

query: برای پرسش "اعتراضات اقتصادی" از میان بیانات رهبر معظم انقلاب، پاسخ مناسب را استخراج کن. پاسخ به صورت تحلیلی باشد و ابعاد مختلف پرسش را در نظر بگیرد. پاسخ تولید شده، باید محتوای بیانات مرتبط با پرسش را به صورت علمی بازنویسی کند. متن خروجی بدون مارک داون و استایل باشد. برای هر کدام از بیانات که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن سخنرانی و تاریخ را نیز در پاسخ اضافه کن. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی: "1. عنوان بخش: {بیانات در آغاز گردهمایى ائمّه جمعه سراسر کشور}
تاریخ: {1374/06/20}
 خوب زمینه‌ی اقتصادی زمینه‌ی واضح و روشنی است بحمدالله امروز در زمینه‌ی فعالیتهای بنیادین اقتصادی کشور به خوبی مشغول کار است شاید در ضمن این چند روز گردهمایی از مسؤولین کشور کسانی می‌آیند و راجع به فعّالیتهای اقتصادی توضیح می‌دهند شما نیز در مناطق شاهد برخی از فعّالیتها هستید پس در زمینه‌ی فعالیت اقتصادی اگر چه تهاجم اقتصادی دشمن خطرناک است ولی نگرانی ندارد

2. عنوان بخش: {بیانات در ارتباط تصویری با مراسم مشترک دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیروهای مسل}
تاریخ: {1399/07/21}
 قابل حل بودن مشکلات معیشتی و اقتصادی

3. عنوان بخش: {بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم}
تاریخ: {1397/05/22}
 خب آمریکا امروز متمرکز شده بر جنگ اقتصادی با ما جنگ نظامی نیست و نخواهد شد امّا جنگ اقتصادی هست الان متمرکزند روی جنگ اقتصادی چرا چون از جنگ نظامی مأیوسند

4. عنوان بخش: {بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیأت دولت‌}
تاریخ: {1394/06/04}
 برنامه‌ی ششم توسعه‌ی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران‌

5. عنوان بخش: {بیانات در دیدار «گروه اقتصاد» صداى جمهورى اسلامى}
تاریخ: {1371/02/22}
 از برنامه‌های‌ وقت صدا در مورد مسائل اقتصادی‌ کشور

6. عنوان بخش: {بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی}
تاریخ: {1394/03/06}
 برنامه‌ی ششم توسعه‌ی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران -

7. عنوان بخش: {بیانات در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱}
تاریخ: {1391/01/01}
 افزایش شش برابری داروهای نوترکیب افزایش صادرات کالا و خدمات دانش‌بنیان اینها همه مربوط به سال است اینها بخشی از دستاوردهای سال جهاد اقتصادی است اینها پیشرفت علمی است پیشرفت فناوری است نشان دهنده‌ی اقتدار علمی کشور است اما دارای تأثیر مستقیم اقتصادی برای کشور است جهاد اقتصادی یعنی این

8. عنوان بخش: {بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی}
تاریخ: {1394/03/06}
 ابلاغ سیاست‌های کلّی اقتصاد مقاومتی //

9. عنوان بخش: {بیانات در دیدار کارگران}
تاریخ: {1401/02/19}
 قصدشان این بوده است که طبقه‌ی کارگر و جامعه‌ی کارگری را تابلو و نشانه‌ی اعتراضات مردمی قرار بدهند جامعه‌ی کارگری بینی اینها را به خاک مالید و در مقابل اینها ایستاد و نگذاشت این اتّفاق بیفتد و در کنار انقلاب و نظام ایستاد

10. عنوان بخش: {بیانات در جلسه تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی}
تاریخ: {1392/12/20}
 دیدار مسئولان اقتصادی و دست‌اندرکاران اجرای اصل قانون اساسی //

11. عنوان بخش: {بیانات در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی}
تاریخ: {1400/11/10}
 ابلاغ سیاستهای کلّی اقتصاد مقاومتی //

12. عنوان بخش: {بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران‌}
تاریخ: {1380/02/28}
 فرض بفرمایید یک رکن اقتدار ملی اقتدار اقتصادی است یعنی کشور از لحاظ اقتصادی بتواند پول ملی خودش را تقویت کند در بازارهای اقتصادی دنیا حضور تأثیرگذار داشته باشد در بهبود وضع اقتصادی کشور از امکانات خودش استفاده کند فقر را در کشور ریشه کن و یا حداقل کم کند و بتواند به عنوان یک کشور ثروتمند و غنی در مقابل چشم دنیا کارایی نظام خودش را نشان دهد این میشود اقتدار اقتصادی که مسؤولان اقتصادی کشور موظّفند این کارها را انجام دهند اقتدار اقتصادی همچنین به معنای این است که در کشور بیکاری وجود نداشته باشد اشتغال وجود داشته باشد تولید صنعتی و کشاورزی در حدّ مطلوب باشد از منابع و معادن کشور به نحو بهینه استفاده شود این هم اقتدار اقتصادی است که بخشهای گوناگون نسبت به آن مسؤولیت دارند

"
error:Connection error. 
-------------------------------


query: برای پرسش "در چه شرایطی ممکن است امنیت بر عدالت تقدم یابد؟" از میان متن های زیر که از نهج‌البلاغه استخراج شده است، پاسخ مناسب را استخراج کن. متن خروجی بدون مارک داون و استایل باشد. برای هر کدام از بخش‌ها که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن بخش را نیز در پاسخ اضافه کن. متن‌های مرتبط از کتاب نهج‌البلاغه "حکمت 459 - عمر ابن خطاب:
امام (علیه السلام) فرمود: مقدرات بر تقدیر و تدبیر (ما) غلبه می کند تا آن جا که (گاه) آفت انسان در تدبیر اوست. مرحوم سید رضی می گوید: «همین مضمون پیش از این (در حکمت 16) با عبارت دیگری و با تفاوت (مختصری) گذشت»؛ (قال الرضی: و قد مضی هذا المعنی فیما تقدم بروایه تخالف هذه الالفاظ).

نامه 62 - به مردم مصر(در سال 38 هجري) که آن را همراه مالک اشتر رحمة ال:
از نامه های امام (علیه السلام) است که همراه مالک اشتر برای اهل مصر فرستاد در آن زمان که استانداری آن جا را به او واگذار کرد.

حکمت 268 - خوش ظاهري و بدي باطل:
امام (علیه السلام) فرمود: دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار، چرا که ممکن است روزی دشمنت شود و با دشمنت نیز در حد اعتدال دشمنی کن، زیرا ممکن است روزی دوست تو شود.

خطبه 161 - در بيان صفات پيامبر و خاندان او:
از خطبه های امام (علیه السلام) است
که از فضایل پیامبر و خاندانش (علیهم السلام) و پیروان آیینش سخن می گوید و در ضمن، مردم را به تقوا دعوت می فرماید.

خطبه 109 - توانايي خداوند:
(آری) سختی ها و سکرات مرگ، و حسرت از دست دادن (همه چیز) بر
آن ها هجوم آورده، به همین دلیل اعضای پیکرشان سست می شود و دربرابر آن، رنگ خود را می بازند؛ سپس مرگ به تدریج در آن ها نفوذ می کند و بین آن ها وزبانشان جدایی می افکند. محتضر در حالی که میان خانواده خود قرار دارد، با چشم خود به آن ها نگاه می کند و با گوش خود سخنانشان را می شنود، عقلش سالم و فکرش برجاست. (در این هنگام، از خواب غفلت بیدار می شود) فکر می کند که عمرش را برای چه چیزهایی بر باد داده و روزگارش را در چه راهی سپری کرده است. به یاد ثروت هایی می افتد که گردآوری کرده؛ در جمع آوری آن چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و مشکوک (هرچه به دستش آمده) در اختیار گرفته است، گناه جمع آوری آن، بر دامانش نشسته، وهنگام جدایی از آن رسیده است! (آری!) این اموال برای بازماندگان او به جای می ماند و از آن بهره می گیرند و متنعّم می شوند! لذّت و آسایش آن برای دیگران است و سنگینی گناهانش بر دوش او! و او گروگان این اموال است. این در حالی است که به دلیل اموری که به هنگام مرگ برای او روشن شده، دست خود را از پشیمانی می گزد (و انگشت ندامت به دندان می گیرد!) درباره آنچه در تمام عمر به آن علاقه داشت، بی اعتنا می شود وآرزو می کند که ای کاش این اموال به دست آن کسی می رسید که در گذشته به ثروت او غبطه می خورد و بر آن حسد می ورزید (تا وبال جانش نگردد). سپس مرگ همچنان در وجود او پیشروی می کند، تا آن جا که گوشش همچون زبانش از کار می افتد؛ به طوری که در میان خانواده اش نه زبان برای سخن گفتن دارد و نه گوش برای شنیدن. پیوسته به صورت آن ها نگاه می کند، حرکات زبانشان را می بیند، ولی صدای آنان را نمی شنود. سپس مرگ، بیشتر به او درمی آویزد (و چنگالش را در او بیشتر فرو می برد) چشمش نیز همانند گوشش از کار می افتد و روح او از بدنش برای همیشه خارج
می شود. در این هنگام، به صورت مرداری در میان خانواده اش قرار می گیرد، که از نشستن نزد او وحشت می کنند و از او فاصله می گیرند. (فریاد سوگواران برمی خیزد،) ولی نه می تواند سوگوارانش را یاری دهد و نه به کسی که او را صدا می زند، پاسخ گوید. سرانجام او را به سوی گودالی در درون زمین حمل می کنند؛ او را به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند!.

حکمت 473 -:
به حضرت عرض کردند: چه خوب بود محاسن خود را رنگ و خضاب می کردید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خضاب ورنگ بستن زینت است ولی ما عزاداریم. (منظور امام (علیه السلام) رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود).

حکمت 263 - بيت المال:
امام (علیه السلام) فرمود: همنشین سلطان مانند کسی است که بر شیر سوار است، دیگران به مقام او غبطه می خورند ولی او خود بهتر می داند در چه وضع خطرناکی قرار گرفته است.

نامه 28 - در پاسخ معاويه که از بهترين نامه هاست:
از نامه های امام (علیه السلام) است که در پاسخ معاویه نگاشته است 

 قال الشّریف: وهو منْ محاسن الْکتب. شریف رضی می گوید: این نامه از نامه های بسیار جالب است.

خطبه 156 - خطاب به مردم بصره و اخبار از حادثه هاي آينده:
(پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله)) فرمود: ای علی! مردم بعد از من با ثروتشان آزمایش می شوند. دین دار بودن را منّتی بر خدا قرار می دهند و (با این که مرتکب گناهان بزرگی می شوند) انتظار رحمت خدا را دارند و خود را از خشمش در امان می بینند. حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس های غفلت زا حلال می شمارند. شراب را به نام «نبیذ»، و رشوه را به نام «هدیه» و ربا را به اسم «تجارت» حلال می پندارند. عرض کردم: ای رسول خدا! در چنین شرایطی این افراد را که دارای چنین صفاتی هستند در چه مرتبه ای قرار دهم آیا کار آن ها به منزله ارتداد و بازگشت از دین است یا به منزله فتنه و انحراف از احکام خدا فرمود: به منزله فتنه بدان (و با آنان همچون مسلمانان خطاکار رفتار کن).

نامه 42 - به عمر بن ابي سلمه مخزومي،کارگزار امام در بحرين:
از نامه های امام (علیه السلام) است
به عمر بن ابی سلمه مخزومی، فرماندار آن حضرت بر بحرین که او را برکنار کرد و نعمان بن عجلان زرقی را به جای او منصوب فرمود
اما بعد (از حمد وثنای الهی)، من نعمان بن عجلان زرقی را به فرمانداری بحرین منصوب کردم و تو را از آن جا برگرفتم بی آن که تو را مذمت کنم و یا ملامتی بر تو باشد، چراکه تو زمامداری و ماموریت خود را به نیکویی انجام دادی و حق امانت را ادا کردی، بنابراین به سوی ما بیا بی آن که مورد سوئظن یا ملامت باشی و نه متهم و نه گناهکار. من تصمیم گرفتم به سوی ستمگران اهل شام (برای مبارزه با معاویه وهوادارانش) حرکت کنم و دوست دارم تو با من باشی، زیرا تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستون دین از آن ها استعانت می جویم. ان شائ الله."
error:Error code: 429 - {'error': {'message': 'Rate limit reached for requests. Check your quota and upgrade your account to higher levels at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-b49b-7970-9614-b90be74961df in your email if you believe this is an error.', 'type': 'rate_limit_exceeded', 'param': None, 'code': 'rate_limit_exceeded', 'solution': 'Pace your requests or upgrade to higher levels. Read the Rate limit guide at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-b49b-7970-9614-b90be74961df in your email if you believe this is an error.', 'request_id': '019c7584-b49b-7970-9614-b90be74961df'}} 
-------------------------------


query: برای پرسش "در چه شرایطی ممکن است عدالت بر امنیت تقدم یابد؟" از میان متن های زیر که از نهج‌البلاغه استخراج شده است، پاسخ مناسب را استخراج کن. متن خروجی بدون مارک داون و استایل باشد. برای هر کدام از بخش‌ها که در تولید پاسخ استفاده می کنی، عنوان آن بخش را نیز در پاسخ اضافه کن. متن‌های مرتبط از کتاب نهج‌البلاغه "حکمت 459 - عمر ابن خطاب:
امام (علیه السلام) فرمود: مقدرات بر تقدیر و تدبیر (ما) غلبه می کند تا آن جا که (گاه) آفت انسان در تدبیر اوست. مرحوم سید رضی می گوید: «همین مضمون پیش از این (در حکمت 16) با عبارت دیگری و با تفاوت (مختصری) گذشت»؛ (قال الرضی: و قد مضی هذا المعنی فیما تقدم بروایه تخالف هذه الالفاظ).

نامه 62 - به مردم مصر(در سال 38 هجري) که آن را همراه مالک اشتر رحمة ال:
از نامه های امام (علیه السلام) است که همراه مالک اشتر برای اهل مصر فرستاد در آن زمان که استانداری آن جا را به او واگذار کرد.

حکمت 268 - خوش ظاهري و بدي باطل:
امام (علیه السلام) فرمود: دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار، چرا که ممکن است روزی دشمنت شود و با دشمنت نیز در حد اعتدال دشمنی کن، زیرا ممکن است روزی دوست تو شود.

خطبه 161 - در بيان صفات پيامبر و خاندان او:
از خطبه های امام (علیه السلام) است
که از فضایل پیامبر و خاندانش (علیهم السلام) و پیروان آیینش سخن می گوید و در ضمن، مردم را به تقوا دعوت می فرماید.

خطبه 109 - توانايي خداوند:
(آری) سختی ها و سکرات مرگ، و حسرت از دست دادن (همه چیز) بر
آن ها هجوم آورده، به همین دلیل اعضای پیکرشان سست می شود و دربرابر آن، رنگ خود را می بازند؛ سپس مرگ به تدریج در آن ها نفوذ می کند و بین آن ها وزبانشان جدایی می افکند. محتضر در حالی که میان خانواده خود قرار دارد، با چشم خود به آن ها نگاه می کند و با گوش خود سخنانشان را می شنود، عقلش سالم و فکرش برجاست. (در این هنگام، از خواب غفلت بیدار می شود) فکر می کند که عمرش را برای چه چیزهایی بر باد داده و روزگارش را در چه راهی سپری کرده است. به یاد ثروت هایی می افتد که گردآوری کرده؛ در جمع آوری آن چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و مشکوک (هرچه به دستش آمده) در اختیار گرفته است، گناه جمع آوری آن، بر دامانش نشسته، وهنگام جدایی از آن رسیده است! (آری!) این اموال برای بازماندگان او به جای می ماند و از آن بهره می گیرند و متنعّم می شوند! لذّت و آسایش آن برای دیگران است و سنگینی گناهانش بر دوش او! و او گروگان این اموال است. این در حالی است که به دلیل اموری که به هنگام مرگ برای او روشن شده، دست خود را از پشیمانی می گزد (و انگشت ندامت به دندان می گیرد!) درباره آنچه در تمام عمر به آن علاقه داشت، بی اعتنا می شود وآرزو می کند که ای کاش این اموال به دست آن کسی می رسید که در گذشته به ثروت او غبطه می خورد و بر آن حسد می ورزید (تا وبال جانش نگردد). سپس مرگ همچنان در وجود او پیشروی می کند، تا آن جا که گوشش همچون زبانش از کار می افتد؛ به طوری که در میان خانواده اش نه زبان برای سخن گفتن دارد و نه گوش برای شنیدن. پیوسته به صورت آن ها نگاه می کند، حرکات زبانشان را می بیند، ولی صدای آنان را نمی شنود. سپس مرگ، بیشتر به او درمی آویزد (و چنگالش را در او بیشتر فرو می برد) چشمش نیز همانند گوشش از کار می افتد و روح او از بدنش برای همیشه خارج
می شود. در این هنگام، به صورت مرداری در میان خانواده اش قرار می گیرد، که از نشستن نزد او وحشت می کنند و از او فاصله می گیرند. (فریاد سوگواران برمی خیزد،) ولی نه می تواند سوگوارانش را یاری دهد و نه به کسی که او را صدا می زند، پاسخ گوید. سرانجام او را به سوی گودالی در درون زمین حمل می کنند؛ او را به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند!.

حکمت 473 -:
به حضرت عرض کردند: چه خوب بود محاسن خود را رنگ و خضاب می کردید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: خضاب ورنگ بستن زینت است ولی ما عزاداریم. (منظور امام (علیه السلام) رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود).

حکمت 263 - بيت المال:
امام (علیه السلام) فرمود: همنشین سلطان مانند کسی است که بر شیر سوار است، دیگران به مقام او غبطه می خورند ولی او خود بهتر می داند در چه وضع خطرناکی قرار گرفته است.

نامه 28 - در پاسخ معاويه که از بهترين نامه هاست:
از نامه های امام (علیه السلام) است که در پاسخ معاویه نگاشته است 

 قال الشّریف: وهو منْ محاسن الْکتب. شریف رضی می گوید: این نامه از نامه های بسیار جالب است.

خطبه 156 - خطاب به مردم بصره و اخبار از حادثه هاي آينده:
(پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله)) فرمود: ای علی! مردم بعد از من با ثروتشان آزمایش می شوند. دین دار بودن را منّتی بر خدا قرار می دهند و (با این که مرتکب گناهان بزرگی می شوند) انتظار رحمت خدا را دارند و خود را از خشمش در امان می بینند. حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس های غفلت زا حلال می شمارند. شراب را به نام «نبیذ»، و رشوه را به نام «هدیه» و ربا را به اسم «تجارت» حلال می پندارند. عرض کردم: ای رسول خدا! در چنین شرایطی این افراد را که دارای چنین صفاتی هستند در چه مرتبه ای قرار دهم آیا کار آن ها به منزله ارتداد و بازگشت از دین است یا به منزله فتنه و انحراف از احکام خدا فرمود: به منزله فتنه بدان (و با آنان همچون مسلمانان خطاکار رفتار کن).

نامه 42 - به عمر بن ابي سلمه مخزومي،کارگزار امام در بحرين:
از نامه های امام (علیه السلام) است
به عمر بن ابی سلمه مخزومی، فرماندار آن حضرت بر بحرین که او را برکنار کرد و نعمان بن عجلان زرقی را به جای او منصوب فرمود
اما بعد (از حمد وثنای الهی)، من نعمان بن عجلان زرقی را به فرمانداری بحرین منصوب کردم و تو را از آن جا برگرفتم بی آن که تو را مذمت کنم و یا ملامتی بر تو باشد، چراکه تو زمامداری و ماموریت خود را به نیکویی انجام دادی و حق امانت را ادا کردی، بنابراین به سوی ما بیا بی آن که مورد سوئظن یا ملامت باشی و نه متهم و نه گناهکار. من تصمیم گرفتم به سوی ستمگران اهل شام (برای مبارزه با معاویه وهوادارانش) حرکت کنم و دوست دارم تو با من باشی، زیرا تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستون دین از آن ها استعانت می جویم. ان شائ الله."
error:Error code: 429 - {'error': {'message': 'Rate limit reached for requests. Check your quota and upgrade your account to higher levels at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-c846-7ab3-9bc1-da7391d7d828 in your email if you believe this is an error.', 'type': 'rate_limit_exceeded', 'param': None, 'code': 'rate_limit_exceeded', 'solution': 'Pace your requests or upgrade to higher levels. Read the Rate limit guide at https://ava.al/limits or contact support at support@avalai.ir and include the request ID 019c7584-c846-7ab3-9bc1-da7391d7d828 in your email if you believe this is an error.', 'request_id': '019c7584-c846-7ab3-9bc1-da7391d7d828'}} 
-------------------------------
