین آن ها وزبانشان جدایی می افکند. محتضر در حالی که میان خانواده خود قرار دارد، با چشم خود به آن ها نگاه می کند و با گوش خود سخنانشان را می شنود، عقلش سالم و فکرش برجاست. (در این هنگام، از خواب غفلت بیدار می شود) فکر می کند که عمرش را برای چه چیزهایی بر باد داده و روزگارش را در چه راهی سپری کرده است. به یاد ثروت هایی می افتد که گردآوری کرده؛ در جمع آوری آن چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و مشکوک (هرچه به دستش آمده) در اختیار گرفته است، گناه جمع آوری آن، بر دامانش نشسته، وهنگام جدایی از آن رسیده است! (آری!) این اموال برای بازماندگان او به جای می ماند و از آن بهره می گیرند و متنعّم می شوند! لذّت و آسایش آن برای دیگران است و سنگینی گناهانش بر دوش او! و او گروگان این اموال است. این در حالی است که به دلیل اموری که به هنگام مرگ برای او روشن شده، دست خود را از پشیمانی می گزد (و انگشت ندامت به دندان می گیرد!) درباره آنچه در تمام عمر به آن علاقه داشت، بی اعتنا می شود وآرزو می کند که ای کاش این اموال به دست آن کسی می رسید که در گذشته به ثروت او غبطه می خورد و بر آن حسد می ورزید (تا وبال جانش نگردد). سپس مرگ همچنان در وجود او پیشروی می کند، تا آن جا که گوشش همچون زبانش از کار می افتد؛ به طوری که در میان خانواده اش نه زبان برای سخن گفتن دارد و نه گوش برای شنیدن. پیوسته به صورت آن ها نگاه می کند، حرکات زبانشان را می بیند، ولی صدای آنان را نمی شنود. سپس مرگ، بیشتر به او درمی آویزد (و چنگالش را در او بیشتر فرو می برد) چشمش نیز همانند گوشش از کار می افتد و روح او از بدنش برای همیشه خارج
|
||||
می شود. در این هنگام، به صورت مرداری در میان خانواده اش قرار می گیرد، که از نشستن نزد او وحشت می کنند و از او فاصله می گیرند. (فریاد سوگواران برمی خیزد،) ولی نه می تواند سوگوارانش را یاری دهد و نه به کسی که او را صدا می زند، پاسخ گوید. سرانجام او را به سوی گودالی در درون زمین حمل می کنند؛ او را به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند!.
|
||||
|
||||
حکمت 473 -:
|
||||
به حضرت عرض کردند: چه خوب بود محاسن خود را رنگ و خضاب می کردید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خضاب ورنگ بستن زینت است ولی ما عزاداریم. (منظور امام (علیه السلام) رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود).
|
||||
|
||||
حکمت 263 - بيت المال:
|
||||
امام (علیه السلام) فرمود: همنشین سلطان مانند کسی است که بر شیر سوار است، دیگران به مقام او غبطه می خورند ولی او خود بهتر می داند در چه وضع خطرناکی قرار گرفته است.
|
||||
|
||||
نامه 28 - در پاسخ معاويه که از بهترين نامه هاست:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است که در پاسخ معاویه نگاشته است
|
||||
قال الشّریف: وهو منْ محاسن الْکتب. شریف رضی می گوید: این نامه از نامه های بسیار جالب است.
|
||||
|
||||
خطبه 156 - خطاب به مردم بصره و اخبار از حادثه هاي آينده:
|
||||
(پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله)) فرمود: ای علی! مردم بعد از من با ثروتشان آزمایش می شوند. دین دار بودن را منّتی بر خدا قرار می دهند و (با این که مرتکب گناهان بزرگی می شوند) انتظار رحمت خدا را دارند و خود را از خشمش در امان می بینند. حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس های غفلت زا حلال می شمارند. شراب را به نام «نبیذ»، و رشوه را به نام «هدیه» و ربا را به اسم «تجارت» حلال می پندارند. عرض کردم: ای رسول خدا! در چنین شرایطی این افراد را که دارای چنین صفاتی هستند در چه مرتبه ای قرار دهم آیا کار آن ها به منزله ارتداد و بازگشت از دین است یا به منزله فتنه و انحراف از احکام خدا فرمود: به منزله فتنه بدان (و با آنان همچون مسلمانان خطاکار رفتار کن).
|
||||
|
||||
نامه 42 - به عمر بن ابي سلمه مخزومي،کارگزار امام در بحرين:
|
||||
از نامه های امام (علیه السلام) است
|
||||
به عمر بن ابی سلمه مخزومی، فرماندار آن حضرت بر بحرین که او را برکنار کرد و نعمان بن عجلان زرقی را به جای او منصوب فرمود
|
||||
اما بعد (از حمد وثنای الهی)، من نعمان بن عجلان زرقی را به فرمانداری بحرین منصوب کردم و تو را از آن جا برگرفتم بی آن که تو را مذمت کنم و یا ملامتی بر تو باشد، چراکه تو زمامداری و ماموریت خود را به نیکویی انجام دادی و حق امانت را ادا کردی، بنابراین به سوی ما بیا بی آن که مورد سوئظن یا ملامت باشی و نه متهم و نه گناهکار. من تصمیم گرفتم به سوی ستمگران اهل شام (برای مبارزه با معاویه وهوادارانش) حرکت کنم و دوست دارم تو با من باشی، زیرا تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستون دین از آن ها استعانت می جویم. ان شائ الله."
|
||||
error:Error code: 429 - {'error': {'message': 'Rate limit reached for requests. Check your quota and upgrade your account to higher levels at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-c846-7ab3-9bc1-da7391d7d828 in your email if you believe this is an error.', 'type': 'rate_limit_exceeded', 'param': None, 'code': 'rate_limit_exceeded', 'solution': 'Pace your requests or upgrade to higher levels. Read the Rate limit guide at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-c846-7ab3-9bc1-da7391d7d828 in your email if you believe this is an error.', 'request_id': '019c7584-c846-7ab3-9bc1-da7391d7d828'}}
|
||||
-------------------------------
|
||||
|
|
|
|||
|
|
@ -88,6 +88,7 @@ def get_client():
|
|||
return client
|
||||
|
||||
def llm_free_request(llm_messages, model="gemini-2.5-flash-lite"):
|
||||
messages.clear()
|
||||
print(f'llm_free_request func ...')
|
||||
print(f'using model: {model}')
|
||||
|
||||
|
|
@ -99,13 +100,21 @@ def llm_free_request(llm_messages, model="gemini-2.5-flash-lite"):
|
|||
answer = response.choices[0].message.content
|
||||
|
||||
except Exception as error:
|
||||
dm.insert_error(query= query, error_message= error)
|
||||
|
||||
try:
|
||||
query = llm_messages[0]['content']
|
||||
dm.insert_error(query= query, error_message= error)
|
||||
|
||||
except:
|
||||
query = '???'
|
||||
dm.insert_error(query= query, error_message= error)
|
||||
|
||||
answer = 'متاسفانه خطایی رخ داده است.'
|
||||
|
||||
return answer
|
||||
|
||||
def llm_request(query, model="gemini-2.5-flash-lite"):
|
||||
messages.clear()
|
||||
print(f'using model: {model}')
|
||||
if query == '':
|
||||
return 'لطفا متن سوال را وارد نمائید'
|
||||
|
|
@ -118,7 +127,7 @@ def llm_request(query, model="gemini-2.5-flash-lite"):
|
|||
model= model,
|
||||
)
|
||||
answer = response.choices[0].message.content
|
||||
messages.append({"role": "assistant", "content": answer})
|
||||
# messages.append({"role": "assistant", "content": answer})
|
||||
except Exception as error:
|
||||
# should write in DATABASE
|
||||
dm.insert_error(query= query, error_message= error)
|
||||
|
|
@ -612,6 +621,7 @@ async def bale_complex_chat(user_query: str):
|
|||
'final_answer': final_answer,
|
||||
'sub_qa': sub_qa
|
||||
}
|
||||
print(f'len messages COMPLEX: {len(messages)}')
|
||||
return final_result
|
||||
|
||||
def get_passages_by_paragraphs(retrived_sections_list):
|
||||
|
|
@ -655,6 +665,7 @@ def bale_search(query):
|
|||
print('---------------------------------------------')
|
||||
print(f'full duration: {(datetime.datetime.now() - start).total_seconds()}')
|
||||
print('---------------------------------------------')
|
||||
|
||||
print('~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~')
|
||||
|
||||
return related_paragraphs.strip()
|
||||
|
|
@ -668,7 +679,7 @@ def bale_chat(query):
|
|||
print(f'retrive duration: {(end_retrive - start).total_seconds()}')
|
||||
# پاسخ حداکثر 300 کلمه باشد.
|
||||
# prompt = f'برای پرسش "{query}" از میان متن های "{result_passages}" .پاسخ مناسب را استخراج کن. پاسخ از زبان رهبر انقلاب اسلامی -حضرت آیت الله خامنهای- بیان می شود. پاسخ به صورت تحلیلی باشد و ابعاد مختلف پرسش را در نظر بگیرد. پاسخ تولید شده، باید متن های مرتبط با پرسش را به صورت علمی بازنویسی کند. برای هر بخش از متن که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن بخش و تاریخ را نیز حتما در متن اضافه کن. درصورتی که مطلبی مرتبط با پرسش در متن پیدا نشد، فقط پاسخ بده: "متاسفانه در منابع، پاسخی پیدا نشد!"'
|
||||
prompt = f'''برای پرسش "{query}" از میان متن های زیر که از نهجالبلاغه استخراج شده است، پاسخ مناسب را استخراج کن. متن خروجی بدون مارک داون و استایل باشد. برای هر کدام از بخشها که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن بخش را نیز در پاسخ اضافه کن. متنهای مرتبط از کتاب نهجالبلاغه "{related_paragraphs.strip()}"'''
|
||||
prompt = f'''برای پرسش "{query}" از میان متن های زیر که از نهجالبلاغه استخراج شده است، پاسخ مناسب را استخراج کن. متن خروجی «بدون مارک داون» و «بدون استایل» باشد. برای هر کدام از بخشها که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن بخش را نیز در پاسخ اضافه کن. متنهای مرتبط از کتاب نهجالبلاغه "{related_paragraphs.strip()}"'''
|
||||
|
||||
llm_answer = llm_request(prompt)# "deepseek-reasoner"
|
||||
print('-'*40)
|
||||
|
|
@ -679,6 +690,7 @@ def bale_chat(query):
|
|||
print('---------------------------------------------')
|
||||
print(f'full duration: {(datetime.datetime.now() - start).total_seconds()}')
|
||||
print('---------------------------------------------')
|
||||
print(f'len messages SIMPLE question: {len(messages)}')
|
||||
print('~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~')
|
||||
|
||||
return llm_answer
|
||||
|
|
|
|||
Loading…
Reference in New Issue
Block a user