متن پرامپت: انسان در فتنه باید چگونه باشد؟
\مواد مشابه: ('id: {خطبه 156} \n آن کس که در آن هنگام (در فتنه ها) بتواند خود را وقف خداى متعال سازد بايد چنين کند و اگر مرا اطاعت کنيد، من (در ميان انبوه فتنه ها) به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد؛ هر چند راهى است پرمشقّت و داراى تلخى هاى فراوان\nid: {خطبه 2} \n اين در حالى بود که مردم در فتنه اى گرفتار بودند که (اين فتنه) با پاى خويش آنان را لگدمال و با سُم خود، آن ها را له کرده بود (و همچنان اين هيولاى فتنه) بر روى پاى خود ايستاده بود\nid: {خطبه 2} \n (خداوند پيامبرش را در زمانى فرستاد که) مردم در فتنه ها گرفتار بودند؛ فتنه هايى که رشته دين در آن گسسته و ستون هاى ايمان و يقين متزلزل شده بود\nid: {خطبه 93} \n آگاه باشيد! وحشتناک ترين فتنه ها براى شما ازنظر من، فتنه بنى اميّه است! چراکه فتنه اى است کور و تاريک؛ و حکومت آن فراگير است (و همه تحت فشار آن حکومت ظالم قرار مى گيرند،) ولى بلاى آن ويژه گروه خاصّى است، هرکس در آن فتنه بصير و بينا باشد (و با آن به ستيز برخيزد) بلا دامان او را مى گيرد\nid: {خطبه 95} \n از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که به فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) اشاره مى کند (خداوند) او را هنگامى مبعوث کرد که مردم در حيرت و گمراهى، سرگردان بودند و در فتنه ها غوطه ور؛ هوى وهوس هاى سرکش، آن ها را به خود جلب کرده، وتکبّر و خودبزرگ بينى، آن ها را به پرتگاه افکنده و جاهليّتِ شديد آن ها را سبک مغز ساخته بود، و در ناپايدارى امور و بلاى جهل، حيران و سرگردان بودند\nid: {خطبه 16} \n و آن کس که (با ادّعاهاى باطل) به مبارزه با حق برخيزد و در برابر آن قد علم کند هلاک خواهد شد! و براى نادانى انسان همين بس که قدر خويش را نشناسد، ريشه درختى که در سرزمين تقوا نشانده شود هرگز نابودى نمى پذيرد و بذر وزراعتى که در اين سرزمين پاشيده شود، هرگز تشنه نمى گردد! در خانه هاى خود پنهان شويد (و در دسته بندى هاى منافقان و نفاق افکنان شرکت نجوييد)! در اصلاح ميان خود بکوشيد (و مردم را با هم آشتى دهيد و صفوف خود را در مقابل منافقان متّحد سازيد)! توبه پيش روى شما و در دسترس تان است (به آن چنگ بزنيد و گذشته خود را جبران کنيد، و در هر حال) هيچ ستايشگرى جز خداوند را نبايدستايش کرد و (در گناه و خطا) جز خويش را نبايد سرزنش نمود!\nid: {خطبه 50} \n از سخنان امام (عليه السلام) است که در آن از فتنه هايى که سبب ويرانى جامعه ها مى شود سخن به ميان آمده و اين فتنه ها تشريح شده است آغاز پيدايش فتنه ها پيروى از هوى وهوس ها و بدعت هايى است که با کتاب خدا مخالفت دارد و گروهى (چشم و گوش بسته يا هوى پرست آگاه) به پيروى از آن ها برمى خيزند و برخلاف دين خدا از آن ها حمايت مى کنند\nid: {خطبه 187} \n خود را در آتش فتنه اى که در پيش است نيفکنيد و از مسير آن دورى گزينيد\nid: {خطبه 186} \n سکون و حرکت در او راه ندارد (زيرا) چگونه ممکن است چيزى بر او عارض شود که خودش آن را ايجاد کرده است؟ و چگونه ممکن است آنچه او ظاهر کرده به خودش بازگردد، و تحت تأثير آفريده خويش قرار گيرد؟ که اگر حرکت و سکون در ذات او راه پيدا کند ذاتش تغيير مى پذيرد و کنه ذاتش تجزيه مى شود، مفهوم ازليّت براى او ممتنع مى گردد و بايد پشت سرى داشته باشد اگر پيش رويى دارد، و به سبب نقصان بايد در جست وجوى کمال باشد، و در اين حال نشانه مخلوق بودن در او ظاهر خواهد شد و خود دليل بر وجود خالقى ديگر خواهد بود؛ نه اين که مخلوقات دليل وجود او باشند (و سرانجام اين که) به سبب دارا بودن قدرت مطلقه، آنچه در غير او اثر مى گذارد در او اثر نخواهد گذاشت\nid: {خطبه 199} \n پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرمود که بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شست وشو دهد که بى شکّ چرک و آلودگى در بدنش باقى نخواهد ماند (نمازهاى پنج گانه نيز روح وقلب انسان را شست وشو مى دهند وآثارى از گناه در آن باقى نمى گذارند)\n', [{'idx': 1258, 'content': 'آن کس که در آن هنگام (در فتنه ها) بتواند خود را وقف خداى متعال سازد بايد چنين کند و اگر مرا اطاعت کنيد، من (در ميان انبوه فتنه ها) به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد؛ هر چند راهى است پرمشقّت و داراى تلخى هاى فراوان', 'rerank_score': -1.1313350200653076}, {'idx': 70, 'content': 'اين در حالى بود که مردم در فتنه اى گرفتار بودند که (اين فتنه) با پاى خويش آنان را لگدمال و با سُم خود، آن ها را له کرده بود (و همچنان اين هيولاى فتنه) بر روى پاى خود ايستاده بود', 'rerank_score': -1.6734342575073242}, {'idx': 63, 'content': '(خداوند پيامبرش را در زمانى فرستاد که) مردم در فتنه ها گرفتار بودند؛ فتنه هايى که رشته دين در آن گسسته و ستون هاى ايمان و يقين متزلزل شده بود', 'rerank_score': -2.4657979011535645}, {'idx': 662, 'content': 'آگاه باشيد! وحشتناک ترين فتنه ها براى شما ازنظر من، فتنه بنى اميّه است! چراکه فتنه اى است کور و تاريک؛ و حکومت آن فراگير است (و همه تحت فشار آن حکومت ظالم قرار مى گيرند،) ولى بلاى آن ويژه گروه خاصّى است، هرکس در آن فتنه بصير و بينا باشد (و با آن به ستيز برخيزد) بلا دامان او را مى گيرد', 'rerank_score': -3.093036651611328}, {'idx': 683, 'content': 'از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که به فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) اشاره مى کند (خداوند) او را هنگامى مبعوث کرد که مردم در حيرت و گمراهى، سرگردان بودند و در فتنه ها غوطه ور؛ هوى وهوس هاى سرکش، آن ها را به خود جلب کرده، وتکبّر و خودبزرگ بينى، آن ها را به پرتگاه افکنده و جاهليّتِ شديد آن ها را سبک مغز ساخته بود، و در ناپايدارى امور و بلاى جهل، حيران و سرگردان بودند', 'rerank_score': -4.004635334014893}, {'idx': 126, 'content': 'و آن کس که (با ادّعاهاى باطل) به مبارزه با حق برخيزد و در برابر آن قد علم کند هلاک خواهد شد! و براى نادانى انسان همين بس که قدر خويش را نشناسد، ريشه درختى که در سرزمين تقوا نشانده شود هرگز نابودى نمى پذيرد و بذر وزراعتى که در اين سرزمين پاشيده شود، هرگز تشنه نمى گردد! در خانه هاى خود پنهان شويد (و در دسته بندى هاى منافقان و نفاق افکنان شرکت نجوييد)! در اصلاح ميان خود بکوشيد (و مردم را با هم آشتى دهيد و صفوف خود را در مقابل منافقان متّحد سازيد)! توبه پيش روى شما و در دسترس تان است (به آن چنگ بزنيد و گذشته خود را جبران کنيد، و در هر حال) هيچ ستايشگرى جز خداوند را نبايدستايش کرد و (در گناه و خطا) جز خويش را نبايد سرزنش نمود!', 'rerank_score': -4.265261650085449}, {'idx': 347, 'content': 'از سخنان امام (عليه السلام) است که در آن از فتنه هايى که سبب ويرانى جامعه ها مى شود سخن به ميان آمده و اين فتنه ها تشريح شده است آغاز پيدايش فتنه ها پيروى از هوى وهوس ها و بدعت هايى است که با کتاب خدا مخالفت دارد و گروهى (چشم و گوش بسته يا هوى پرست آگاه) به پيروى از آن ها برمى خيزند و برخلاف دين خدا از آن ها حمايت مى کنند', 'rerank_score': -4.381381988525391}, {'idx': 1720, 'content': 'خود را در آتش فتنه اى که در پيش است نيفکنيد و از مسير آن دورى گزينيد', 'rerank_score': -5.066812038421631}, {'idx': 1685, 'content': 'سکون و حرکت در او راه ندارد (زيرا) چگونه ممکن است چيزى بر او عارض شود که خودش آن را ايجاد کرده است؟ و چگونه ممکن است آنچه او ظاهر کرده به خودش بازگردد، و تحت تأثير آفريده خويش قرار گيرد؟ که اگر حرکت و سکون در ذات او راه پيدا کند ذاتش تغيير مى پذيرد و کنه ذاتش تجزيه مى شود، مفهوم ازليّت براى او ممتنع مى گردد و بايد پشت سرى داشته باشد اگر پيش رويى دارد، و به سبب نقصان بايد در جست وجوى کمال باشد، و در اين حال نشانه مخلوق بودن در او ظاهر خواهد شد و خود دليل بر وجود خالقى ديگر خواهد بود؛ نه اين که مخلوقات دليل وجود او باشند (و سرانجام اين که) به سبب دارا بودن قدرت مطلقه، آنچه در غير او اثر مى گذارد در او اثر نخواهد گذاشت', 'rerank_score': -5.534849166870117}, {'idx': 2019, 'content': 'پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرمود که بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شست وشو دهد که بى شکّ چرک و آلودگى در بدنش باقى نخواهد ماند (نمازهاى پنج گانه نيز روح وقلب انسان را شست وشو مى دهند وآثارى از گناه در آن باقى نمى گذارند)', 'rerank_score': -5.6618242263793945}]) 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: چه كسی متصدی غسل پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله شد و پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در دامن چه كسی جان سپرد؟
\مواد مشابه: ('id: {خطبه 197} \n من عهده دار غسل او بودم، در حالى که فرشتگان مرا يارى مى کردند\nid: {خطبه 235} \n از سخنان امام (عليه السلام) است اين سخن را هنگامى ايراد فرمود که مشغول غسل رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و آماده کردن او براى دفن بود پدر و مادرم فدايت باد اى رسول خدا! با مرگ تو چيزى قطع شد که با مرگ ديگرى قطع نگشت و آن نبوّت و پيام آوردن (ازسوى خدا) و اخبار آسمان بود\nid: {خطبه 202} \n از سخنان امام (عليه السلام) است که به هنگام دفن سيده زنان جهان، فاطمه (عليها السلام) خطاب به رسول الله (صلي الله عليه و آله) در کنار قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيان کرد و سلام و درود بر تو اى رسول خدا ازسوى خودم و ازسوى دخترت (زهرا) که هم اکنون در جوار تو فرود آمده و به سرعت به تو ملحق شده است\nid: {خطبه 33} \n خداوند، محمّد (صلي الله عليه و آله) را هنگامى مبعوث کرد که هيچ کس از عرب کتاب آسمانى نمى خواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (از دعوت انبيا دور مانده بودند و از کتب آسمانى، محروم\nid: {خطبه 104} \n امّا بعد، خداوند سبحان، محمّد (صلي الله عليه و آله) را مبعوث کرد، در حالى که هيچ کس از عرب، کتاب آسمانى نداشت و ادّعاى نبوّت و وحى نمى کرد\nid: {خطبه 191} \n و گواهى مى دهم که محمّد (صلي الله عليه و آله) بنده و فرستاده اوست، او را زمانى مبعوث کرد که مردم غرق گناه و جهل بودند و در ميان امواج حيرت و سرگردانى دست و پا مى زدند\nid: {خطبه 116} \n خداوند، او (پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)) را فرستاد تا به سوى حق دعوت کند، و گواه بر اعمال خلق باشد\nid: {خطبه 236} \n از سخنان امام (عليه السلام) است درباره حوادث بعد از هجرت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ملحق شدن به آن حضرت من خود را در همان راهى قرار دادم که پيامبر (صلي الله عليه و آله) از آن راه رفته بود\nid: {خطبه 232} \n از سخنان امام (عليه السلام) است که به عبدالله زمعه فرمود که از شيعيان آن حضرت بود و در هنگام خلافت امام على (عليه السلام)، نزد امام آمد و درخواست مالى کرد\nid: {خطبه 73} \n از سخنان امام (عليه السلام) که به مروان بن حَکَم در بصره فرمود اويان اخبار، چنين نقل کرده اند که «مروان بن حکم» روز جنگ جمل اسير شد (و او را خدمت على (عليه السلام) آوردند) از امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) شفاعت خواست و آن ها نزد پدر براى او شفاعت کردند و درباره عفو او سخن گفتند، امام (عليه السلام) او را آزاد فرمود\n', [{'idx': 1974, 'content': 'من عهده دار غسل او بودم، در حالى که فرشتگان مرا يارى مى کردند', 'rerank_score': 0.8399654626846313}, {'idx': 2256, 'content': 'از سخنان امام (عليه السلام) است اين سخن را هنگامى ايراد فرمود که مشغول غسل رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و آماده کردن او براى دفن بود پدر و مادرم فدايت باد اى رسول خدا! با مرگ تو چيزى قطع شد که با مرگ ديگرى قطع نگشت و آن نبوّت و پيام آوردن (ازسوى خدا) و اخبار آسمان بود', 'rerank_score': -0.48503655195236206}, {'idx': 2033, 'content': 'از سخنان امام (عليه السلام) است که به هنگام دفن سيده زنان جهان، فاطمه (عليها السلام) خطاب به رسول الله (صلي الله عليه و آله) در کنار قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيان کرد و سلام و درود بر تو اى رسول خدا ازسوى خودم و ازسوى دخترت (زهرا) که هم اکنون در جوار تو فرود آمده و به سرعت به تو ملحق شده است', 'rerank_score': -1.840512752532959}, {'idx': 261, 'content': 'خداوند، محمّد (صلي الله عليه و آله) را هنگامى مبعوث کرد که هيچ کس از عرب کتاب آسمانى نمى خواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (از دعوت انبيا دور مانده بودند و از کتب آسمانى، محروم', 'rerank_score': -3.8899426460266113}, {'idx': 763, 'content': 'امّا بعد، خداوند سبحان، محمّد (صلي الله عليه و آله) را مبعوث کرد، در حالى که هيچ کس از عرب، کتاب آسمانى نداشت و ادّعاى نبوّت و وحى نمى کرد', 'rerank_score': -4.070047378540039}, {'idx': 1764, 'content': 'و گواهى مى دهم که محمّد (صلي الله عليه و آله) بنده و فرستاده اوست، او را زمانى مبعوث کرد که مردم غرق گناه و جهل بودند و در ميان امواج حيرت و سرگردانى دست و پا مى زدند', 'rerank_score': -4.414730072021484}, {'idx': 943, 'content': 'خداوند، او (پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)) را فرستاد تا به سوى حق دعوت کند، و گواه بر اعمال خلق باشد', 'rerank_score': -4.513773441314697}, {'idx': 2260, 'content': 'از سخنان امام (عليه السلام) است درباره حوادث بعد از هجرت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ملحق شدن به آن حضرت من خود را در همان راهى قرار دادم که پيامبر (صلي الله عليه و آله) از آن راه رفته بود', 'rerank_score': -4.901315689086914}, {'idx': 2284, 'content': 'از سخنان امام (عليه السلام) است که به عبدالله زمعه فرمود که از شيعيان آن حضرت بود و در هنگام خلافت امام على (عليه السلام)، نزد امام آمد و درخواست مالى کرد', 'rerank_score': -5.546783924102783}, {'idx': 428, 'content': 'از سخنان امام (عليه السلام) که به مروان بن حَکَم در بصره فرمود اويان اخبار، چنين نقل کرده اند که «مروان بن حکم» روز جنگ جمل اسير شد (و او را خدمت على (عليه السلام) آوردند) از امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) شفاعت خواست و آن ها نزد پدر براى او شفاعت کردند و درباره عفو او سخن گفتند، امام (عليه السلام) او را آزاد فرمود', 'rerank_score': -5.944449424743652}]) 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت علی علیه السلام چه مخلوقاتی را ستون برای عرش معرفی می‌كند؟
\مواد مشابه: ('id: {خطبه 94} \n از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که صفات خداوند، سپس فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت گرامى آن حضرت را بيان کرده، آنگاه مردم را موعظه مى کند\nid: {خطبه 183} \n همان جايى که سايه اش از عرش خداست و نور و روشنايى اش جمال اوست، زائرانش فرشتگان و يارانش پيامبران خدا هستند\nid: {خطبه 182} \n از شواهد خلقت (حکيمانه و) باعظمت او آفرينش آسمان هاى پابرجايى است که بدون ستون و تکيه گاهى برپا هستند\nid: {خطبه 91} \n از خطبه هاى درخشان امام (عليه السلام) است که به خطبه «اشباح» معروف است مسعدة بن صدقه از امام صادق (عليه السلام) نقل مى کند: اميرمؤمنان (عليه السلام) اين خطبه را بر منبر کوفه به اين دليل ايراد کرد که شخصى از امام (عليه السلام) خواست، خدا را آن چنان برايش توصيف کند که گويا او را با چشم مى بيند، تا بر معرفتش افزوده گردد! امام (عليه السلام) از اين سخن خشمگين شد و اعلام کرد همه حاضر شوند؛ مسجد پر از جمعيّت شد، امام (عليه السلام) بر منبر قرار گرفت، در حالى که غضبناک بود و رنگ چهره اش متغيّر؛ پس از ستايش خداوند و درود بر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين فرمود:\nid: {خطبه 1} \n بعضى از آن ها پاهايشان در طبقات پايين زمين ثابت و گردن هايشان از آسمان بالا گذشته است و ارکان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و شانه هاى آن ها براى حفظ پايه هاى عرش خدا آماده است و در برابر عرش او چشم هاى خود را پايين افکنده، در زير آن بال هاى خود را به خود پيچيده اند\nid: {خطبه 182} \n از خطبه هاى امام (علیه السلام) است از «نوف بکّالى» نقل شده که امیرمؤمنان على (علیه السلام) در کوفه روى قطعه اى سنگ، که «جعدة بن هبیره مخزومى» نصب کرده بود ایستاد در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشیرش را با بندى از لیف خرما حمایل کرده بود و در پاهایش کفشى از لیف خرما بود و پیشانى اش براثر سجده، پینه بسته بود، و این خطبه را ایراد کرد\nid: {خطبه 2} \n هيچ کس از اين امّت را با آل محمّد (عليهم السلام) نمى توان مقايسه کرد و آن ها که از خوان نعمت آل محمد (عليهم السلام) بهره گرفتند با خود آنان برابر نخواهند بود؛ چراکه آن ها اساس دين و ستون استوار بناى يقين اند\nid: {خطبه 198} \n اسلام داراى ستون هايى است که خداوند آن را در اعماق حق استوار ساخته و اساس آن را ثابت قرار داده است\nid: {خطبه 216} \n هنگامى که سخن امام (عليه السلام) به اين جا رسيد يکى از يارانش به پا خاست و با گفتارى طولانى که در آن مدح و ثناى فراوانى درباره امام (عليه السلام) بود آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال از آن حضرت، اعلام کرد و امام (عليه السلام) در پاسخ او فرمود: سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظيم است ـ دربرابر آن عظمت ـ همه چيز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر به اين امر، کسى است که نعمتى که خدا به او داده بزرگ است و احسانى که به او کرده فراوان؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر کسى بيشتر شود حق وى بر او فزون تر مى گردد\nid: {خطبه 239} \n آن ها ارکان اسلام اند (و ستون هاى دين) و محارم اسرار براى پناه گرفتن مردم\n', [{'idx': 670, 'content': 'از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که صفات خداوند، سپس فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت گرامى آن حضرت را بيان کرده، آنگاه مردم را موعظه مى کند', 'rerank_score': -4.858277797698975}, {'idx': 1628, 'content': 'همان جايى که سايه اش از عرش خداست و نور و روشنايى اش جمال اوست، زائرانش فرشتگان و يارانش پيامبران خدا هستند', 'rerank_score': -4.9515275955200195}, {'idx': 1575, 'content': 'از شواهد خلقت (حکيمانه و) باعظمت او آفرينش آسمان هاى پابرجايى است که بدون ستون و تکيه گاهى برپا هستند', 'rerank_score': -5.117794036865234}, {'idx': 584, 'content': 'از خطبه هاى درخشان امام (عليه السلام) است که به خطبه «اشباح» معروف است مسعدة بن صدقه از امام صادق (عليه السلام) نقل مى کند: اميرمؤمنان (عليه السلام) اين خطبه را بر منبر کوفه به اين دليل ايراد کرد که شخصى از امام (عليه السلام) خواست، خدا را آن چنان برايش توصيف کند که گويا او را با چشم مى بيند، تا بر معرفتش افزوده گردد! امام (عليه السلام) از اين سخن خشمگين شد و اعلام کرد همه حاضر شوند؛ مسجد پر از جمعيّت شد، امام (عليه السلام) بر منبر قرار گرفت، در حالى که غضبناک بود و رنگ چهره اش متغيّر؛ پس از ستايش خداوند و درود بر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين فرمود:', 'rerank_score': -5.151247501373291}, {'idx': 29, 'content': 'بعضى از آن ها پاهايشان در طبقات پايين زمين ثابت و گردن هايشان از آسمان بالا گذشته است و ارکان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و شانه هاى آن ها براى حفظ پايه هاى عرش خدا آماده است و در برابر عرش او چشم هاى خود را پايين افکنده، در زير آن بال هاى خود را به خود پيچيده اند', 'rerank_score': -5.1742353439331055}, {'idx': 1567, 'content': 'از خطبه هاى امام (علیه السلام) است از «نوف بکّالى» نقل شده که امیرمؤمنان على (علیه السلام) در کوفه روى قطعه اى سنگ، که «جعدة بن هبیره مخزومى» نصب کرده بود ایستاد در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشیرش را با بندى از لیف خرما حمایل کرده بود و در پاهایش کفشى از لیف خرما بود و پیشانى اش براثر سجده، پینه بسته بود، و این خطبه را ایراد کرد', 'rerank_score': -5.323549270629883}, {'idx': 61, 'content': 'هيچ کس از اين امّت را با آل محمّد (عليهم السلام) نمى توان مقايسه کرد و آن ها که از خوان نعمت آل محمد (عليهم السلام) بهره گرفتند با خود آنان برابر نخواهند بود؛ چراکه آن ها اساس دين و ستون استوار بناى يقين اند', 'rerank_score': -5.929974555969238}, {'idx': 1995, 'content': 'اسلام داراى ستون هايى است که خداوند آن را در اعماق حق استوار ساخته و اساس آن را ثابت قرار داده است', 'rerank_score': -6.077360153198242}, {'idx': 2122, 'content': 'هنگامى که سخن امام (عليه السلام) به اين جا رسيد يکى از يارانش به پا خاست و با گفتارى طولانى که در آن مدح و ثناى فراوانى درباره امام (عليه السلام) بود آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال از آن حضرت، اعلام کرد و امام (عليه السلام) در پاسخ او فرمود: سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظيم است ـ دربرابر آن عظمت ـ همه چيز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر به اين امر، کسى است که نعمتى که خدا به او داده بزرگ است و احسانى که به او کرده فراوان؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر کسى بيشتر شود حق وى بر او فزون تر مى گردد', 'rerank_score': -6.20064115524292}, {'idx': 2277, 'content': 'آن ها ارکان اسلام اند (و ستون هاى دين) و محارم اسرار براى پناه گرفتن مردم', 'rerank_score': -6.331017017364502}]) 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت علی علیه السلام چه مخلوقاتی را ستون برای عرش معرفی می‌كند؟
\مواد مشابه: ('خطبه 94\nخطبه 183\nخطبه 182\nخطبه 91\nخطبه 1\nخطبه 182\nخطبه 2\nخطبه 198\nخطبه 216\nخطبه 239\n\nid: {خطبه 94} \n از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که صفات خداوند، سپس فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت گرامى آن حضرت را بيان کرده، آنگاه مردم را موعظه مى کند\nid: {خطبه 183} \n همان جايى که سايه اش از عرش خداست و نور و روشنايى اش جمال اوست، زائرانش فرشتگان و يارانش پيامبران خدا هستند\nid: {خطبه 182} \n از شواهد خلقت (حکيمانه و) باعظمت او آفرينش آسمان هاى پابرجايى است که بدون ستون و تکيه گاهى برپا هستند\nid: {خطبه 91} \n از خطبه هاى درخشان امام (عليه السلام) است که به خطبه «اشباح» معروف است مسعدة بن صدقه از امام صادق (عليه السلام) نقل مى کند: اميرمؤمنان (عليه السلام) اين خطبه را بر منبر کوفه به اين دليل ايراد کرد که شخصى از امام (عليه السلام) خواست، خدا را آن چنان برايش توصيف کند که گويا او را با چشم مى بيند، تا بر معرفتش افزوده گردد! امام (عليه السلام) از اين سخن خشمگين شد و اعلام کرد همه حاضر شوند؛ مسجد پر از جمعيّت شد، امام (عليه السلام) بر منبر قرار گرفت، در حالى که غضبناک بود و رنگ چهره اش متغيّر؛ پس از ستايش خداوند و درود بر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين فرمود:\nid: {خطبه 1} \n بعضى از آن ها پاهايشان در طبقات پايين زمين ثابت و گردن هايشان از آسمان بالا گذشته است و ارکان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و شانه هاى آن ها براى حفظ پايه هاى عرش خدا آماده است و در برابر عرش او چشم هاى خود را پايين افکنده، در زير آن بال هاى خود را به خود پيچيده اند\nid: {خطبه 182} \n از خطبه هاى امام (علیه السلام) است از «نوف بکّالى» نقل شده که امیرمؤمنان على (علیه السلام) در کوفه روى قطعه اى سنگ، که «جعدة بن هبیره مخزومى» نصب کرده بود ایستاد در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشیرش را با بندى از لیف خرما حمایل کرده بود و در پاهایش کفشى از لیف خرما بود و پیشانى اش براثر سجده، پینه بسته بود، و این خطبه را ایراد کرد\nid: {خطبه 2} \n هيچ کس از اين امّت را با آل محمّد (عليهم السلام) نمى توان مقايسه کرد و آن ها که از خوان نعمت آل محمد (عليهم السلام) بهره گرفتند با خود آنان برابر نخواهند بود؛ چراکه آن ها اساس دين و ستون استوار بناى يقين اند\nid: {خطبه 198} \n اسلام داراى ستون هايى است که خداوند آن را در اعماق حق استوار ساخته و اساس آن را ثابت قرار داده است\nid: {خطبه 216} \n هنگامى که سخن امام (عليه السلام) به اين جا رسيد يکى از يارانش به پا خاست و با گفتارى طولانى که در آن مدح و ثناى فراوانى درباره امام (عليه السلام) بود آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال از آن حضرت، اعلام کرد و امام (عليه السلام) در پاسخ او فرمود: سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظيم است ـ دربرابر آن عظمت ـ همه چيز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر به اين امر، کسى است که نعمتى که خدا به او داده بزرگ است و احسانى که به او کرده فراوان؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر کسى بيشتر شود حق وى بر او فزون تر مى گردد\nid: {خطبه 239} \n آن ها ارکان اسلام اند (و ستون هاى دين) و محارم اسرار براى پناه گرفتن مردم\n', [{'idx': 670, 'content': 'از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که صفات خداوند، سپس فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت گرامى آن حضرت را بيان کرده، آنگاه مردم را موعظه مى کند', 'rerank_score': -4.858277797698975}, {'idx': 1628, 'content': 'همان جايى که سايه اش از عرش خداست و نور و روشنايى اش جمال اوست، زائرانش فرشتگان و يارانش پيامبران خدا هستند', 'rerank_score': -4.9515275955200195}, {'idx': 1575, 'content': 'از شواهد خلقت (حکيمانه و) باعظمت او آفرينش آسمان هاى پابرجايى است که بدون ستون و تکيه گاهى برپا هستند', 'rerank_score': -5.117794036865234}, {'idx': 584, 'content': 'از خطبه هاى درخشان امام (عليه السلام) است که به خطبه «اشباح» معروف است مسعدة بن صدقه از امام صادق (عليه السلام) نقل مى کند: اميرمؤمنان (عليه السلام) اين خطبه را بر منبر کوفه به اين دليل ايراد کرد که شخصى از امام (عليه السلام) خواست، خدا را آن چنان برايش توصيف کند که گويا او را با چشم مى بيند، تا بر معرفتش افزوده گردد! امام (عليه السلام) از اين سخن خشمگين شد و اعلام کرد همه حاضر شوند؛ مسجد پر از جمعيّت شد، امام (عليه السلام) بر منبر قرار گرفت، در حالى که غضبناک بود و رنگ چهره اش متغيّر؛ پس از ستايش خداوند و درود بر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين فرمود:', 'rerank_score': -5.151247501373291}, {'idx': 29, 'content': 'بعضى از آن ها پاهايشان در طبقات پايين زمين ثابت و گردن هايشان از آسمان بالا گذشته است و ارکان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و شانه هاى آن ها براى حفظ پايه هاى عرش خدا آماده است و در برابر عرش او چشم هاى خود را پايين افکنده، در زير آن بال هاى خود را به خود پيچيده اند', 'rerank_score': -5.1742353439331055}, {'idx': 1567, 'content': 'از خطبه هاى امام (علیه السلام) است از «نوف بکّالى» نقل شده که امیرمؤمنان على (علیه السلام) در کوفه روى قطعه اى سنگ، که «جعدة بن هبیره مخزومى» نصب کرده بود ایستاد در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشیرش را با بندى از لیف خرما حمایل کرده بود و در پاهایش کفشى از لیف خرما بود و پیشانى اش براثر سجده، پینه بسته بود، و این خطبه را ایراد کرد', 'rerank_score': -5.323549270629883}, {'idx': 61, 'content': 'هيچ کس از اين امّت را با آل محمّد (عليهم السلام) نمى توان مقايسه کرد و آن ها که از خوان نعمت آل محمد (عليهم السلام) بهره گرفتند با خود آنان برابر نخواهند بود؛ چراکه آن ها اساس دين و ستون استوار بناى يقين اند', 'rerank_score': -5.929974555969238}, {'idx': 1995, 'content': 'اسلام داراى ستون هايى است که خداوند آن را در اعماق حق استوار ساخته و اساس آن را ثابت قرار داده است', 'rerank_score': -6.077360153198242}, {'idx': 2122, 'content': 'هنگامى که سخن امام (عليه السلام) به اين جا رسيد يکى از يارانش به پا خاست و با گفتارى طولانى که در آن مدح و ثناى فراوانى درباره امام (عليه السلام) بود آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال از آن حضرت، اعلام کرد و امام (عليه السلام) در پاسخ او فرمود: سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظيم است ـ دربرابر آن عظمت ـ همه چيز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر به اين امر، کسى است که نعمتى که خدا به او داده بزرگ است و احسانى که به او کرده فراوان؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر کسى بيشتر شود حق وى بر او فزون تر مى گردد', 'rerank_score': -6.20064115524292}, {'idx': 2277, 'content': 'آن ها ارکان اسلام اند (و ستون هاى دين) و محارم اسرار براى پناه گرفتن مردم', 'rerank_score': -6.331017017364502}]) 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت علی علیه السلام چه مخلوقاتی را ستون برای عرش معرفی می‌كند؟
\مواد مشابه: خطبه 94
خطبه 183
خطبه 182
خطبه 91
خطبه 1
خطبه 182
خطبه 2
خطبه 198
خطبه 216
خطبه 239

id: {خطبه 94} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که صفات خداوند، سپس فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت گرامى آن حضرت را بيان کرده، آنگاه مردم را موعظه مى کند
id: {خطبه 183} 
 همان جايى که سايه اش از عرش خداست و نور و روشنايى اش جمال اوست، زائرانش فرشتگان و يارانش پيامبران خدا هستند
id: {خطبه 182} 
 از شواهد خلقت (حکيمانه و) باعظمت او آفرينش آسمان هاى پابرجايى است که بدون ستون و تکيه گاهى برپا هستند
id: {خطبه 91} 
 از خطبه هاى درخشان امام (عليه السلام) است که به خطبه «اشباح» معروف است مسعدة بن صدقه از امام صادق (عليه السلام) نقل مى کند: اميرمؤمنان (عليه السلام) اين خطبه را بر منبر کوفه به اين دليل ايراد کرد که شخصى از امام (عليه السلام) خواست، خدا را آن چنان برايش توصيف کند که گويا او را با چشم مى بيند، تا بر معرفتش افزوده گردد! امام (عليه السلام) از اين سخن خشمگين شد و اعلام کرد همه حاضر شوند؛ مسجد پر از جمعيّت شد، امام (عليه السلام) بر منبر قرار گرفت، در حالى که غضبناک بود و رنگ چهره اش متغيّر؛ پس از ستايش خداوند و درود بر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين فرمود:
id: {خطبه 1} 
 بعضى از آن ها پاهايشان در طبقات پايين زمين ثابت و گردن هايشان از آسمان بالا گذشته است و ارکان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و شانه هاى آن ها براى حفظ پايه هاى عرش خدا آماده است و در برابر عرش او چشم هاى خود را پايين افکنده، در زير آن بال هاى خود را به خود پيچيده اند
id: {خطبه 182} 
 از خطبه هاى امام (علیه السلام) است از «نوف بکّالى» نقل شده که امیرمؤمنان على (علیه السلام) در کوفه روى قطعه اى سنگ، که «جعدة بن هبیره مخزومى» نصب کرده بود ایستاد در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشیرش را با بندى از لیف خرما حمایل کرده بود و در پاهایش کفشى از لیف خرما بود و پیشانى اش براثر سجده، پینه بسته بود، و این خطبه را ایراد کرد
id: {خطبه 2} 
 هيچ کس از اين امّت را با آل محمّد (عليهم السلام) نمى توان مقايسه کرد و آن ها که از خوان نعمت آل محمد (عليهم السلام) بهره گرفتند با خود آنان برابر نخواهند بود؛ چراکه آن ها اساس دين و ستون استوار بناى يقين اند
id: {خطبه 198} 
 اسلام داراى ستون هايى است که خداوند آن را در اعماق حق استوار ساخته و اساس آن را ثابت قرار داده است
id: {خطبه 216} 
 هنگامى که سخن امام (عليه السلام) به اين جا رسيد يکى از يارانش به پا خاست و با گفتارى طولانى که در آن مدح و ثناى فراوانى درباره امام (عليه السلام) بود آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال از آن حضرت، اعلام کرد و امام (عليه السلام) در پاسخ او فرمود: سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظيم است ـ دربرابر آن عظمت ـ همه چيز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر به اين امر، کسى است که نعمتى که خدا به او داده بزرگ است و احسانى که به او کرده فراوان؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر کسى بيشتر شود حق وى بر او فزون تر مى گردد
id: {خطبه 239} 
 آن ها ارکان اسلام اند (و ستون هاى دين) و محارم اسرار براى پناه گرفتن مردم
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت علی علیه السلام كوتاهی حكومت چه كسی را به لیسیدن سگ از بینی تشبیه كرده‌اند؟
\مواد مشابه: خطبه 148
خطبه 169
خطبه 19
خطبه 135
خطبه 59
خطبه 130
خطبه 182
خطبه 163
خطبه 11
خطبه 209

id: {خطبه 148} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که درمورد اهل بصره و طلحه و زبير ايراد فرموده است هر يک از آن دو نفر (طلحه و زبير)، اميدوار است که حکومت به دست او بيفتد و آن را به سوى خود مى کشد، نه به سوى رفيقش، آن ها نه به وسيله رشته الهى به او تقرب جسته اند و نه به وسيله اى به او نزديک شده اند، بلکه هر يک، بار کينه رفيقش را بر دوش مى کشد، و به زودى پرده از روى آن برداشته خواهد شد! به خدا سوگند! اگر اين دو به آنچه مى خواهند، برسند (و حکومت را در دست گيرند)، اين يکى جان ديگرى را مى گيرد، و آن ديگرى مى خواهد اين را از ميان بردارد
id: {خطبه 169} 
 اين گروه (فتنه انگيز) به علت خشم از حکومت من به يکديگر پيوسته اند و من تا هنگامى که درباره اجتماع شما خائف نشوم، صبر و تحمّل مى کنم و اگر آن ها به اين افکار سست و فاسد (و نقشه هاى شوم) ادامه دهند، نظام جامعه اسلامى از هم گسيخته خواهد شد (و در چنين شرايطى صبر نخواهم کرد) آن ها از روى حسد به کسى که خداوند حکومت را به او بازگردانده، به طلب دنيا برخاسته و تصميم گرفته اند اوضاع را به عقب برگردانند (و سنّت هاى جاهلى را زنده کنند)
id: {خطبه 19} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است آن را هنگامى بيان فرمود که در مسجد کوفه بر منبر بود، «اشعث بن قيس» به امام (عليه السلام) اعتراض کرد که اى اميرمؤمنان! اين مطلبى که گفتى، به زيان تو است نه به سود تو، امام (عليه السلام) با بى اعتنايى نگاهى به او کرد و فرمود: تو چه مى فهمى که چه چيز به سود من است و چه چيز به زيان من؟ لعنت خدا و لعنت همه لعنت کنندگان بر تو باد! اى بافنده (دروغ)، فرزند بافنده! و اى منافق فرزند کافر! به خدا سوگند يک بار کفر، تو را اسير کرد و يک بار اسلام، مال و حسب تو نتوانست تو را از هيچ يک از اين دو اسارت آزاد سازد (و اگر آزاد شدى به کمک اموال ديگران يا با خواهش و التماس و خيانت بود)! (آرى!) آن کس که شمشيرها را به سوى قبيله اش هدايت کند و مرگ را به سوى آنان سوق دهد سزاوار است که نزديکانش به او خشم ورزند و بيگانگان به او اعتماد نکنند
id: {خطبه 135} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است آن را زمانى ايراد فرمود که ميان آن حضرت و عثمان مشاجره اى روى داد و «مغيرة بن اخنس» به «عثمان» گفت: من به حساب او مى رسم و جلوى او را خواهم گرفت! اى پسر ملعون ابتر! و اى فرزند درخت بى ريشه و شاخه! تو به حساب من مى رسى؟! به خدا سوگند! هرگز خداوند کسى را که تو ياورش باشى عزّت نمى دهد؛ و آن کس که تو دستش را بگيرى به پا نمى خيزد! از نزد ما بيرون شو! خدا مقصد تو را دور کند (و هرگز به مقصود نرسى) برو هرچه در توان دارى به کار گير، خدا تو را زنده نگذارد اگر آنچه را در توان دارى به کار نگيرى!
id: {خطبه 59} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است هنگامى که تصميم گرفت با خوارج بجنگد، به او عرض شد: آن ها از پل نهروان گذشته اند (و فرار کرده اند)، امام (عليه السلام) اين سخن را نپذيرفت و سپس گفتار کوتاه زير را بيان فرمود قتلگاه آن ها (خوارج) در اين طرف نهر است
id: {خطبه 130} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که خطاب به «ابوذر» هنگامى که به «ربذه» تبعيد مى شد، ايراد فرمود اى ابوذر! تو به خاطر خدا (بر آن ها) غضب کردى پس به آن کس که برايش غضب کردى اميدوار باش، آن گروه به خاطر دنيايشان از تو بر ترسيدند و تو به خاطر دينت از آن ها ترسيدى! بنابراين، آنچه را که آن ها براى (از دست دادن) آن در وحشت اند به خودشان واگذار، و براى آنچه به دليل از دست رفتنش مى ترسى، از آن ها فرار کن! چه نيازمندند آن ها به آنچه از آن منعشان کردى، و چه بى نيازى از آنچه تو را از آن منع کردند
id: {خطبه 182} 
 از خطبه هاى امام (علیه السلام) است از «نوف بکّالى» نقل شده که امیرمؤمنان على (علیه السلام) در کوفه روى قطعه اى سنگ، که «جعدة بن هبیره مخزومى» نصب کرده بود ایستاد در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشیرش را با بندى از لیف خرما حمایل کرده بود و در پاهایش کفشى از لیف خرما بود و پیشانى اش براثر سجده، پینه بسته بود، و این خطبه را ایراد کرد
id: {خطبه 163} 
 سپس از جايگاه خود به سرايى که هرگز آن را مشاهده نکرده بودى و راهِ به دست آوردن منافعش را نمى شناختى فرستاده شدى (بگو:) چه کسى تو را براى به دست آوردن غذا به مکيدن پستان مادرت هدايت کرد؟ و چه کسى موارد نيازها و مقصودت را به تو معرفى نمود؟ هيهات! آن کس که از وصف موجوداتى که داراى شکل و اندام و اعضاى پيکرند ناتوان است از وصف خالق خويش ناتوان تر مى باشد و از شناخت او از طريق صفات مخلوقات دورتر است
id: {خطبه 11} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که به فرزندش محمّد بن حنفيّه فرمود، در آن هنگام که پرچم را در روز جنگ جمل به دست او سپرد
id: {خطبه 209} 
 امام (عليه السلام) فرمود : مگر چه کرده است؟ عرض کرد: عبايى پوشيده و از دنيا کناره گيرى کرده است
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: از دیدگاه حضرت علی علیه السلام شریرترین مردم چه كسانی هستند؟
\مواد مشابه: خطبه 60
خطبه 181
خطبه 29
خطبه 67
خطبه 234
خطبه 44
خطبه 151
خطبه 4
خطبه 205
خطبه 168

id: {خطبه 60} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است هنگامى که خوارج نهروان کشته شدند به امام (عليه السلام) گفته شد: اى اميرمؤمنان! همه خوارج کشته شدند (حضرت اين سخن را نپذيرفت و در جواب آنان چنين فرمود:) نه؛ به خدا سوگند! (اين گونه نيست که شما مى پنداريد که خوارج ريشه کن شدند) آن ها نطفه هايى در پشت پدران و رحم مادران خواهند بود، هر زمان شاخى از آن ها سر برآورد قطع مى شود و در آخر کار، دزد و راهزن خواهند شد
id: {خطبه 181} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است امام (عليه السلام) يکى از ياران خود را فرستاد تا از وضع گروهى از سپاه کوفه که تصميم داشتند به سبب ترس از آن حضرت به گروه خوارج بپيوندند، اطّلاعى کسب کند
id: {خطبه 29} 
 از خطببه هاى امام (عليه السلام) استو بخشى از خطبه اى است که امام (عليه السلام) بعد از حمله ضحاک بن قيس ـ يکى از دوستان معاويه ـ به کاروان حاجيان خانه خدا، بعد از داستان حکمين، بيان فرمود و در اين خطبه، به يارانش فرمان مى دهد تا در برابر حوادثى که در اطرافشان مى گذرد، به پا خيزند
id: {خطبه 67} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که دربرابر گروهى از قريش بيان فرمود گفته اند: هنگامى که اخبار «سقيفه بنى ساعده» بعد از وفات رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به امام (عليه السلام) رسيد حضرت پرسيد: انصار (در برابر پيشنهاد خلافت براى مهاجرين) چه گفتند؟ پاسخ دادند: انصار گفتند که زمامدارى از ما انتخاب شود و زمامدارى از شما (و امر خلافت، در ميان ما دو گروه به طور مساوى بايد تقسيم شود!) در اين هنگام امام (عليه السلام) اين سخنان را ايراد فرمود
id: {خطبه 234} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است «ذعلب يمانى» از «احمد بن قتيبه» از «عبدالله بن يزيد» از «مالک بن دحيه» نقل مى کند که همه ما در خدمت اميرمؤمنان على (عليه السلام) بوديم
id: {خطبه 44} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است اين سخن را زمانى ايراد فرمود که «مصقلة بن هبيره شيبانى» (از تحت فرمان آن حضرت) به سوى معاويه فرار کرد، و اين هنگامى بود که اسيران «بنى ناجيه» را از کارگزاران حضرت خريد و آزاد کرد
id: {خطبه 151} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن مردم را از فتنه ها بر حذر مى دارد
id: {خطبه 4} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) و از فصيح ترين سخنان آن حضرت (عليه السلام) استکه در آن، مردم را اندرز مى دهد و از گمراهى، به سوى هدايت مى بردو گفته مى شود: «اين خطبه را بعد از (جنگ جمل و)کشته شدن طلحه و زبير ايراد فرموده است»
id: {خطبه 205} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است هنگامى که طلحه و زبير بعد از بيعت با امام به او اعتراض کردند که چرا در کارها با آن ها مشورت نکرده و از آن ها کمک نگرفته است (امام (عليه السلام) اين سخن را در پاسخ آن ها بيان فرمود)
id: {خطبه 168} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است پس از بيعت با آن حضرت گروهى از يارانش پيشنهاد کردند: بهتر بود کسانى را که بر عثمان شوريدند کيفر مى کرديد
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: از دیدگاه حضرت علی علیه السلام مبغوضترین افراد نزد خدا چه كسانی هستند؟
\مواد مشابه: خطبه 17
خطبه 17
خطبه 17
خطبه 103
خطبه 160
خطبه 209
خطبه 166
خطبه 129
خطبه 207
خطبه 216

id: {خطبه 17} 
 (دومين گروهى که مبغوض ترين خلايق نزد خدا هستند، جاهلان عالم نما مى باشند که امام (عليه السلام) آن ها را چنين توصيف مى کند):او مردى است که انبوهى از جهل و نادانى را در خود جمع کرده است؛ و در ميان مردم نادان، به هر سو مى شتابد و در تاريکى هاى فتنه ها به پيش مى دود؛ از ديدن منافع پيمان صلح در ميان مردم، نابيناست؛ انسان نماها او را عالم ودانشمند مى نامند در حالى که چنين نيست
id: {خطبه 17} 
 مبغوض ترين خلايق نزد خدا دو نفرند: کسى که خداوند وى را به حال خود واگذشته و از راه راست منحرف مى گردد
id: {خطبه 17} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است درباره کسى که بدون شايستگى و لياقت، متصدّى مقام قضاوت در ميان مردم مى شود و در اين خطبه آمده است: مبغوض ترين خلايق نزد خدا دو گروه اند
id: {خطبه 103} 
 عالم کسى است که قدر و منزلت خويش را بشناسد؛ و براى نادانى انسان همين بس که قدر و منزلت خود را نشناسد! از مبغوض ترين افراد نزد خدا، بنده اى است که خداوند او را به خودش واگذاشته؛ از راه راست منحرف گشته وبدون راهنما گام برمى دارد
id: {خطبه 160} 
 او مى دانست چه چيزى مبغوض خداست پس آن را مبغوض مى شمرد، و چه چيز نزد خدا حقير است پس آن را حقير مى دانست و چه چيز نزد او کوچک است پس آن را کوچک مى ديد
id: {خطبه 209} 
 امام (عليه السلام) فرمود: او را نزد من آور، هنگامى که «عاصم» نزد امام (عليه السلام) آمد حضرت به او فرمود: اى دشمن حقير خويشتن! شيطان تو را (فريب داده و در بيابان زندگى) سرگردان ساخته است، (اگر به خود رحم نمى کنى) چرا به خانواده و فرزندانت رحم نکردى؟ تو گمان مى کنى خداوند طيبات را بر تو حلال کرده ولى دوست ندارد از آن ها بهره ببرى؟! تو در پيشگاه خدا بى ارزش تر از آن هستى که اين گونه با تو رفتار کند
id: {خطبه 166} 
 به جانم سوگند! سرگردانى شما بعد از من چند برابر خواهد شد؛ چرا که حق را پشت سر انداختيد و از نزديک ترين افراد (به پيامبر (صلي الله عليه و آله) که اشاره به خود آن حضرت است) بريده و به دورترين افراد (بنى اميّه) پيوستيد!بدانيد! اگر از پيشوا و رهبر خود پيروى کنيد شما را به همان راهى مى برد که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از آن راه رفت، از رنج هاى بى راهه رفتن آسوده خواهيد شد و بار سنگين مشکلات را از گردن خود برمى داريد
id: {خطبه 129} 
 اى بندگان خدا! شما و آنچه در اين دنيا به آن اميد داريد، مهمانانى هستيد براى مدتى معين، و بدهکارانى که مورد بازخواست و مطالبه قرار مى گيريد، سرآمدى کوتاه داريد، و اعمالى که (نزد خدا) محفوظ است
id: {خطبه 207} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که در بعضى از روزهاى جنگ صفين هنگامى که مشاهده کرد فرزندش امام حسن (عليه السلام) براى جنگ شتاب دارد، بيان فرمود اين جوان (امام حسن (عليه السلام)) را از طرف من بگيريد و نگاه داريد (تا به ميدان جنگ پا نگذارد) مبادا (مرگ او) مرا درهم بکوبد، زيرا من هرگز حاضر نيستم اين دو ـ يعنى امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) ـ را از دست بدهم تا نسل رسول خدا (صلي الله عليه و آله) با مرگ آن ها قطع نشود
id: {خطبه 216} 
 هنگامى که سخن امام (عليه السلام) به اين جا رسيد يکى از يارانش به پا خاست و با گفتارى طولانى که در آن مدح و ثناى فراوانى درباره امام (عليه السلام) بود آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال از آن حضرت، اعلام کرد و امام (عليه السلام) در پاسخ او فرمود: سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظيم است ـ دربرابر آن عظمت ـ همه چيز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر به اين امر، کسى است که نعمتى که خدا به او داده بزرگ است و احسانى که به او کرده فراوان؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر کسى بيشتر شود حق وى بر او فزون تر مى گردد
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت علی علیه السلام بی ارزشی چه چیزی را به آب بینی گوسفند تشبیه می‌كند؟
\مواد مشابه: خطبه 14
خطبه 170
خطبه 19
خطبه 97
خطبه 130
خطبه 23
خطبه 4
خطبه 157
خطبه 127
خطبه 135

id: {خطبه 14} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که در پايان جنگ جمل ايراد فرموده اندسرزمين شما به آب نزديک است و از آسمان دور، عقل هايتان سبک و افکارتان سفيهانه است! از اين جهت شما هدف خوبى براى تيراندازان هستيد و لقمه چربى براى مفت خواران و شکار خوبى براى صيّادان و درندگان!
id: {خطبه 170} 
 امام (عليه السلام) فرمود: بگو ببينم اگر آن ها تو را به عنوان «پيشگام قافله» فرستاده بودند که محلّ نزول باران (و جايگاه آب و گياه) را براى آنان بيابى (و تو اين کار را مى کردى) سپس به سوى آن ها بازمى گشتى و از مکان آب و گياه آگاهشان مى ساختى، ولى آن ها با تو مخالفت مى کردند و به سوى سرزمين هاى بى آب و علف روى مى آوردند، تو چه مى کردى؟ در جواب گفت: آن ها را رها مى ساختم و به جايى که آب و گياه بود مى رفتم
id: {خطبه 19} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است آن را هنگامى بيان فرمود که در مسجد کوفه بر منبر بود، «اشعث بن قيس» به امام (عليه السلام) اعتراض کرد که اى اميرمؤمنان! اين مطلبى که گفتى، به زيان تو است نه به سود تو، امام (عليه السلام) با بى اعتنايى نگاهى به او کرد و فرمود: تو چه مى فهمى که چه چيز به سود من است و چه چيز به زيان من؟ لعنت خدا و لعنت همه لعنت کنندگان بر تو باد! اى بافنده (دروغ)، فرزند بافنده! و اى منافق فرزند کافر! به خدا سوگند يک بار کفر، تو را اسير کرد و يک بار اسلام، مال و حسب تو نتوانست تو را از هيچ يک از اين دو اسارت آزاد سازد (و اگر آزاد شدى به کمک اموال ديگران يا با خواهش و التماس و خيانت بود)! (آرى!) آن کس که شمشيرها را به سوى قبيله اش هدايت کند و مرگ را به سوى آنان سوق دهد سزاوار است که نزديکانش به او خشم ورزند و بيگانگان به او اعتماد نکنند
id: {خطبه 97} 
 پيشانى آن ها از سجده هاى طولانى پينه بسته بود همچون زانوى گوسفند
id: {خطبه 130} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که خطاب به «ابوذر» هنگامى که به «ربذه» تبعيد مى شد، ايراد فرمود اى ابوذر! تو به خاطر خدا (بر آن ها) غضب کردى پس به آن کس که برايش غضب کردى اميدوار باش، آن گروه به خاطر دنيايشان از تو بر ترسيدند و تو به خاطر دينت از آن ها ترسيدى! بنابراين، آنچه را که آن ها براى (از دست دادن) آن در وحشت اند به خودشان واگذار، و براى آنچه به دليل از دست رفتنش مى ترسى، از آن ها فرار کن! چه نيازمندند آن ها به آنچه از آن منعشان کردى، و چه بى نيازى از آنچه تو را از آن منع کردند
id: {خطبه 23} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن فقرا را به زهد و ثروتمندان را به محبّت سفارش مى کند
id: {خطبه 4} 
 من امروز حوادث عبرت انگيز تاريخ را که خاموش است و براى اهل معرفت گوياست براى شما به سخن درمى آورم تا حقايق را فاش کنم، آن کس که از دستورات من تخلّف کند، از حق دور گشته است؛ (زيرا) از زمانى که حق را به من نشان داده اند هرگز در آن ترديد نکرده ام (و نگرانى من هرگز براى خودم نبوده بلکه براى اين بوده که مبادا مردم گمراه شوند همان گونه که) موسى (عليه السلام) هرگز احساس ترس درباره خودش نکرد بلکه از اين مى ترسيد که جاهلان و دولت هاى گمراه غلبه کنند و مردم را به گمراهى بکشانند، امروز ما و شما بر سر دو راهى حق و باطل قرار گرفته ايم (ما به سوى حق مى رويم و شما به راه باطل، چشم باز کرده و در کار خود تجديد نظر کنيد) کسى که اطمينان به آب داشته باشد تشنه نمى شود (و تشنگى هاى کاذب که معمولا هنگام وحشت از فقدان آب، بر انسان چيره مى شود، به سراغ او نمى آيد، همچنين کسى که رهبر و راهنماى مطمئنّى دارد در دام شک و وسوسه هاى شيطان نمى افتد)
id: {خطبه 157} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن، مردم را به تقوا تشويق و ترغيب مى کند
id: {خطبه 127} 
 از جدايى بپرهيزيد (جدايى از توده هاى عظيم و مومن) زيرا افراد تنها وجدا، نصيب شيطان اند، همان گونه که گوسفند تک رو، طعمه گرگ است
id: {خطبه 135} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است آن را زمانى ايراد فرمود که ميان آن حضرت و عثمان مشاجره اى روى داد و «مغيرة بن اخنس» به «عثمان» گفت: من به حساب او مى رسم و جلوى او را خواهم گرفت! اى پسر ملعون ابتر! و اى فرزند درخت بى ريشه و شاخه! تو به حساب من مى رسى؟! به خدا سوگند! هرگز خداوند کسى را که تو ياورش باشى عزّت نمى دهد؛ و آن کس که تو دستش را بگيرى به پا نمى خيزد! از نزد ما بيرون شو! خدا مقصد تو را دور کند (و هرگز به مقصود نرسى) برو هرچه در توان دارى به کار گير، خدا تو را زنده نگذارد اگر آنچه را در توان دارى به کار نگيرى!
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت علی علیه السلام چه چیزی را به آبی متعفن و لقمه‌ای گلوگیر تشبیه می‌كند؟
\مواد مشابه: خطبه 182
خطبه 158
خطبه 144
خطبه 19
خطبه 182
خطبه 216
خطبه 157
خطبه 181
خطبه 170
خطبه 23

id: {خطبه 182} 
 راستى، برادران ما که خونشان در صفين ريخته شد (و شربت شهادت نوشيدند) اگر امروز زنده نيستند که از اين لقمه هاى گلوگير بخورند و از اين آب هاى ناگوار بنوشند (و اين حوادث دردناک را ببينند)، چه ضررى کردند؟ به خدا سوگند! آن ها به لقاى پروردگار نائل شدند و خدا پاداششان را به طور کامل عطا فرمود وآن ها را در سراى امن و امان بعد از اين زندگى پر از خوف جاى داد
id: {خطبه 158} 
 (و به آن ها خطاب مى شود:) شما حکومت را به غير اهلش سپرديد و آن را در غير محلّش قرار داديد (و اين نتيجه کار خود شماست) و به زودى خداوند از ستمگران انتقام مى گيرد (و کارهايشان را موبه مو کيفر مى دهد) خوردنى به خوردنى و آشاميدنى به آشاميدنى، دربرابر هر لقمه لذيذى که خوردند لقمه اى بس ناگوار و زهرآلود خواهند خورد و در مقابل هر جرعه گوارايى، جامى تلخ و مسموم خواهند نوشيد
id: {خطبه 144} 
 آن ها (حاميان باطل) دنيا را مقدّم داشتند، و آخرت را عقب انداختند، آب گوارا و صاف (نعمت هاى جاويدان) را رها کردند، و آب هاى متعفن (هوس هاى زودگذر دنيا) را نوشيدند
id: {خطبه 19} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است آن را هنگامى بيان فرمود که در مسجد کوفه بر منبر بود، «اشعث بن قيس» به امام (عليه السلام) اعتراض کرد که اى اميرمؤمنان! اين مطلبى که گفتى، به زيان تو است نه به سود تو، امام (عليه السلام) با بى اعتنايى نگاهى به او کرد و فرمود: تو چه مى فهمى که چه چيز به سود من است و چه چيز به زيان من؟ لعنت خدا و لعنت همه لعنت کنندگان بر تو باد! اى بافنده (دروغ)، فرزند بافنده! و اى منافق فرزند کافر! به خدا سوگند يک بار کفر، تو را اسير کرد و يک بار اسلام، مال و حسب تو نتوانست تو را از هيچ يک از اين دو اسارت آزاد سازد (و اگر آزاد شدى به کمک اموال ديگران يا با خواهش و التماس و خيانت بود)! (آرى!) آن کس که شمشيرها را به سوى قبيله اش هدايت کند و مرگ را به سوى آنان سوق دهد سزاوار است که نزديکانش به او خشم ورزند و بيگانگان به او اعتماد نکنند
id: {خطبه 182} 
 از خطبه هاى امام (علیه السلام) است از «نوف بکّالى» نقل شده که امیرمؤمنان على (علیه السلام) در کوفه روى قطعه اى سنگ، که «جعدة بن هبیره مخزومى» نصب کرده بود ایستاد در حالى که پیراهنى خشن از پشم بر تن داشت و شمشیرش را با بندى از لیف خرما حمایل کرده بود و در پاهایش کفشى از لیف خرما بود و پیشانى اش براثر سجده، پینه بسته بود، و این خطبه را ایراد کرد
id: {خطبه 216} 
 هنگامى که سخن امام (عليه السلام) به اين جا رسيد يکى از يارانش به پا خاست و با گفتارى طولانى که در آن مدح و ثناى فراوانى درباره امام (عليه السلام) بود آن حضرت را ستود و اطاعت کامل خود را در همه حال از آن حضرت، اعلام کرد و امام (عليه السلام) در پاسخ او فرمود: سزاوار است کسى که جلال خدا در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش عظيم است ـ دربرابر آن عظمت ـ همه چيز جز خدا در نظرش کوچک جلوه کند، و از همه سزاوارتر به اين امر، کسى است که نعمتى که خدا به او داده بزرگ است و احسانى که به او کرده فراوان؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر کسى بيشتر شود حق وى بر او فزون تر مى گردد
id: {خطبه 157} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن، مردم را به تقوا تشويق و ترغيب مى کند
id: {خطبه 181} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است امام (عليه السلام) يکى از ياران خود را فرستاد تا از وضع گروهى از سپاه کوفه که تصميم داشتند به سبب ترس از آن حضرت به گروه خوارج بپيوندند، اطّلاعى کسب کند
id: {خطبه 170} 
 امام (عليه السلام) چگونگى رفتار خويش را به گونه اى بيان فرمود که حقانيّت آن حضرت بر آن شخص روشن شد
id: {خطبه 23} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن فقرا را به زهد و ثروتمندان را به محبّت سفارش مى کند
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: چه كسی دوبار اسیر شده است؟
\مواد مشابه: خطبه 192
خطبه 103
خطبه 97
خطبه 119
خطبه 175
خطبه 163
خطبه 103
خطبه 144
خطبه 33
خطبه 108

id: {خطبه 192} 
 چگونه ممکن است کسى بعد از ابليس همان نافرمانى او را انجام دهد ولى در برابر (خشم) خدا سالم بماند؟ نه، هرگز چنين نخواهد بود، هيچ گاه خدا انسانى را با داشتن صفتى وارد بهشت نمى کند که براثر همان صفت فرشته اى را از بهشت بيرون کرده است
id: {خطبه 103} 
 (آخر الزّمان) زمانى است که هيچ کس از فتنه ها نجات نمى يابد، مگر مؤمنى که بى نام ونشان است! اگر حاضر باشد، شناخته نمى شود و اگر غايب شود کسى سراغ او را نمى گيرد
id: {خطبه 97} 
 اگر خداوند، ظالم و ستمگر را مهلت دهد چنان نيست که فرصت مجازات او از دستش برود
id: {خطبه 119} 
 (امام (عليه السلام) ياران خود را تشويق به جهاد و مقابله با غارتگران شام کرد، ولى آن ها ساکت ماندند) فرمود: شما را چه شده است؟ مگر لال شده ايد؟! (چرا جواب نمى دهيد؟!)
id: {خطبه 175} 
 اى مردمى که (غافليد، امّا) از شما غفلت نمى شود (و تمام کردارتان را مأموران الهى ثبت مى کنند) و اى کسانى که (فرمان خدا را) ترک مى کنيد، امّا شما را ترک نمى کنند؛ چه شده است که مى بينم از خدا روى برتافته ايد و به غير او روى آورده ايد؟گويا شما گلّه شتران يا گوسفندانى هستيد که چوپان، آن ها را به چراگاه «وباخيز» و چشمه اى بيمارى زا مى برد (يا) همچون حيوان پروارى هستيد که مى خواهند (آن را فربه کنند تا) کارد بر گلويش نهند، ولى خودش نمى داند چه برنامه اى براى او در نظر گرفته شده است
id: {خطبه 163} 
 تا کى (باقى است)؟ آشکارى است که درباره اش نتوان گفت: از چه چيز عيان شده است؟ و مخفى و پنهانى است که نمى توان گفت: در چه چيز پنهان شده است؟ او نه جسم قابل رؤيت است که بتوان انتهايش را جست وجو کرد و نه پوشيده و پنهان است که چيزى بر آن محيط باشد
id: {خطبه 103} 
 آنچه از دنيا از دست رفته و پشت کرده، هيچ گاه برنمى گردد، و آينده معلوم نيست چگونه خواهد بود تا در انتظارش باشيم
id: {خطبه 144} 
 آگاه باشيد! خداوند پرده از اسرار درون بندگان خود (با آزمايش ها) برداشته، نه به اين دليل که از آنچه انسان ها در درون پنهان داشته اند و اسرارى که فاش نکرده اند بى خبر است، بلکه به اين دليل که مى خواهد آن ها را امتحان کند تا آشکار شود کدام يک عمل نيکوتر انجام مى دهد تا ثواب و کيفر، پاداش و مجازات عمل باشد
id: {خطبه 33} 
 قريش از من چه مى خواهد؟ به خدا سوگند! هنگامى که کافر بودند باجنگيدم و اکنون که منحرف شده اند باز با آن ها مى جنگم (تا به راه خدا برگردند)
id: {خطبه 108} 
 و باطن آن ها (منافقان) براى اهل بصيرت آشکار شده است، و راه حق براى پويندگان آن هويدا گشته است
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: «عرف‌ النار» لقب چه كسی و به چه معنا است؟
\مواد مشابه: خطبه 182
خطبه 152
خطبه 179
خطبه 16
خطبه 186
خطبه 90
خطبه 152
خطبه 185
خطبه 195
خطبه 149

id: {خطبه 182} 
 او همان کسى است که با موسى سخن گفت و آيات بزرگش را به او نشان داد بى آن که نياز به اعضا و ابزار و زبان و حنجره داشته باشد
id: {خطبه 152} 
 آن کس که او را (با صفات مخلوقات) وصف کند، محدودش ساخته و کسى که براى او حدّى قائل شود، او را به شمارش درآورده و آن کس که او را به شمارش درآورد، ازليّتش را انکار کرده و آن کس که بپرسد: چگونه است؟ وصفش کرده و آن کس که بگويد: کجاست؟ مکانى براى او قائل شده است
id: {خطبه 179} 
 او خالق و سازنده است؛ اما نه با (دست و) اعضاى پيکر، او لطيف است؛ اما نه به اين معنا که پنهان باشد، و بزرگ و قدرتمند است؛ ولى نه به اين معنا که جفاکار باشد
id: {خطبه 16} 
 آن کس که به ناحق ادّعا (ى امامت و ولايت) کند هلاک مى شود (چرا که هم خودش گمراه است و هم ديگران را به گمراهى مى کشاند) و آن کس که با دروغ و افترا (بر خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله)) چنين مقامى را طلب کند محروم مى گردد و به جايى نمى رسد
id: {خطبه 186} 
 کسى که براى خدا کيفيّتى قائل گردد او را يگانه ندانسته و آن کس که براى او مانند قرار دهد به حقيقتش پى نبرده و هر کس او را به چيزى تشبيه کند به مقصد نرسيده و آن کس که به او اشاره کند يا در وهم و انديشه آورد، او را منزّه (از صفات مخلوقات) ندانسته است
id: {خطبه 90} 
 آن کس که بر او توکّل کند، مشکلاتش را کفايت مى کند و هر کس از او چيزى بخواهد به او عطا مى نمايد و آن کس که به او قرض دهد (در راهش انفاق کند) به او بازمى گرداند و آن کس که شکر نعمتش را به جا آورد، به او پاداش مى دهد
id: {خطبه 152} 
 يگانه است؛ ولى نه به معناى وحدت عددى (بلکه به اين معنا که شبيه و نظير ندارد)، و خالق و آفريننده است؛ اما نه به اين معنا که حرکت و رنج و تعبى در اين راه متحمّل شود
id: {خطبه 185} 
 (او بزرگ است) امّا نه به اين معنا که حد و مرز جسمش طولانى است، (او باعظمت است) امّا نه به اين معنا که ابعاد جسمانى فوق العاده بزرگى دارد، بلکه شأن و مقامش بزرگ و والاست و سلطه اش باعظمت!
id: {خطبه 195} 
 او در همه جا و در هر لحظه و با هر کس از انس و جنّ همراه است
id: {خطبه 149} 
 اى مردم! هر کس از هر چه فرار کند، در همان حال فرار به آن مى رسد! «اجل» سرآمد زندگى و پايان حيات است، و فرار از آن، رسيدن به آن است! چه روزهايى که من به بحث و کنجکاوى درباره اسرار و باطن اين امر (پايان زندگى) پرداختم، ولى خداوند جز اخفاى آن را نخواسته است
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت علی علیه السلام ترسناكترین فتنه برای مؤمنین را، فتنه چه كسی می‌داند؟
\مواد مشابه: خطبه 93
خطبه 128
خطبه 156
خطبه 93
خطبه 151
خطبه 50
خطبه 156
خطبه 93
خطبه 5
خطبه 2

id: {خطبه 93} 
 آگاه باشيد! وحشتناک ترين فتنه ها براى شما ازنظر من، فتنه بنى اميّه است! چراکه فتنه اى است کور و تاريک؛ و حکومت آن فراگير است (و همه تحت فشار آن حکومت ظالم قرار مى گيرند،) ولى بلاى آن ويژه گروه خاصّى است، هرکس در آن فتنه بصير و بينا باشد (و با آن به ستيز برخيزد) بلا دامان او را مى گيرد
id: {خطبه 128} 
 (هنگامى که امام (عليه السلام) از فتنه صاحب الزنج و حمله مغول با ذکر بسيارى از جزئيات خبر داد) يکى از ياران آن حضرت عرض کرد: اى اميرمومنان! شما داراى علم غيب هستيد! امام (عليه السلام) خنده اى کرد و به آن مرد که از طائفه بنى کلب بود فرمود: اى برادر کلبى! اين علم غيب نيست اين تعلّم وآموخته اى است از يک عالِم (پيامبر اسلام 9)؛ علم غيب تنها علم (به زمان قيام) قيامت است و آنچه خداوند سبحان در اين آيه برشمرده است، آن جا که مى فرمايد: «آگاهى به وقت قيامت نزد اوست، او باران را نازل مى کند، و از آنچه در رحم مادران است باخبر است هيچ کس (جز او) نمى داند فردا چه خواهد کرد و هيچ کس نمى داند در کدامين سرزمين از دنيا مى رود
id: {خطبه 156} 
 (در ادامه اين خطبه) مردى به پا خاست و عرض کرد: اى اميرمؤمنان! ما را از آن فتنه (ى بزرگ) آگاه ساز! و آيا دراين باره از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سؤال کردى؟ فرمود: (آرى) هنگامى که خداوند آيه (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَکُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ)؛ «آيا مردم گمان کردند همين که بگويند: ايمان آورديم، به حال خود رها مى شوند؟»، را نازل فرمود، من مى دانستم آن فتنه و آن آزمايش بزرگ، تا زمانى که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در ميان ماست نازل نمى شود؛ از همين رو عرض کردم: اى رسول خدا! منظور از اين آزمايش و فتنه بزرگ چيست که خدا تو را از آن آگاه ساخته است؟»
id: {خطبه 93} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن از فضل و آگاهى هاى خود و (عمدتآ) از فتنه هاى بنى اميّه خبر مى دهد
id: {خطبه 151} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن مردم را از فتنه ها بر حذر مى دارد
id: {خطبه 50} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که در آن از فتنه هايى که سبب ويرانى جامعه ها مى شود سخن به ميان آمده و اين فتنه ها تشريح شده است آغاز پيدايش فتنه ها پيروى از هوى وهوس ها و بدعت هايى است که با کتاب خدا مخالفت دارد و گروهى (چشم و گوش بسته يا هوى پرست آگاه) به پيروى از آن ها برمى خيزند و برخلاف دين خدا از آن ها حمايت مى کنند
id: {خطبه 156} 
 عرض کردم: اى رسول خدا! در چنين شرايطى اين افراد را که داراى چنين صفاتى هستند در چه مرتبه اى قرار دهم؟ آيا کار آن ها به منزله ارتداد و بازگشت از دين است يا به منزله فتنه و انحراف از احکام خدا؟ فرمود: به منزله فتنه بدان (و با آنان همچون مسلمانان خطاکار رفتار کن)
id: {خطبه 93} 
 بعد از حمد و ثناى الهى (فرمود:) اى مردم! من چشم فتنه را کور کردم ـ وکسى جز من جرأت اين کار را نداشت! ـ بعد از آن که ظلمتِ فتنه ها، در همه جا گسترده شد و به آخرين درجه شدّت رسيد!از من سؤال کنيد (و آنچه را درباره سرنوشت خود و آينده مى خواهيد از من بپرسيد) پيش از آن که مرا از دست بدهيد
id: {خطبه 5} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است هنگامى که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) رحلت فرمود، عباس و ابوسفيان به على (عليه السلام) عرض کردند که آماده اند با او براى خلافت بيعت کنند (و اين در زمانى بود که بيعت در «سقيفه» براى «ابوبکر» پايان يافته بود ـ حضرت نپذيرفت و اين خطبه را ايراد فرمود ـ و در آن، نهى از فتنه و آشوب مى کند و از روحيه و آگاهى هاى خود پرده برمى دارد)
id: {خطبه 2} 
 (خداوند پيامبرش را در زمانى فرستاد که) مردم در فتنه ها گرفتار بودند؛ فتنه هايى که رشته دين در آن گسسته و ستون هاى ايمان و يقين متزلزل شده بود
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: مراد از«ناكثین»، «قاسطین» و «مارقین» چه كسانی هستند؟
\مواد مشابه: خطبه 238
خطبه 29
خطبه 152
خطبه 17
خطبه 163
خطبه 192
خطبه 124
خطبه 111
خطبه 109
خطبه 149

id: {خطبه 238} 
 آن ها نه از مهاجران اند، نه از انصار، نه از کسانى که خانه و زندگى خود را در اختيار مهاجران قرار دادند و از جان و دل ايمان را پذيرفتند
id: {خطبه 29} 
 درد شما چيست؟ داروى شما کدام است؟ طبابت و درمانتان از چه راهى ميسّر است؟ اين گروه (شاميان) مردانى مانند شما هستند (چرا آن ها اين گونه متحدند و گوش به فرمان پيشواى ظالمشان هستند، ولى شما اين گونه پراکنده و عصيانگريد؟) آيا سخن بدون آگاهى (مشکلى را حل مى کند؟) و غفلت آميخته با بى تقوايى و اميد به پيروزى، در حالى که شايستگى آن را نداريد، (شما را به جايى مى رساند؟)
id: {خطبه 152} 
 با سلطه و قدرتش از همه اشيا جداست و همه آن ها از او جدا هستند؛ چرا که در برابر او خاضع اند و بازگشتشان به سوى اوست
id: {خطبه 17} 
 به خدا شکايت مى برم از گروهى که در جهل و نادانى زندگى مى کنند و در گمراهى جان مى دهند و مى ميرند! گروهى که در ميان آن ها متاعى کسادتر از قرآن مجيد نيست، اگر درست خوانده و تفسير شود! و متاعى بهتر و گران بهاتر از آن، نزد آن ها وجود ندارد، اگر آن را از مفاهيم اصلى اش تحريف کنند (و مطابق هواى نفسشان تفسير نمايند)! نزد آن ها چيزى زشت تر و ناشناخته تر از معروف نيست! و (چيزى) نيکوتر و آشناتر از منکر وجود ندارد (چرا که تمام وجود زشتشان هماهنگ با منکرات است و بيگانه از نيکى و معروف)!
id: {خطبه 163} 
 سپس از جايگاه خود به سرايى که هرگز آن را مشاهده نکرده بودى و راهِ به دست آوردن منافعش را نمى شناختى فرستاده شدى (بگو:) چه کسى تو را براى به دست آوردن غذا به مکيدن پستان مادرت هدايت کرد؟ و چه کسى موارد نيازها و مقصودت را به تو معرفى نمود؟ هيهات! آن کس که از وصف موجوداتى که داراى شکل و اندام و اعضاى پيکرند ناتوان است از وصف خالق خويش ناتوان تر مى باشد و از شناخت او از طريق صفات مخلوقات دورتر است
id: {خطبه 192} 
 از آنچه به امّت هاى مستکبر پيشين، از عذاب الهى و قهر خدا و کيفرها و مجازات هاى او رسيد، عبرت بگيريد و از قبرهاى آن ها و خوابگاهشان در زير خاک پند آموزيد و به خدا از عوامل شوم کبر پناه بريد، آن گونه که از بلاها و مشکلات روزگار به او پناه مى بريد
id: {خطبه 124} 
 از پرچم خود به خوبى پاسدارى کنيد و آن را به اين طرف و آن طرف مايل نسازيد و اطراف آن را خالى نکنيد و جز به دست دلاوران و مدافعان سرسخت خود، نسپاريد، زيرا آنان که در حوادث سخت دربرابر مشکلات ايستادگى مى کنند همان ها هستند که از پرچمشان به خوبى پاسدارى مى نمايند، گرداگرد آن را مى گيرند و از چپ و راست و از پيش و پس مراقب آن هستند، نه از آن عقب مى مانند که تسليم دشمنش کنند و نه از آن پيشى مى گيرند که رهايش سازند
id: {خطبه 111} 
 چه بسيار کسانى که بر آن (=دنيا) تکيه کردند ناگهان آن ها را به درد و رنج افکند، و چه بسيار افرادى که به آن اطمينان کردند ولى آن ها را بر زمين کوبيد
id: {خطبه 109} 
 آن ها از همه آفريده هاى تو به تو آگاه ترند، و بيش از همه، از تو خائف اند، و از همه به تو نزديک تر
id: {خطبه 149} 
 اى مردم! هر کس از هر چه فرار کند، در همان حال فرار به آن مى رسد! «اجل» سرآمد زندگى و پايان حيات است، و فرار از آن، رسيدن به آن است! چه روزهايى که من به بحث و کنجکاوى درباره اسرار و باطن اين امر (پايان زندگى) پرداختم، ولى خداوند جز اخفاى آن را نخواسته است
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: بزرگترین شاهد در نهج‌البلاغه در خطبه 212 چه كسی معرفی شده است؟
\مواد مشابه: خطبه 192
خطبه 151
خطبه 110
خطبه 83
خطبه 196
خطبه 166
خطبه 172
خطبه 104
خطبه 147
خطبه 65

id: {خطبه 192} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که خطبه قاصعه ناميده شده است اين خطبه متضمن نکوهش ابليس (لعنة الله عليه) مى باشد به دليل تکبّر ورزيدن و ترک سجده براى آدم (عليه السلام) و اين که او نخستين کسى است که تعصّب و تکبّر را ظاهر ساخت و نيز امام (عليه السلام) در اين خطبه مردم را از پيمودن راه ورسم ابليس (و تعصّب و تکبّر) بر حذر مى دارد
id: {خطبه 151} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن مردم را از فتنه ها بر حذر مى دارد
id: {خطبه 110} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن از ارکان اسلام سخن مى گويد
id: {خطبه 83} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است اين خطبه خطبه شگفت انگيزى است و به نام خطبه غرّاء (درخشان) ناميده مى شود در اين خطبه، صفات خداوند متعال بيان شده و سپس توصيه به تقوا و بعد برحذر داشتن از دنيا و سپس مسائلى مربوط به قيامت و بعد از آن آگاه ساختن مردم از آنچه در آن هستند از زرق وبرق دنيا و سپس اشاره به برترى آن حضرت در شيوه تذکّر به مردم، آمده است
id: {خطبه 196} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است
id: {خطبه 166} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است
id: {خطبه 172} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است
id: {خطبه 104} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است
id: {خطبه 147} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن، هدف از بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) (و اهميّت قرآن و بخشى از حوادث آينده) بيان شده است
id: {خطبه 65} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن بحث هاى لطيفى از علم خداوند (و ساير صفات او) مطرح شده است
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت درباره زهد پیامبر صلى الله علیه و آله چه فرمود؟
\مواد مشابه: خطبه 81
خطبه 203
خطبه 103
خطبه 191
خطبه 99
خطبه 100
خطبه 239
خطبه 94
خطبه 236
خطبه 190

id: {خطبه 81} 
 از سخنان امام (عليه السلام) که درباره زهد فرموده است اى مردم! «زهد» همان کوتاهى آرزو، و شکر و سپاس در برابر نعمت، و پارسايى در برابر گناه است
id: {خطبه 203} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است درباره زهد در دنيا و تشويق به آخرت اى مردم! دنيا تنها سراى عبور و آخرت خانه جاودانه است، حال که چنين است از اين گذرگاه خود براى محل استقرار خويش (در آخرت)، توشه برگيريد و پرده هاى خويش را در نزد کسى که از اسرارتان آگاه است ندريد و قلوبتان را از دنيا خارج کنيد پيش از آن که بدن هايتان از آن خارج شود، چراکه شما در دنيا آزمايش مى شويد و براى غير آن، آفريده شده ايد
id: {خطبه 103} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که درباره زهد در دنيا ايراد فرموده است
id: {خطبه 191} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن خداوند را حمد و پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) را ستايش مى کند و به رعايت زهد و تقوا توصيه مى فرمايد
id: {خطبه 99} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که درباره زهد در دنيا سخن مى گويد
id: {خطبه 100} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که درباره رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت گرامى او سخن مى گويد
id: {خطبه 239} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن درباره (فضايل) خاندان پيغمبر (صلي الله عليه و آله) سخن به ميان آورده است آن ها (آل محمّد) مايه حيات علم و دانش، و مرگ جهل و نادانى هستند
id: {خطبه 94} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که صفات خداوند، سپس فضيلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت گرامى آن حضرت را بيان کرده، آنگاه مردم را موعظه مى کند
id: {خطبه 236} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است درباره حوادث بعد از هجرت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ملحق شدن به آن حضرت من خود را در همان راهى قرار دادم که پيامبر (صلي الله عليه و آله) از آن راه رفته بود
id: {خطبه 190} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن حمد خدا مى گويد و بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) ثنا مى فرستد و به رعايت تقوا و پرهيزکارى سفارش مى کند
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت درباره فراگرفتن قرآن چه فرمود؟
\مواد مشابه: خطبه 70
خطبه 223
خطبه 198
خطبه 183
خطبه 133
خطبه 193
خطبه 176
خطبه 128
خطبه 105
خطبه 176

id: {خطبه 70} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که در سحرگاه روزى که در آن ضربت خورد، بيان فرمود در حالى که نشسته بودم، خواب، چشمان مرا فراگرفت؛ ناگهان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بر من ظاهر شد؛ عرض کردم: اى رسول خدا! چه کژى ها و عداوت ها که از امّتت ديدم
id: {خطبه 223} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که به هنگام تلاوت آيه شريفه (يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِيمِ)؛ «اى انسان! چه چيز تو را دربرابر پروردگار کريمت مغرور ساخته است؟»
id: {خطبه 198} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن درباره احاطه علم خداوند به همه جزئيات سخن مى گويد و سپس تشويق به تقوا مى کند و به دنبال آن برترى اسلام و قرآن را بيان مى فرمايد
id: {خطبه 183} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است درباره قدرت خداوند و فضيلت قرآن و توصيه به تقوا و پرهيزکارى
id: {خطبه 133} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که درباره عظمت خداوند و قرآن و پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) سخن مى گويد و مردم را اندرز مى دهد
id: {خطبه 193} 
 سپس فرمود:
id: {خطبه 176} 
 خداوند سبحان، احدى را درباره چيزى مانند قرآن، پند و اندرز نداده است؛ زيرا قرآن رشته محکم خدا و وسيله مطمئن اوست
id: {خطبه 128} 
 (هنگامى که امام (عليه السلام) از فتنه صاحب الزنج و حمله مغول با ذکر بسيارى از جزئيات خبر داد) يکى از ياران آن حضرت عرض کرد: اى اميرمومنان! شما داراى علم غيب هستيد! امام (عليه السلام) خنده اى کرد و به آن مرد که از طائفه بنى کلب بود فرمود: اى برادر کلبى! اين علم غيب نيست اين تعلّم وآموخته اى است از يک عالِم (پيامبر اسلام 9)؛ علم غيب تنها علم (به زمان قيام) قيامت است و آنچه خداوند سبحان در اين آيه برشمرده است، آن جا که مى فرمايد: «آگاهى به وقت قيامت نزد اوست، او باران را نازل مى کند، و از آنچه در رحم مادران است باخبر است هيچ کس (جز او) نمى داند فردا چه خواهد کرد و هيچ کس نمى داند در کدامين سرزمين از دنيا مى رود
id: {خطبه 105} 
 (امّا وظيفه شما اين است که) در فراگرفتن علم بکوشيد، پيش از آن که درخت آن بخشکد و قبل از آن که به خود مشغول گرديد علم و دانش را از معدن آن که نزد اهلش مى باشد استخراج کنيد
id: {خطبه 176} 
 حال که چنين است براى درمان بيمارى هاى خود از قرآن شفا بطلبيد وبراى پيروزى بر سختى ها و مشکلات از آن يارى بجوييد؛ زيرا در قرآن شفاى سخت ترين بيمارى ها يعنى کفر و نفاق و جهل و ضلالت است، بنابراين آنچه را که مى خواهيد، به وسيله قرآن از خدا بخواهيد و با محبّت قرآن به سوى خدا روى آوريد، و هرگز به وسيله آن از مخلوقات او چيزى نخواهيد؛ زيرا بندگان هرگز با چيزى مانند آن به خدا تقرّب نجسته اند
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: در كدام قوم بود كه گناه یك نفر موجب عذاب و كیفر برای همه قوم شد؟
\مواد مشابه: خطبه 201
خطبه 172
خطبه 192
خطبه 201
خطبه 181
خطبه 192
خطبه 1
خطبه 27
خطبه 192
خطبه 178

id: {خطبه 201} 
 اى مردم! رضايت و نارضايتى درباره هر عملى موجب وحدت مردم (در کيفر وپاداش) مى شود (مگر نمى دانيد) ناقه ثمود را تنها يک نفر پى کرد؛ امّا کيفر وعذاب الهى آن، همه قوم ثمود را فراگرفت، زيرا همگى به عمل آن يک نفر راضى بودند
id: {خطبه 172} 
 به خدا سوگند! اگر آن ها فقط به يک نفر دست مى يافتند و او را عمداً و بدون گناه مى کشتند، قتل همه آن لشکر براى من حلال بود؛ چراکه آن ها حضور داشتند و مخالفت نکردند و از او نه با زبان دفاع کردند و نه با دست (و به اين ترتيب، همدست مفسدان فى الارض شدند) چه رسد به اين که آنان گروه بسيارى از مسلمانان را به تعداد همراهانشان که با آن ها وارد بصره شدند به قتل رساندند!
id: {خطبه 192} 
 نمونه هايى از کيفرهاى الهى و عذاب هاى کوبنده او و روزهايى که مجازات وى دامن گنهکاران را گرفت و وقايعى که در اين زمينه اتّفاق افتاد (در قرآن مجيد) در دسترس شماست، بنابراين تهديدهاى الهى را به دليل جهل درباره آن و سبک شمردن مجازات پروردگار و ايمنى از کيفر او، دور نشمريد، زيرا خداوند سبحان مردم قرن هاى پيشين را از رحمت خود دور نساخت جز به اين سبب که امر به معروف و نهى از منکر را ترک کردند، لذا افراد نادان را به سبب گناه و دانايان را به علّت ترک نهى از منکر از رحمت خود دور ساخت
id: {خطبه 201} 
 خداوند سبحان مى فرمايد: (فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ)؛ «آن قوم ناقه را پى کردند و سرانجام (هنگام نزول بلاى فراگير) پشيمان شدند» و طولى نکشيد که سرزمين آنان همچون آهن گداخته اى که در زمين نرمى فرو رود با صداى وحشتناکى فرو رفت
id: {خطبه 181} 
 در اين جا امام (عليه السلام) اين سخن را ايراد فرمود: (اين فراريان) از رحمت خدا به دور باشند همان گونه که قوم ثمود از رحمتش دور شدند، آگاه باشيد که آن ها (افراد غافل و بى خبرى هستند که) اگر نوک نيزه ها به سويشان متوجّه شود و شمشيرها بر فرقشان ببارد از گذشته خود پشيمان خواهند شد (آرى!) شيطان امروز از آن ها درخواستِ تفرقه و جدايى کرده؛ ولى فرداى قيامت از آن ها بيزارى مى جويد و خود را کنار خواهد کشيد
id: {خطبه 192} 
 (سرانجام) آتش غضب براثر کبر و تعصّب ناروا در دلش شعله ور شد و شيطان، باد غرور در بينى او دميد، همان کبر و غرورى که (سبب قتل برادرش شد و) در پايان، خداوند به سبب آن براى او پشيمانى به بار آورد و گناه همه قاتلان را تا روز قيامت بر گردن او افکند
id: {خطبه 1} 
 اين ها همه در حالى است که انواع محرمات آن از هم جدا شده، از گناهان کبيره اى که خداوند وعده آتش خود را بر آن داده تا گناهان کوچکى که غفران و آمرزش خويش را براى آن مهيّا ساخته است و نيز احکامى که انجام کم آن مقبول و مراتب بيشترش مجاز بود و مردم از جهت آن در وسعت بودند (آرى خداوند چنين کتابى را با اين جامعيّت و وسعت و دقّت بر پيامبرش نازل کرد و او بعد از رحلتش آن را در ميان امّت به يادگار گذاشت)
id: {خطبه 27} 
 خداوند شما را بکشد (و از رحمتش دور سازد)! که اين همه خون به دل من کرديد، سينه مرا پر از خشم ساختيد و کاسه هاى غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانديد! با نافرمانى و ترک يارى، نقشه هاى مرا (براى سرکوبى دشمن) تباه کرديد تا آن جا که (امر بر دوست و دشمن مشتبه شد و) قريش گفتند: «پسر ابوطالب، مرد شجاعى است، ولى از فنون جنگ آگاه نيست»! خدا پدرشان را حفظ کند! آيا هيچ يک از آنها از من باسابقه تر و پيشگام تر در ميدان هاى نبرد بوده است؟ من آن روز که آماده جنگ شدم (و گام در ميدان نهادم) هنوز بيست سال از عمرم نگذشته بود و الآن از شصت سال هم گذشته ام، ولى چه کنم؟ آن کس که فرمانش را اطاعت نمى کنند طرح و نقشه و تدبيرى ندارد (و هر اندازه صاحب تجربه، و آگاه باشد، کارش به جايى نمى رسد)
id: {خطبه 192} 
 هنگامى که آن قوم (لجوج) اين صحنه را مشاهده کردند، از روى برترى جويى و تکبّر گفتند: (اگر راست مى گويى) دستور ده (درخت به جاى خود برگردد و) نيمى از آن نزد تو آيد و نيم ديگر در جاى خود باقى بماند
id: {خطبه 178} 
 به خدا سوگند! هرگز ملتى که در ناز و نعمت مى زيستند نعمتشان زوال نيافت، مگر براثر گناهانى که مرتکب شدند؛ زيرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى دارد و اگر مردم هنگامى که بلاها بر آنان نازل مى شود و نعمت ها از آنان سلب مى گردد، با صدق نيّت در پيشگاه خدا تضرّع کرده و با قلب هاى پر از عشق و محبتِ به خدا، از او درخواست کنند، به يقين آنچه را که از دستشان رفته به آنان باز مى گرداند و هر خرابى اى را براى آن ها اصلاح مى کند
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: عواقب روی گرداندن ازجهاد چیست؟
\مواد مشابه: خطبه 27
خطبه 173
خطبه 177
خطبه 157
خطبه 4
خطبه 190
خطبه 98
خطبه 39
خطبه 176
خطبه 111

id: {خطبه 27} 
 از خطببه هاى امام (عليه السلام) استهنگامى که خبر حمله لشکر معاويه به شهر (مرزىِ) انبار، به آن حضرت رسيد، مردم براى جهاد حرکت نکردند؛ امام (عليه السلام) اين خطبه را ايراد مى فرمايد و فضيلت جهاد را، در آن برمى شمرد و مردم را به قيام (در برابر غارتگران شام) تشويق مى کند، همچنين آگاهى خود را به فنون و مديريت جنگ بيان مى دارد و مسئوليّت عواقب اين جمله را متوجه مردمى مى سازد که از وى اطاعت نکردند
id: {خطبه 173} 
 هم اکنون درهاى نبرد ميان شما و(فتنه جويان از) اهل قبله گشوده شده است و اين پرچم (جهاد با مسلمانان منحرف) را جز افراد بينا، با استقامت و آگاه به موارد حق، بر دوش نمى کشند؛ پس آنچه را که به شما فرمان داده شده انجام دهيد و دربرابر آنچه نهى شده، توقّف کنيد و در هيچ کارى عجله نکنيد تا به اندازه کافى درباره آن تحقيق کنيد؛ زيرا ما دربرابر آنچه نمى پسنديد راه هاى تغيير (و جايگزين) داريم
id: {خطبه 177} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که درمورد حکمين مطالبى مطرح مى فرمايد (در ماجراى حکمين) نظر و رأى جمعيّت شما بر اين قرار گرفت که دو نفر را براى حکميّت (در ميان ما و لشکر شام و معاويه) انتخاب کنند و ما از اين دو، پيمان گرفتيم که دربرابر قرآن خاضع باشند و از آن تجاوز نکنند، زبانشان همراه با قرآن و دل هايشان تابع آن باشد؛ ولى آن ها گمراه، و از قرآن روى گردان شدند و حق را ترک کردند؛ با اين که آشکارا آن را مى ديدند؛ جور و ستم، خواسته دل آن ها بود و اعوجاج و کژى موافق فکرشان و پيش از اين که آن ها اين رأى نادرست و حکم جائرانه را صادر کنند با آن ها شرط کرده بوديم که به عدالت حکم کرده و به حق عمل کنند؛ بنابراين هنگامى که اين دو نفر از راه حق منحرف شدند وحکم نادرستى برخلاف حکم خدا صادر کردند ما مى توانيم به استناد دليل محکم براى خود تصميم بگيريم (و حکم آن ها را دور بيفکنيم!)
id: {خطبه 157} 
 بهشت، سرمنزل پيشتازان (در طاعت خدا) و آتش دوزخ، پايان کار کوتاهى کنندگان و تقصيرکاران است
id: {خطبه 4} 
 من همواره منتظر عواقب پيمان شکنى شما بودم و نشانه فريب خوردگان را در شما مى ديدم ولى به دليل استتار شما در لباس دين بود که از شما چشم پوشيدم (و راز شما را افشا نکردم) در حالى که صفاى دل، مرا از درون شما آگاه مى کرد (و از توطئه ها و نيرنگ هاى شما به لطف الهى آگاه بودم)
id: {خطبه 190} 
 به رشته تقوا چنگ زنيد، زيرا رشته اى است با دستاويزهاى محکم وپناهگاهى است که قله آن بلند و اطمينان بخش است، (با اعمال صالح) به استقبال مرگ و سختى هايش برويد، و پيش از فرارسيدنش آماده آن شويد وهرگونه وسيله نجات را قبل از نزول مرگ فراهم سازيد، زيرا پايان کار همه قيامت است، و مرگ براى اندرز خردمندان کفايت مى کند و وسيله عبرتى براى جاهلان است و پيش از فرارسيدن قيامت، مشکلاتى است که مى دانيد، ازجمله تنگى قبرها، شدت غم و اندوه، ترس از حوادث قيامت، بيم و وحشت پى درپى، درهم فرو رفتن استخوان ها (براثر فشار قبر)، کر شدن گوش ها، تاريکى لحد، ترس از وعده عذاب، غم و اندوه تنگناى گور و پوشانده شدن آن از سنگ ها (وسرانجام، خفتن در زير خروارها سنگ و خاک!)
id: {خطبه 98} 
 (در آن حکومت خودکامه) اگر خداوند براى شما عافيت و سلامت پيش آورد (و از اين امواج خطرناک در امان بوديد، اين نعمت الهى را) بپذيريد، (و خدا را شکر گوييد!) و اگر (طوفان حوادث شما را گرفت و) به رنج و ناراحتى گرفتار شديد، شکيبا باشيد، که «سرانجام نيک براى پرهيزکاران است!»
id: {خطبه 39} 
 اى بى اصل ها! براى يارى آيين پروردگارتان منتظر چه هستيد؟ آيا دينى نداريد که شما را دور خود جمع کند و يا غيرتى که شما را به خشم آورد؟ من در ميان شما به پا مى خيزم و فرياد مى کشم ودردمندانه از شما يارى مى طلبم، اما نه سخن مرا مى شنويد و نه از دستورم اطاعت مى کنيد تا زمانى که عواقب اعمال سوء شما ظاهر شود (و پشيمان گرديد، در زمانى که کار از کار گذشته و پشيمانى سودى ندارد) با اين حال با شما نه انتقام خون بى گناهى گرفته مى شود و نه هدف مطلوبى به دست مى آيد
id: {خطبه 176} 
 خداوند متعال مى فرمايد: خدا هيچ گاه شرک به خود را نمى بخشد (و کسانى را که همتايى براى او قرار دهند مشمول عفو نخواهد ساخت)؛ امّا ظلمى که بخشوده مى شود، ستمى است که بندگان با ارتکاب گناهان صغيره به خويشتن کرده اند و امّا ظلمى که بدون کيفر نمى ماند، ظلم بندگان به يکديگر است که قصاص در آن جا شديد است
id: {خطبه 111} 
 زندگانش همواره در معرض مرگ اند، وتندرستانش در معرض بيمارى، حکومتش بر باد است، نيرومندانش مغلوب، صاحبان نعمتش گرفتار، و همسايگانش غارت زده اند
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: حضرت پس از پایان جنگ جمل در نکوهش بعضى از زنان چه فرمود؟
\مواد مشابه: خطبه 80
خطبه 13
خطبه 4
خطبه 12
خطبه 22
خطبه 219
خطبه 82
خطبه 73
خطبه 168
خطبه 113

id: {خطبه 80} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) که پس از جنگ «جمل» در نکوهش (بعضى از) زنان ايراد فرموده است اى مردم! زنان از نظر ايمان و بهره اقتصادى و موهبتِ عقل، کاستى هايى دارند؛ امّا کاستى ايمانِ آن ها، به اين دليل است که از نماز و روزه در ايّام عادت بازمى مانند، و گواهِ کاستى عقول آنان اين است که شهادت دو نفر از آنان همچون شهادت يک مرد است، و امّا کاستى بهره اقتصادى آن ها دليلش اين است که سهم ارث آنان، نصف سهم مردان است
id: {خطبه 13} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است که بعد از واقعه جمل در مذمّت اهل بصره ايراد فرمود(اى اهل بصره) شما لشکريان زن بوديد و پيروان چهارپا (اشاره به شتر عايشه است) تا زمانى که (شتر) نعره مى کشيد به صداى آن پاسخ داديد (و جنگ کرديد)؛ امّا همين که شتر پى شد فرار کرديد
id: {خطبه 4} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) و از فصيح ترين سخنان آن حضرت (عليه السلام) استکه در آن، مردم را اندرز مى دهد و از گمراهى، به سوى هدايت مى بردو گفته مى شود: «اين خطبه را بعد از (جنگ جمل و)کشته شدن طلحه و زبير ايراد فرموده است»
id: {خطبه 12} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است هنگامى که خداوند امام (عليه السلام) را در جنگ «جمل» پيروز ساخت يکى از يارانش عرض کرد: دوست مى داشتم برادرم فلانى همراه ما بود تا شاهد پيروزى هاى الهى بر دشمنان، که خدا نصيب شما کرده است، باشد
id: {خطبه 22} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) استهنگامى که خبر پيمان شکنانِ بيعت امام (عليه السلام) به آن حضرت رسيد اين خطبه را در نکوهش آنان ايراد فرمود و گناه خون عثمان را به گردن آن ها افکند و آنان را تهديد به جنگ کرد
id: {خطبه 219} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است اين سخن را هنگامى فرمود که در روز جنگ جمل از کنار کشته طلحة بن عبدالله و عبدالرحمن بن عتّاب بن اسيد عبور کرد ابومحمد (طلحه) در اين مکان، غريب مانده است (و جسد بى جانش در وسط بيابان افتاده است)
id: {خطبه 82} 
 از سخنان امام (عليه السلام) که در نکوهش دنيا بيان فرمود من چگونه توصيف کنم سرايى را که آغاز آن سختى و مشقّت است و پايانش نيستى و فناست
id: {خطبه 73} 
 از سخنان امام (عليه السلام) که به مروان بن حَکَم در بصره فرمود اويان اخبار، چنين نقل کرده اند که «مروان بن حکم» روز جنگ جمل اسير شد (و او را خدمت على (عليه السلام) آوردند) از امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) شفاعت خواست و آن ها نزد پدر براى او شفاعت کردند و درباره عفو او سخن گفتند، امام (عليه السلام) او را آزاد فرمود
id: {خطبه 168} 
 از سخنان امام (عليه السلام) است پس از بيعت با آن حضرت گروهى از يارانش پيشنهاد کردند: بهتر بود کسانى را که بر عثمان شوريدند کيفر مى کرديد
id: {خطبه 113} 
 از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در نکوهش دنيا (و دنياپرستى) ايراد فرموده است
 
----------------------------------------------------------
متن پرامپت: ویژگی های آمریکا چیست؟
\مواد مشابه: 1398
1388
1387
1402
1392
1400
1400
1394
1397
1392

id: {1398} 
 یکی از رؤسای جمهور سابق آمریکا میگوید آمریکا یک اُلیگارشی است -یعنی حکومت طبقه‌ی خاص بدون دخالت مردم- با رشوه‌خواری سیاسی نامحدود آثار فقر هم در آمریکا فراوان خیابان‌خوابی‌ها بسیار زیاد
id: {1388} 
 ایران قبل از انقلاب در مشت آمریکا بود منابع حیاتیاش در اختیار آمریکا مراکز تصمیم‌گیری سیاسیاش در اختیار آمریکا عزل و نصب مراکز حساس در اختیار آمریکا مرتعی بود برای چرای آمریکائیان و نظامیان آمریکائی و غیر آنها
id: {1387} 
 رژیم ایالات متحده‌ی آمریکا که بعد از پایان روزگار و انهدام شوروی سابق احساس میکرد که کدخدای دهکده‌ی جهانی است و آقا و سرور بیمنازع دنیاست شما ملاحظه کنید در مناطق مختلف دچار بن‌بست دچار اشکالهای اساسی و گره‌های بازنشدنی است
id: {1402} 
 خب الان یک ساعت است که شما مرتّب دارید علیه آمریکا شعار میدهید ــ در اینکه تردیدی نیست ــ امّا مسئله چیست مشکل ما با آمریکا چیست خود آمریکایی‌ها دشمنی‌های خودشان با ملّت ایران را به مسئله‌ی سفارت منسوب میکنند ــ ببینید این که عرض میکنم از روی توجّه و اطّلاع از کارهایی است که دارد میشود و میخواهند بکنند میخواهم شما جوانهای عزیز توجّه داشته باشید ــ کسانی هم به تَبَع آنها همین را تکرار میکنند یعنی چه یعنی میگویند آقا علّت اینکه آمریکا ایران را تحریم میکند با ایران بدی میکند در ایران اغتشاش راه می‌اندازد مشکلات درست میکند علّت این دشمنی‌های آمریکا با ایران این است که دانشجویان شما رفتند سفارت آمریکا را تسخیر کردند این را هم آمریکایی‌ها میگویند هم مَن‌تَبَع آنها در داخل کشور میگویند
id: {1392} 
 یکی از ویژگی‌های نظام استکباری خودبرتربینی است
id: {1400} 
 یک توصیه که توصیه‌ی مهمی است این است که شما که بحمدالله ویژگی‌های خوبی دارید انقلابی هستید پُرتلاش هستید پُرتوان هستید دنبال کار هستید این ویژگی‌ها را حفظ کنید این ویژگی‌ها را تا آخر دوره نگه دارید
id: {1400} 
 بِایستید پای این ویژگی‌های خوب
id: {1394} 
 ابلاغ سیاستهای کلّی ایجاد تحوّل در نظام آموزش و پرورش کشور // اشاره به اظهارات جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا و جان کری وزیر خارجه‌ی آمریکا درباره‌ی مطرح بودن همه‌ی گزینه‌ها برای مقابله با ایران بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام // ازجمله بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام // اشاره به اظهارات رئیس جمهور آمریکا پس از صدور بیانیّه‌ی لوزان‌ اشاره به بیانیّه‌ی وزارت‌خارجه‌ی آمریکا در تاریخ مارس و اعلام حمایت آمریکا از تجاوز دولت سعودی به کشور یمن
id: {1397} 
 دیوان اشعار قصیده‌ای با مطلع یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی / بگفت ای بی‌خبر مرگ از چه نامی زندگانی را صحیفه‌ی امام ج ‌ ص سخنرانی در جمع نمایندگان مجلس // کتاب قانون مغولها محمّدتقی بهار منظومه‌ی چهارخطابه اعلام رسمی استقلال ایالات متّحده‌ی آمریکا از بریتانیا خطبه‌های نماز عید سعید فطر // یکی از حضّار قوّه‌ی قضائیّه
id: {1392} 
 در این بخش من ده ویژگی را یادداشت کرده‌ام که به شما عرض میکنم که اینها ویژگی‌های این سیاستهای اقتصاد مقاومتی است که مطرح شده و در واقع مؤلفه‌های این مجموعه است
 
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------

